آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
اگر محیط مساعدی در منزل به وجود آورید، تا حد بسیار زیادی میتوانید باعث افزایش هوش کودک به آموختن شوید و تواناییهای مغز را که در حال رشد و افزایش هوش کودک است، تقویت کنید. این در حالی است که یک محیط نامناسب قادر است رشد افزایش هوش کودکتان را متوقف ساخته و استعدادهای درونی او را کور کند. ارتباطی که شما با کودکتان برقرار میکنید، اگر با خصوصیات شخصی او همراه باشد، راه آموختن را در تمام مدت زندگیاش، هموار خواهد ساخت.
گرچه نمیشود به طور دقیق و کامل یک خانهی فوقالعاده و ایدهآل را برای افزایش هوش کودکتان فراهم کنید، خانهای که مناسب با اوضاع هر کودکی در هر شرایطی باشد؛ اما تحقیقات و بررسیهای عصر حاضر راهها و روشهای بسیاری پیشنهاد میکند تا با کمک آنها بتوانید یک خانهی سازنده و خلاق ـ محیطی محرک ـ به وجود آورید.
افزایش هوش کودکان
دانشمندان در تحقیقاتی بسیار طولانی به اثبات رساندهاند که اگر محیط خانهای برای افزایش هوش کودک گرم و سرشار از آزادی باشد، میزان هوش و استعداد کودک، پتانسیل رسیدن به عالیترین سطح را خواهد داشت؛ اما اگر این محیط سرد و سراسر دستور باشد، قطعاً نتیجهای مخالف خواهد داشت. معنی این عمل این نیست که شما کودکتان را آنقدر آزاد بگذارید که هر چه میخواهد بکند، او را طوری بار بیاورید که مانند یک حیوان وحشی باشد، به او اجازه دهید تا به حقوق و حریم دیگران تجاوز کند یا برایش حقی مساوی با پدر قائل شوید تا در مورد کارهای خانه تصمیم بگیرد.
از هر راهی که میتوانید به فرزند سه، چهار یا پنج سالهی خود نشان دهید که تا چه اندازه به او علاقهمندید. زمانی که کودک بزرگتر، بغل کردن و نوازش را دوست داشتن میپندارد و شما این کارها را با برادر و یا خواهر کوچکترش انجام میدهید، به او این احساس دست میدهد که شما برادر یا خواهرش را بیشتر از او دوست دارید.
در این گونه موقعیتها باید به او بگویید: «من عشقم رو به برادر کوچیکت با بغل کردن، نوازش و عوض کردن پیشبندش نشون میدم، اما تو که نیازی به پیشبند نداری. تو وقتی به نوازشهای ما نیاز داری که آسیب دیدی یا خستهای. من علاقهی خودمو به تو با بردنت به پارک یا سینما نشون میدم؛ حتی دوست داشتنم رو با مخالفت با بازیت تو خیابون نشون میدم؛ چون نمیخوام ماشینا به تو آسیب برسونن.»
اگر سؤالی از او میپرسید یا برای کاری دلیلی میآورید، توضیح دربارهی آن کار به کودک شما در مسیر آموزشش کمک شایانی خواهد کرد. البته باید دقت داشته باشید که این توضیحات نباید برای کودک خستهکننده باشد یا به گونهای مسایل را برای او تشریح کنید که احساس کند چیزی به او تحمیل میشود. دلایلی که برایش میآورید باید در سطح ادراک او باشد، چون از آن به عنوان وسیلهای برای افزایش هوش کودک استفاده میکنید.
این گونه شما به فرزندتان خواهید آموخت تا در تصمیمگیریهایی که پیش رویش قرار دارد، راههای مختلف را بررسی کند تا اطلاعات مورد نیاز برای انتخابش را جمعآوری نماید. او کمکم به این نتیجه خواهد رسید که دلایل شما حتماً به نفع اوست؛ چون دوستش دارید و به او عشق میورزید.
