آنچه در این مقاله می‌خوانید [پنهان‌سازی]

فهرست مطلب

 

آموزش صبر به کودکان یکی از اساسی‌ترین فضایل اخلاقی است که برای انجام کارها و رفتارهای اخلاقی لازم و ضروری می‌باشد. اما ضمانتی وجود ندارد که همه‌ی کودکان دارای صبر باشند. باید صبر و شکیبایی را رشد و پرورش داد و برانگیخت.

کودکانی که عامل صبر و شکیبایی در آن‌ها ضعیف باشد، متأسفانه در معرض مشکلات مهمی قرار خواهند داشت. در درون این کودکان ترمزی به نام صبر فعال نیست تا در هنگام هجوم افکار و ایده‌‌های مخرب، مانع‌شان شود. در نتیجه آن‌ها با سرعت زیاد به جلو حرکت کرده و در قلب دردسر گرفتار خواهند شد. اتفاقی که امروزه به نظر می‌رسد گریبان‌گیر بسیاری از کودکان ما شده است.

امروزه با توجه به گزینه‌های مختلف وسوسه‌انگیز و برخی مواقع خطرناک که پیش روی کودکان ما قرار دارد، پرورش و تقویت این فضیلت اخلاقی به مراتب مهم‌تر از هر زمان دیگری است. با این کار علاوه بر افزایش بهره‌ی هوش اخلاقی کودکان‌مان، حتی زندگی آن‌ها را نیز نجات خواهیم داد.


مشکل حاد صبوری ضعیف در کودکان

این عامل مهم و اساسی در هوش اخلاقی به کودک کمک می‌کند تا رفتارهای خود را تنظیم کرده و به گونه‌ای عمل کند که در ذهن و قل‌ش می‌داند درست است. کودک با پرورش صبر و تحمل، اراده‌ای محکم و استوار یافته و خیلی سادگی به وسوسه‌هایی که او را به سمت و سوی انتخاب‌های نادرست می‌راند، “نه” خواهد گفت. به عبارتی این عامل اساسی و نیرومند، کودک ما را به سمت رفتارهای اخلاقی هدایت و رهبری خواهد کرد.

بردباری مکانیسمی قوی در درون هر انسانی است که به او کمک می‌کند انتخاب‌هایی اخلاقی و عاقلانه انجام دهد و مانعی است موقتی در انجام کارهای بالقوه خطرناکی که گاهی از ذهن هر فردی تراوش می‌شود. شکیبایی چند ثانیه‌ای به کودک زمان می‌دهد تا پیامدهای احتمالی رفتار خود را تشخیص دهد. این زمان حیاتی باعث می‌شود او ترمز صبر خود را بکشد و بر مبنای اندیشه‌های مخرب خود رفتار نکند.

صبر و شکیبایی مخصوصاً برای کودکان امروزی که در دنیایی پر از  خشونت و غیر قابل‌پیش‌بینی پرورش می‌یابند، بسیار حیاتی است.

زمانی را تصور کنید که هر سه فضیلت اخلاقی اساسی در پرورش هوش اخلاقی کودکان ـ همدلی، وجدان و صبر و شکیبایی ـ حضور نداشته باشند، در این هنگام کودک مانند بمبی ساعتی است که هر لحظه در آستانه‌ی انفجار خواهد بود.

کودکانی که توانایی همدلی با احساسات و عواطف دیگران و از طرفی کنترلی بر وسوسه‌های ویرانگر خود ندارند و در ضمن از وجدانی نیرومند که مرتب آنان را به سمت کارهای درست هدایت کند نیز برخوردار نباشند، قطعاً در مواجهه با عوامل مسموم و پرنفوذی که در مقابل‌شان قرار خواهد داشت، کاملاً بی‌دفاع خواهند بود.

به باور روان‌شناسان، از بین سه عامل مهم در پرورش هوش اخلاقی کودکان، خویشتن‌داری از همه کمیاب‌تر است.