شما به عنوان پدر و مادر کودکتان باید تا آنجا که میتوانید برای افزایش هوش کودکتان وقت و انرژی صرف کنید تا این را بیاموزد که برای هماهنگی خود با آینده، چه باید بکند. اگر شما برای اعضای خانواده یک محیط گرم ایجاد کنید، غیر از اینکه، از لذت پدر و مادر بودن بهرهمند خواهید شد، خود را اولین، بهترین و موفقترین معلم افزایش هوش کودکتان خواهید یافت.
در این بین باید به این نکته توجه داشته باشید که نه شما معلم هستید نه او یک شاگرد که برای آموختن چیزی ساعتها گوشهای ساکت بنشیند. کودکان زیر شش سال، ذاتاً آرام نیستند و مدام در حرکتند. برخی از دانشمندان قدیمی همین را دلیلی برای عدم آمادگی کودک برای افزایش هوش کودک دانستهاند.
در محیط خانه و پیش از شش سالگی، افزایش هوش کودکان درحال رشد، به شدت تشنهی آموختن است. آنها دوست دارند از پدر و مادرشان تقلید کنند و گاهی این اتفاق میافتد که والدین و آموزگاران این مسأله را درک نمیکنند.
گاهی مادرانی اعتراض میکنند که مثلاً: «من دو فرزند دیگه هم غیر از این بچه دارم، مسئولیت ادارهی خونه هم با منه. اصلاً وقت ندارم در افزایش هوش کودکم را آموزش بدم.» در جواب این مادران باید بگوییم که: “لازم نیست شما به این مسأله فکرکنید که باید در افزایش هوش کودکتان، آنها را آموزش دهید. فقط کافی است به او در حد نیازش توجه داشته باشید. این برای هر دوی شما بهتر است.”
در طول روز یک کودک، دورهی کوتاهمدت توجه و دقت وجود دارد. پس اصلاً نیازی نیست که زمان زیادی را برای آموزش کودکتان اختصاص دهید. مثلاً زمانی که در حال رانندگی هستید، میتوانید رنگهای مختلف و اشکال هندسی گوناگون را به او بیاموزید. اگر گاهی به جای صرف وقت برای سرزنش یا فریاد زدن بر سر کودک، به آموزش و افزایش هوش کودک بپردازید، هم زمان را از دست ندادهاید، هم رابطهی بهتری با او برقرار کردهاید.
یکی از راههای افزایش هوش کودک، مسیر محبت، ابراز علاقه و تشویق است؛ چون نه تنها رشد هیجانات اجتماعی کودکتان را تحریک میکند، بلکه باعث افزایش هوش کودک میشود.
این که تمام حرکات شایستهی کودکتان را مورد ستایش قرار دهید، کار راحتی نیست، اما این کمک را به شما میکند که در فرصتهای مناسب، رفتار شایستهی او را ارج نهید. تعریف کردن بدون دلیل و غلط اصلاً صحیح نیست، حتی برای خردسالان.
هر اندازه که رفتار کودک اشتباه و ناپسند باشد، باز هم فرصتی به دست خواهید آورد تا او را مورد تمجید و ستایش قرار دهید. اگر او را برای کار شایستهای که انجام داده، تشویق کنید، بسیار بهتر از این است که او را برای کار اشتباهی سرزنش و یا تنبیه کنید.
گاهی میتوانید فرصتهایی را به وجود آورید تا کودکتان با انجام دادن اعمال یا رفتاری خاص، مورد ستایش قرار گیرد. برخی پدرها و مادرها آنقدر در این مورد سختگیری و زیادهروی میکنند که کودک برای انجام یک کار کوچک به مشکل برمیخورد و این دلیلی خواهد شد تا نسبت به آن عمل دلسرد شود.
کودک شما باید از رفتار و گفتار شما بفهمد که به تواناییهایش اعتماد دارید. این گونه او برای انجام کارهایی که باید عملی کند، تمام توانش را خواهد گذاشت. او برای شما و قضاوتی که دربارهی او میکنید، احترام بسیاری قائل است. اگر او را “احمق” خطاب کنید یا اینکه بگویید: «تو آخرش هم هیچ چی نمیشی.» یا …، به احتمال خیلی زیاد به این گفتههای شما در درونش اعتماد خواهد کرد و این پایهای برای ناکامیهای او در آینده خواهد شد.