 

چهار موضوع که به طور خاص مخرب بوده و مانعی بزرگ در رشد این فضیلت مهم محسوب می‌شوند

1.پدر و مادر بسیار خسته و گرفتار فشارهای روحی

امروزه وضعیت زندگی نسبت به گذشته بسیار متفاوت شده است. با بالا رفتن تجملات و مصرف‌گرایی، هزینه‌های زندگی به شدت سرسام‌آور شده و نتیجه‌ی این وضع اشتغال زنان در سطحی وسیع است. پدران و مادران برای به دست آوردن پول بیشتر، ساعات زیادی را به کار مشغول می‌شوند.

این امر منجر به افزایش فشارهای وارده به آن‌ها و در نتیجه صبر و بی‌حوصلگی‌شان خواهد شد. امروزه پدرها و مادرها به دلیل خستگی و فشارهای روحی و روانی زیاد ناشی از کار طاقت‌فرسا و طولانی، توانی برای رسیدگی به وضعیت کودکان خود نخواهند داشت و این بی‌حوصلگی و خستگی، تأثیر مستقیم و شدیدی بر خویشتن‌داری کودکان گذاشته است.

موضوع بسیار ساده است. زمانی که کودک می‌بیند مادر و پدرش به عنوان نخستین آموزگاران او حوصله و خویشتن‌داری ندارند، قطعاً از آن‌ها تقلید کرده و به فردی پرخاشگر و نامهربان تبدیل خواهد شد.

 

دیدن رفتار دیگران، بهترین راه یادگیری صبوری برای کودک است.

آموزش صبر به کودکان و والدین

در هر صورت والدین پرمشغله‌ی امروزی فشارهای روحی خود را به فرزندان‌شان انتقال می‌دهند. متأسفانه این قبیل والدین تنها بی‌حوصلگی و عصبانیت را به فرزندان خود منتقل نمی‌کنند، بلکه به صورت ناخواسته الگوی بسیاری از رفتارهای نادرست و غیراخلاقی مانند سیگار کشیدن، پرخوری، زیاده‌روی در تماشای تلویزیون، ولخرجی‌های بی‌مورد، ناسزاگویی، عادات بدغذایی و … برای کودکان خود خواهند بود.

به نظر شما اگر پدر و مادر که مهم‌ترین اشخاص در زندگی کودک هستند، برای دلبندشان سرمشق خوبی نباشند، او باید فضیلت‌های مهم اخلاقی را از چه کسی بیاموزد؟

با در نظر گرفتن ساعات کاری، زمان استراحت و رفت و آمد، این پدرها و مادرها به طور میانگین در هفته تنها دو ساعت را می‌توانند به فرزندان خود اختصاص دهند. چنین مطلب بیانگر این است که فرزندان این والدین به احتمال زیاد در مابقی این مدت که زمانی بسیار طولانی است، تحت نظر افرادی هستند که وظیفه‌ی نگهداری او را بر عهده دارند.

در چنین وضعیتی به دلیل این که کودک تحت انضباط‌های گوناگونی قرار دارد، تربیتی یکنواخت نخواهد داشت. این وضعیت می‌تواند برای کودک بسیار زیان‌بار باشد. زیرا برای آموزش مفاهیم و فضایل اخلاقی تداوم و سر و کار داشتن با یک مربی الزامی است.

زمانی که هر کدام از پرستاران، رفتارها و باورهای مخصوصی داشته و قوانین و محدودیت‌های خاص خود را برای او وضع می‌کنند، کودک سردرگم و آشفته می‌شود و نمی‌تواند تفاوت رفتار درست و نادرست را به خوبی تشخیص دهد.

یکی دیگر از معضلاتی که متأسفانه کودکان امروزی با آن مواجهند، کم شدن گفت‌و‌گوی والدین با فرزندان‌شان است. پدرها و مادرهای خسته و زیر فشار، هنگام رسیدن به خانه، توانی ندارند تا گفت‌و‌گویی مؤثر و مستدام با کودک‌شان داشته باشند. در نتیجه کودک به درستی آموزش صبر و شکیبایی و دیگر فضایل اخلاقی و نیز شیوه‌های درست تفکر قبل از انجام هر کار را یاد نمی‌گیرد.

به این همه بحران، بحران تنهایی کودکان تا رسیدن والدین به خانه را نیز اضافه کنید. بسیاری از بچه‌های امروزی پس از تعطیلی از مدرسه و قبل از ورود والدین به خانه، چند ساعتی را به تنهایی و بدون حضور و نظارت شخصی بزرگ‌سال، در خانه سپری می‌کنند. در این ساعات است که صبر در کودکان به شدت افت می‌کند و دست به کارهای خطرناکی می‌زنند.

 

توجه:

بیشترین آمار آسیب‌های وارده به کودکان، در ساعات سه تا هفت بعد از ظهر گزارش شده است.

2.بدرفتاری‌ها و خشونت‌های اولیه

بر اساس بررسی‌ها و مطالعات انجام شده، آن‌چه در سال‌های ابتدای زندگی در ذهن کودک ثبت می‌شود، تأثیر حیرت‌انگیزی بر صبر و بردباری او خواهد داشت.

دبرا نایهف ـ نویسنده‌ی کتاب زیست‌شناسی خشونت ـ می‌گوید:

«رفتار، نتیجه‌ی گفت‌و‌گوی مغز و تجربه‌ی شماست.»

 

به باور چند تن از پژوهشگران، سه سال ابتدای زندگی کودک در این رابطه اهمیت زیادتری دارد. زیرا در این زمان است که مغز در حال طی کردن دوره‌ی رشد خود بوده و کورتکس مغز که وظیفه‌ی استدلال‌های اخلاقی و کنترل تمایلات را بر عهده دارد، در حال شکل‌گیری است.

آن‌ها با بررسی‌های فراوان تأثیر عوامل مخرب نظیر بدرفتاری، خشونت، بی‌توجهی و ترس را بر مغز کودکان در سه سال حیاتی مغز او، به اثبات رساندند. این قبیل کودکان که تحت تأثیر عوامل آسیب‌زایی که قبل‌تر نام آن‌ها ذکر شد، دوره‌ی خردسالی را سپری کرده بودند، در طول زندگی به شدت پرخاشگر بوده و مشکلات یادگیری را نیز همواره با خود داشته‌اند.

یکی دیگر از روان‌پزشکان معتقد است که آسیب‌های مغزی دوره‌ی خردسالی ممکن است واکنش‌های شیمیایی مغز را تغییر داده و کودک را برای نشان دادن رفتارهای خشونت‌آمیز مستعدتر سازد. چنین کودکی توانایی کمی در کنترل خشم خود داشته و امکان انجام کارهای غیراخلاقی و خطرناک از سوی او به مراتب بیش‌تر خواهد بود.

تعلیم و تربیت کودکان، هرچند رفتارهای خشونت‌آمیز ژنتیکی است، اما قسمت قابل توجهی از آن، محیطی است.

بر اساس پژوهش‌ها، احتمال بزهکاری کودکانی که در خانواده‌های خشن زندگی می‌کنند، پنج برابر بیشتر از دیگر کودکان است.

 

3.وابسته کردن کودک به استفاده از بازدارنده‌های شیمیایی و جایگزین کردن این مواد به جای صبوری

ار آن جا که هر ساله بیش از یازده میلیون نسخه برای داروی رتالین پیچیده می‌شود، به احتمال زیاد جامعه‌ی داروسازان بیش از دیگر اقشار، در مورد بحران خویشتن‌داری آگاه هستند.