چون معمولاً کودکان تمامی آنچه را که با آن مورد خطاب قرار میگیرند را میپذیرند، شما نمیتوانید این را وسیلهای برای ارتقا و تقویت نفس او قرار دهید. به عنوان نمونه: «این کار خیلی سختیه، اما چون تواناییهاتو خوب میشناسم، میدونم که به خوبی از پسش برمییای.»
هیچگاه برای افزایش هوش کودکتان از ترساندن، سرزنش کردن، ناامید کردن، دلسرد نمودن و تنبیه نمودن استفاده نکنید. روابط خوب نتیجهی بهتری به همراه خواهد داشت. به کودکتان بیاموزید که اگر شما و یا هر شخص دیگری در کاری شکست خورد، جرم و گناهی مرتکب نشده، بلکه یک راه را اشتباه انتخاب کرده و اشتباه مسیری است برای اینکه بتوانیم تجربه و موفقیت به دست آوریم.
به او بگویید که خیلی از بچهها و حتی بزرگترها از ترس اینکه اشتباهی نکنند، هیچ کاری انجام نمیدهند. این، کار غلطی است و اگر در انجام آن مشکلی وجود داشت، باید با مشورت آن را برطرف کرد.
اگر کودک را برای جبران و تصحیح اشتباهی که کرده، راهنمایی کنید، در مسیر آموزش او گام برداشتهاید.
هر کودکی راه و روشی برای زندگی کردن و آموختن در خود میپروراند. این روشها تعیینکنندهی راههای مقابلهی او با مشکلات زندگی است. این نوع زندگی با انتقال ژن و تجربیاتی که در خردسالی آموخته شکل میگیرد. هر اندازه که بزرگتر شود این تغییر سختتر خواهد شد.
گاهی برخی از پدرها و مادرها، گونهای از زندگی را به کودکشان تلقین میکنند که طفل در آن حق این را ندارد که چیزی بیاموزد. به عنوان نمونه زمانی به کودک ابراز علاقه و محبت میکنند که او آرام است و جایش را خیس نکرده. محیط خانه با این نوع والدین سرشار از نه، نه، نه، نکن، دست نزن، نشین و … است؛ یا زمانی که چیزی را میخواهد، به جای اینکه او را رها کنند تا به راحتی بتواند به آن شیء برسد، لمسش کند و در دستش بگیرد، برای آرام کردنش به او شیر میدهند. کودک بیشتر طول روز را در گهواره یا قفس حبس است تا به قول آنها ورجه وورجه نکند، مبادا آسیبی ببیند.
برخی از خانوادهها نحوهی رفتارشان با کوچکترین کودک خانه به گونهای است که یک نوع زندگی سرشار از اتکا به دیگران در او پرورش مییابد.
دکتر هِس بعد از تحقیقات و بررسیهایی که بر روی مادرهای مختلف انجام داده، میگوید: «مادران قشر متوسط جامعه در میان صحبت با کودکشان از جملات مفصلتر و پرمعنیتری استفاده میکنند. آنها با این کار اطلاعات بیشتری نسبت به قشر پایین جامعه در اختیار کودکشان قرار میدهند.
از زبانی استفاده میکنند که کودک در انعکاس آن بیشتر تشویق میشود؛ نتیجهی کار و تأثیری که بر افراد دیگر میگذارد را مدنظر قرار میدهند، اشتباه نکرده و تصمیم بهتری اتخاذ میکنند.»
اگر فقط به کلمات کوتاه برای ارتباط با فرزندتان ـ آری، نه ـ اکتفا کنید، صحبتهای شما عاری از اطلاعات خواهد بود و راه افزایش هوش کودک را محدود خواهد کرد؛ اما مادری که در زمان صحبت کردن با کودکش از کلمات و جملات بیشتری استفاده میکند، ارتباط کودک را با محیط پیرامونش، آینده و … به طور چشمگیری برقرار کرده یا افزایش میدهد. اینگونه است که والدین به فرزندانشان روش حل مسائل را میآموزند و آنها را تشویق میکنند تا انسانهای دوراندیشی باشند.