این دارو محرکی است که برای کنترل رفتارهایی چون شتاب‌زدگی، بیش‌فعالی و اختلالات و کمبود توجه تجویز می‌شود و از سوی اف. دی. ای نیز تأیید شده است.

بر اساس آمار اعلام شده از سوی مرکز بین‌المللی کنترل داروهای مخدر تقریباً 90% کل تولید و مصرف رتالین در دنیا، به کشور آمریکا اختصاص دارد.

 کودکان اصلی‌ترین مصرف‌کنندگان داروی رتالین هستند.

در جامعه‌ی آمریکا که خشونت از در و دیوار نوجوانان و کودکان را به کارها و رفتارهای خشونت‌آمیز دعوت می‌کند، اصلاً جای تعجب نیست اگر آمار‌ها نشان دهند که از هر سی نوجوان این کشور، یک نفر مجوز استفاده از این دارو را داشته باشد.

چیزی که باعث حیرت می‌شود، الگوبرداری ما از فرهنگ خشونت‌بار آمریکایی است که متأسفانه بعضی از پدرها و مادرها خواسته یا ناخواسته مروج آن هستند.

خطری که بیش از همه کودکان استفاده کننده از مواد شیمیایی باز دارنده‌ای چون رتالین را تهدید می‌کند، تکیه و عادت به این مواد است. حال آن‌که کودکان باید یاد بگیرند که خود امیال و خواسته‌های مخرب‌شان را کنترل کنند، نه این که متوسل به مواد شیمیایی شوند.

این وظیفه‌ی پدران و مادران آگاه و دلسوز است که با باریک‌بینی و دقت، همه‌ی امور تربیتی فرزندان خود را زیر نظر گرفته و از راه‌کارهای سازنده‌ی محققان استفاده‌ی لازم را ببرند.

4.احترام گذاشتن به بی‌بند و باری و رفتارهای خارج از کنترل در برنامه‌های تفریحی

بررسی‌های اخیر نشان دهنده‌ی این مطلب است که کودکان، صبر و بردباری و دیگر فضیلت‌های اخلاقی را تنها از پدر و مادر، مربیان و همسالان خود یاد نمی‌گیرند، بلکه مشاهده‌ی رفتارهای شخصیت‌های سینمایی، رمان‌ها و کارتون‌ها نیز در یادگیری کودکان دخیل است.

این یافته به خودی خود نگران‌کننده نیست، بلکه آن‌چه کودکان امروزه از کتاب‌های داستان، فیلم‌ها و کارتون‌ها می‌بینند، باعث نگرانی است.

بر مبنای بررسی‌های صورت گرفته مشاهده‌ی صحنه‌های خشونت‌آمیز فیلم‌ها و کارتون‌ها باعث بروز رفتارهای ستیزه‌جویانه در کودکان شده است. بازی‌های رایانه‌ای یکی از محبوب‌ترین سرگرمی‌های کودکان محسوب می‌شود که متأسفانه بعضی از پدرها و مادرها چندان نظارتی نیز روی این بازی‌ها ندارند و صرف این‌که کودک‌شان ساکت و آرام پای کامپیوتر است، آن‌ها را راضی می‌کند.

محتوای یک سوم بازی‌های پرفروش رایانه‌ای، خشونت‌آمیز است و نگران‌کننده‌تر این که این بازی‌ها از محبوبیت زیادی بین کودکان برخوردار بوده و مورد استقبال واقع می‌شود.

بی‌شک یکی از اصلی‌ترین دلایل افزایش خشونت و بروز رفتارهای تهاجمی در بین کودکان و نوجوانان،

بازی‌های رایانه‌ای خشن اعلام است و مهم‌ترین خطری که کودکان معتاد به این بازی‌ها با آن روبه‌رو هستند،

بی‌حس شدن نسبت به خشونت است.

آن‌ها ساعت‌های متوالی را با خشونت سرگرم می‌شوند و به مرور رفتارهای تهاجمی و ستیزه‌جویانه برای‌شان امری عادی تلقی خواهد شد.

البته لازم است بگوییم مطالب و آمارهای ذکر شده به این معنی نیست که کودکان سرگرم به بازی‌های رایانه‌ای نهایتاً به یک قاتل و عنصری نامطلوب برای جامعه‌ی خود تبدیل می‌شوند؛ اما باید پذیرفت که این بازی‌ها تأثیر بسیار مخربی روی کودکان داشته و آن‌ها را برای آدم‌کشی آماده می‌کند.

در برخی موارد حتی به آن‌ها یاد می‌دهد که از کشتن انسان‌ها لذت هم ببرند.

چهار عاملی که به آن‌ها اشاره کردیم، در ضعف صبر و شکیبایی در کودکان تأثیرگذار هستند. البته باید خاطرنشان کنیم که هیچ عاملی به تنهایی کودک را مستعد پرخاشگری نمی‌کند، بلکه همواره مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم داده و توان دفاعی کودک را کاهش می‌دهند.

در چنین شرایطی است که او ناخواسته گرفتار پیامدهای نبود خویشتن‌داری و دیگر فضایل اخلاقی می‌شود.

به دلیل فراگیر شدن عوامل مخرب، بسیار حائز اهمیت است که عزم خود را جزم کنیم و به عنوان پدرها و مادرهایی آگاه و دلسوز در تقویت باورهای اخلاقی و فضیلت‌های کلیدی مهم در هوش اخلاقی کودکان، بکوشیم. باید این کار با محبت همراه شده و تداوم داشته باشد تا نتیجه‌ی مطلوب به دست آید.

با انجام این کار که یکی از بهترین و تضمین شده‌ترین راه‌کارهاست، به کودکان خود کمک خواهیم کرد تا نه فقط آگاهی و درک خود را در دانستن کار درست بالا ببرند، بلکه رفتارها و کارهای درست را انتخاب کرده و و آن را عملی کنند.


 

صبوری چیست؟

 

اگر در جمع کودکان حاضر شوید و از آن‌ها سؤال کنید: «بچه‌ها به نظرتون دزدی، آدم کشتن، دروغ و تقلب کار خوبیه یا نه؟» تقریباً اکثر آن‌ها پاسخ می‌دهند: «نه کار خوبی نیست، گناه داره!» هرچند پاسخ بیشتر کودکان نادرست بودن این کارها را تأیید می‌کند، اما بعضی از آن‌ها در همین حد می‌توانند درست را از نادرست تشخیص دهند و در عمل کارهایی انجام می‌دهند که خود قبول دارند اشتباه است.

برای این دلیل است که بعضی از همین کودکان در خارج از خانه مرتکب رفتارها و کارهای غیراخلاقی می‌شوند.

مدتی طول می‌کشد تا کودکان از مغز، ذهن و قلب خود برای تشخیص درست از نادرست، استفاده کنند.

کودکان برای عمل نکردن بر اساس وسوسه‌ها، به سومین عامل مهم در هوش اخلاقی، یعنی صبر و برددباری نیازمند هستند.

امروزه به نظر می‌رسد که در آموزش صبر و شکیبایی به کودکان، دچار اشکالات بزرگی هستیم و نتایج کار نشان می‌دهد که بسیار ضعیف عمل کرده‌ایم. گزارش‌های پزشکی نشان می‌دهند که این روزها کودکان در چندین شاخص سلامتی دچار اُفت شده‌اند.

مشکلات کمبود توجه و بیش‌فعالی در بچه‌های امروزی زیاد شده است. آن‌ها بیش از هر چیزی مطیع و تابع امیال و هوس‌های زودگذر خود، بسیار نافرمان، خشن، مضطرب و هراسان هستند. مطمئناً وجود این همه مانع و ضعف در رشد اخلاقی کودکان، از صبر ضعیف سرچشمه گرفته است.