در برآوردی که در شش سال اول زندگی کودکتان نسبت به علاقهی او به یادگیری به عمل آوردید، بیشک درصد اشتباهاتتان بسیار بوده و معمولاً آن را کمتر از چیزی که هست برآورد کردهاید. این اشتباهی است که از همه سر میزند، حتی معلمهای او.
دکتر وان در تحقیقات افزایش هوش کودکان انجام داده، چنین نتیجه گرفته است: «کودکان بیشتر از آنکه به “چه” علاقهمند باشند، به “چرا” علاقه نشان میدهند.» او بر این عقیده است که پدرها و مادرها و حتی معلمهای کودک باید خود را آمادهی این چراها و چگونهها بکنند تا اطلاعات مورد نیاز کودک را در اختیارش بگذارند.
والدین و آموزگاران باید این را بدانند که کودکان غیر از اینکه میخواهند همه چیز را بدانند و نسبت به همه چیز اطلاع داشته باشند، در پی روش استفاده از آن نیز هستند. کودک معمولاً اطلاعات همسن و سالان دیگر خودش را تکرار میکند. او با پرسیدن چند سؤال، از این دانستهها برای خود سرگرمی درست میکند.
مثلاً: «میدونی محسن دربارهی کتاب داستانم چی گفت؟» بعد از آنکه شما نتوانستید جواب محسن را حدس بزنید، او با خوشحالی جواب خواهد داد و از این کار لذت خواهد برد.
پدرها و مادرها به همراه آموزگاران فرزندانشان باید راههایی برای افزایش هوش کودکان و اشتیاق آموختن را بیابند و بیشک بزرگترین تشویق ممکن، گوش دادن به حرف آنهاست. آنها باید نظرات کودکشان را بشنوند و تمام ملزومات رشد اطلاعات و دانستههای آنها را فراهم نمایند.
صاحبنظران و متخصصین علوم تربیتی بر این عقیدهاند که پدرها و مادرها باید کودکانشان را به موزهها، باغوحشها و مکانهایی از این دست ببرند و نه فقط وسایل تحریکشان برای آموزش را فراهم نمایند، بلکه از آنچه میبینند هم سؤالاتی بپرسند. نکتهای هم هست که باید به آن اشاره کنیم و آن این که، از شادترین لحظات زندگی یک کودک زمانی است که در فعالیتهای والدینش مشارکت مینماید.
دو تن از دانشمندان بعد از تحقیقی عمیق دربارهی چگونگی تربیت و تحویل زنان و مردان نامدار قرن بیستم به دنیا، اینگونه میگویند که: «پدرها و مادرهایی که کودکان خارقالعادهای تربیت کردهاند، خود در زمرهی افرادی کنجکاو، پرتلاش و باتجربه بودهاند.»
زمانی که به نیازهای ضروری کودکتان پی میبرید و میبینید که او به یادگیری، تجربه کردن، دیدن و فهمیدن احتیاج دارد، او بانشاطتر و خوشحالتر میشود. در ضمن بسیار راحتتر و بهتر میتوانید در افزایش هوش کودک کمک کنید. دلیلش هم این است که نیازهای درونیاش در حال مرتفع شدن است و او راهی پیدا کرده تا بتواند انرژی بیپایانش را تخلیه کند.
اگر افزایش هوش کودکتان را تحریک به یادگیری کنید، ارتباطی سرشار از هیجان بینتان شکل میگیرد که دلیل آن راهنما بودن شما در زندگی اوست. شما دیگر به هیچ عنوان یک قاضی یا ممتحن نیستید؛ این رابطه به مرور زمان بین شما و کودکتان رشد میکند و کودک هم پس از گذر از سن طفولیت و ورود به سن بلوغ، کمتر با شما به مخالفت خواهد پرداخت.











1 دیدگاه “تاثیر محیط خانه بر افزایش هوش کودک”
[…] جسمی، راهی جداگانه از پرورش کودک و افزایش هوش است. دانشمندان شواهد بسیاری در دست دارند که اساس […]