همدلی که نخستین فضیلت در رشد هوش اخلاقی کودک است به او کمک می‌کند احساسات و عواطف دیگران را درک کرده و احساس کند. وجدان در تشخیص انتخاب‌های درست از نادرست به او یاری می‌رساند و صبر سومین فضیلت از سه‌گانه‌های هوش اخلاقی، کودک را در تنظیم و کنترل وسوسه‌های رفتاری خود کمک می‌کند.

با این فضیلت اخلاقی است که کاری را می‌کند و یا رفتاری از او سر می‌زند که حقیقتاً در قبل از عمل و با مغزش، آن را درست ارزیابی کرده است.

این فضیلت محوری، هسته‌ی اصلی خودباوری را در کودکان تشکیل می‌دهد.

با وجود چنین فضیلتی در کودکان، آن‌ها می‌دانند که انتخاب‌های زیاد و متنوعی پیش روی‌شان است و به راحتی می‌توانند رفتارها و کارهای خود را کنترل کنند. این فضیلت محوری بخشندگی و مهربانی را در کودک رشد و پرورش می‌دهد؛ چون به او یاد می‌دهد که رضایت‌های زودگذر و لذت‌های آنی‌اش را کنار گذاشته و با تحریک وجدان او، کاری را که به دیگران منفعتی می‌رساند، انجام دهد.

همچنین کودک با داشتن این فضیلت دارای شخصیتی نیرومند و استوار خواهد شد. زیرا صبوری با قدرت بازدارندگی خود میل او را به زیاده‌روی در لذت بردن‌های زودگذر کنترل کرده و باعث می‌شود تا تمرکز او صرف انجام مسئولیت‌هایش شود.

یکی از مهم‌ترین تأثیرات صبر در کودکان، آگاه ساختن آن‌ها به پیامدهای خطرساز احتمالی رفتارها و کارهای‌شان است و این کار را با استفاده از نیروی اندیشه و کنترل عواطف کودکان انجام می‌دهد.

تأثیر این فضیلت بر کودک به حدی مهم و کلیدی است که همراه همدلی و وجدان، پایه و زیربنای هوش اخلاقی را تشکیل می‌دهند.

هرچند خلق و خوی طبیعی و ساختار زیستی کودکان در قدرت خویشتن‌داری تأثیر خواهند داشت، اما بر اساس یافته‌های جدید، می‌توان به کودکان آموزش داد که چگونه رفتارها و کارهای خود را تنظیم و کنترل کنند.

گفتگو با کودکان در مورد نشانه‌های صبر و تحملی نیرومند

صبر و تحمل انسان‌ها به صورت‌های مختلف بروز می‌کند. هرچه میزان آگاهی کودک نسبت به نشانه‌های بردباری بیشتر باشد، احتمال این که رفتارهای ناشی از این فضیلت در زندگی آن‌ها مشاهده شود، بیشتر خواهد شد.

در جدول زیر چند نمونه از این نشانه‌ها آورده می‌شود. شما می‌توانید این نشانه‌ها را با کودک خود در میان بگذارید و با نهادینه کردن نشانه‌های افراد صبور در خود، به درک بهتر او کمک کنید.

حرف‌های افراد صبور

کارهای افراد صیور

من عصبانی هستم، برای همین به آرامش نیاز دارم.

هنگام احساس فشارهای روحی، سه نفس عمیق می‌کشند.
به جای این که این اسباب‌بازی رو بخرم، پولم رو پس‌انداز می‌کنم.هنگام ایستادن در صف، کسی را هل نمی‌دهند، نوبت را رعایت کرده و صف را بر هم نمی‌زنند.
وقتی می‌خوام حرف بزنم، اجازه می‌گیرم و وسط حرف کسی نمی‌پرم.وقتی می‌دانند کار یا رفتاری اشتباه است، به میل انجام آن، نه می‌گویند.
قانون رو درک می‌کنم و هیچ وقت قانون‌شکنی نمی‌کنم.هنگام خشم و عصبانیت، کنترل خود را از دست نمی‌دهند.
می‌دونم کیک خیلی خوشمزه‌اس، اما موقع شام نزدیکه و باید شام بخورم.حتی زمانی که کسی آن‌ها را نمی‌بیند، رفتار‌های اخلاقی را فراموش نکرده و اخلاقی عمل می‌کنند.
خیلی دوست دارم باهات بیام پارک، اما درس‌هام مونده.تنبلی نکرده و کار امروز را به فردا موکول نمی‌کنند.
چون مشق‌هام مونده نمی‌تونم الان تلویزیون ببینم.

کارهای خود را مطابق برنامه‌ای که تنظیم کرده‌اند، انجام می‌دهند.


 

تست سنجش میزان صبر در کودک

برای سنجش میزان صبر کودک‌تان به جمله‌هایی که در جدول آمده است دقت کنید. این جمله‌ها رفتارهایی را عنوان می‌کنند که به طور معمول در کودکانی که از صبر خوبی برخوردارند، دیده می‌شود. شما تنها کافی است عددی که معرف سطح کنونی این فضیلت در فرزندتان است، را مقابل هر جمله بنویسید. سپس شماره‌ها را جمع بزنید.

اگر امتیاز کسب شده بین 40 تا 50 باشد، این جنبه از هوش اخلاقی در کودک‌تان در وضعیتی بسیار عالی قرار دارد. در صورتی که امتیاز کسب شده بین 30 تا 40 باشد، کودک باید در این زمینه تقویت شود. امتیاز 20 تا 30 نشان‌دهنده‌ی وجود مشکلاتی احتمالی است و بالاخره امتیاز 10 تا 20 نشان می‌دهد که کودک به شدت دچار مشکل است و باید برای کمک به او در جهت افزایش این فضیلت اخلاقی، از نظر کارشناسان استفاده کنید.

همواره: 5، اغلب اوقات: 4، گاهی اوقات: 3، به ندرت: 2، هرگز: 1

کودکی با صبری سالم و ایده‌آلکودک من

خیلی کم پیش می‌آید که وسط صحبت کسی بپرد و یا نسنجیده حرف بزند.

 
هنگام ایستادن در صف، نوبت را رعایت کرده و از دیگران جلو نمی‌زند. 
بی‌اجازه وارد جایی نشده و مزاحمت برای کسی درست نمی‌کند. 
بدون کمک گرفتن از بزرگ‌ترها، نیازها و تمایلات خود را کنترل می‌کند. 
هنگام خشم، عصبانیت، نگرانی و کلافگی به راحتی می‌تواند خود را آرام کند. 
به ندرت از کوره دررفته و خیلی خوب خشم خود را کنترل می‌کند. 
هرگز اهل پرخاشگری، هتاکی، کتک زدن و دعوا نیست. 
خیلی کم بدون فکر و اندیشه دست به کاری می‌زند.. 
با وسوسه‌هایی که او را به رفتارهای غیراخلاقی دعوت می‌کند، کنار آمده و توان صبر کردن را دارد. 
برای این که کارهای مناسب انجام دهد و یا رفتارهای اخلاقی از او سربزند، اغلب نیاز به یادآوری، تشویق و تنبیه ندارد. 

برای او خیلی سخت نیست که از ناراحتی و یا شرایط ناامید کننده بیرون بیاید.

 

 

سه مرحله برای ایجاد صبر و شکیبایی در کودک

سه مرحله‌ی بسیار مهم برای ایجاد صبر و شکیبایی در کودک وجود دارد. در مرحله‌ی اول باید خود به عنوان سرمشق و الگوی صبر برای کودک‌تان باشید.

بهترین راه آموزش صبر و شکیبایی به کودک این است که الگوی خوبی برای او باشید.

کودک‌تان باید بفهمد که داشتن این فضیلت اخلاقی برای او مهم است و برای رسیدن به این هدف، باید اول از خود شروع کنید.

در مرحله اول بعضی از راه‌کارهای بسیار مفید تربیت کودک آورده می‌شود تا با استفاده از آن در پرورش دلبندتان به موفقیت‌های چشمگیری دست یابید. ایجاد و پرورش فضیلت‌های اخلاقی از زمان خردسالی بسیار ساده‌تر و نتایج آن پایدار خواهد بود.

در مرحله‌ی دوم به روش‌هایی اشاره می‌شود که می‌توانید با استفاده از آن‌ها، به کودک خود کمک کنید تا سیستم کنترل و نظارت درونی خود را ایجاد کند و به فردی تبدیل شود که بتواند خودش انگیزه‌ای برای انجام کارهای اخلاقی بیابد.

در مرحله‌ی سوم روش‌هایی ذکر خواهد شد که با بهره‌گیری از آن، می‌توانید به دلبندتان کمک کنید تا با ایجاد و پرورش صبر، در شرایط پرفشار، اضطراب‌آور و وسوسه‌انگیز، پیش از دست زدن به هر کاری، درنگ کرده و بیاندیشد تا بتواند درصد انتخاب‌های درست خود را بالا برده و راه‌های بی‌خطر و درستی را برگزیند.

به طور خلاصه باید بگوییم که با استفاده‌ی صحیح از این روش‌ها می‌توانید زیر بنای هوش اخلاقی را در کودک خود استحکام بخشید.

مرحله‌ی اول: الگوی خوبی برای صبوری فرزندتان باشید و این فضیلت اخلاقی را در اولویت قرار دهید.

یکی از روان‌شناسان بزرگ می‌گوید: «چند سال قبل نزدیک تعطیلات سال نو به فرودگاه رفته بودیم. چند لحظه به پرواز مانده بود که مهماندارن یکی از شرکت‌های هواپیمایی دست به اعتصاب زدند.

همراه مسافران دیگر در صفی طولانی ایستادیم تا پروازی جایگزین پیدا کنیم و قبل از سال نو در خانه باشیم. نوبت به مردی رسید که همراه پسر خردسالش قصد داشت به خانه برود. فروشنده‌ی بلیت گفت که تا چند روز دیگر جایی ندارند. مرد که از اتفاق پیش آمده به شدت عصبانی شده بود، از شدت خشم دست‌ها را مشت کرد. فروشنده‌ی بلیت و دیگر مسافران که همگی وضعی مشابه آن مرد داشتند، منتظر انفجاری از سوی او بودند.

مرد خشمگین ناگهان نگاهی به فرزند خردسالش کرد و به فروشنده که از ترس رنگ به روی نداشت، گفت: «چند لحظه به من اجازه بدید قبل از این که کاری انجام بدم که جز پشیمانی سودی نداشته باشد.» همه‌ی مسافران تصور می‌کردند که چند لحظه مانده تا آشوبی برپا شود. مرد پشت به میز کرد؛ چند نفس عمیق کشید و زمانی که به آرامش رسید، رو به فروشنده کرد و گفت خب حالا بر خودم مسلط هستم، بیایید راه‌حلی پیدا کنیم که پسر کوچولوی من بتواند قبل از سال نو در خانه باشد.

همه‌ی مسافران از این حرکت مرد به وجد آمده و او را تشویق کردند. هرچند واکنش مردم برایم جالب بود، اما جالب‌تر از آن عکس‌العمل پسر خردسال آن مرد بود که با غرور و افتخار در حال تشویق پدرش بود.»

توجه:

فراموش نکنیم که فرزندان‌مان همواره در حال مشاهده‌ی ما هستند و رفتار ما حقیقتاً تأثیرگذارتر از گفتارمان است.