آنچه در این مقاله می‌خوانید [پنهان‌سازی]

روش های مهم برای یادگیری “هوش مالی” در کودکان

پول شما را ثروتمند نمی‌کند | مشکلات مالی از کجا آغاز می‌شوند

من، دکتر مانی سلیمانی در این آموزش می‌خواهم در مورد این آموزش به موضوع میپردازیم که آیا آموزش کودکان کم توان ذهنی ممکن است یا خیر! و در ادامه به جدیدترین نظریه ها و متدها در سال جدید میپردازیم.

اغلب مردم لیستی از دارایی‌های خود تهیه می‌کند که حقیقتاً جزء دارایی‌های‌شان محسوب نمی‌شود. مثلاً خانه، ماشین و اسباب منزل را دارایی خود به حساب می‌آورند. همین مسئله سهم بزرگی از مشکلات مالی را برای‌شان آغاز خواهد کرد.

تعریف دارایی و بدهی

زمانی که در پی تعریف واژه‌ای هستیم بسیار معقول است که به فرهنگ‌های لغت مراجعه کنیم. ما در این جا تعریف واژه‌ی دارایی را از یکی از فرهنگ‌ها می‌آوریم.

دارایی: اموال یک شخص مرده، کلیه‌ی اموال از هر نوعی، متعلق به یک شخص، شرکت، انجمن، موارد موجود در ترازنامه که ارزش دفتری مال تحت مالکیت را نشان می‌دهند.

اشخاصی که از هوش کلامی بالایی برخوردار باشند، با تعریفی که در بالا آمد متوجه معنی و تعریف واژه‌ی مورد نظر می‌شوند، اما فکر می‌کنید برای یک کودک 9 ساله این توضیحات قابل فهم است؟

بنابراین شما باید کودک خود را در فهم واژه‌ها به هر صورتی که می‌توانید یاری دهید. از شکل، نمودار و خلاصه هر چیزی که باعث درک بهتر واژه شود، استفاده کنید.

تعریف دارایی در نظر ثروتمندان جریان نقدی است که می‌توان در قسمت درآمدهای خود وارد کرد.

تعریف بدهی نیز پول در جریان به سمت خارج از ستون هزینه است. یعنی ماشینی که بابت تعمیر آن باید هزینه کنید، دارایی شما محسوب نمی‌شود.

به عبارت بسیار ساده می‌توان گفت:

دارایی‌ها در جیب شما پول وارد می‌کنند و بدهی‌ها پول را از جیب شما درمی‌آورند.

این تعریف را بچه‌های بسیار کوچک نیز متوجه خواهند شد و به خوبی با آن ارتباط برقرار می‌کنند.

یکی از ثروتمندان بزرگ دنیا می‌گوید: «بیشتر کارمندانم نمی‌توانند از کار کردن دست بردارند، چون بدهی‌هایی را می‌خرند که به تصورشان دارایی است. سپس هر ماه با پرداخت صورت‌حساب‌ها برای تغذیه‌ی آن بدهی‌ها که فکر می‌کنند دارایی‌شان است، زنده زنده خورده می‌شوند.»

بر اساس آمار از هر 100 نفر تنها یک نفر در سن 65 سالگی ثروتمند است. تصور می‌کنید علت چیست؟ این آمار نشان می‌دهد که اکثر مردم تفاوت بین یک دارایی و یک بدهی را نمی‌دانند. آن‌ها به سختی کار می‌کنند تا امنیت شغلی داشته باشند و بدهی‌هایی جمع کنند که به تصور آن‌ها دارایی است.

اگر کودک شما نیز مانند اکثریت مردم فکر کند، بدهی‌ خریداری می‌کند و جزء افراد ثروتمندی که هوش مالی بالایی دارند، قرار نخواهد گرفت، حتی اگر در بهترین رشته‌ی دانشگاهی و بهترین مرکز آموزش عالی بالاترین مدرک را کسب کند.

قطعاً در اطرافیان خود کسانی را می‌شناسید که سواد علمی چندانی ندارند، اما به دلیل هوش مالی بالا و محکم بودن سواد مالی به یک امنیت مالی عالی دست یافته‌اند، در طرف دیگر نیز افرادی با هوش بالای آکادمیک و تحصیلات فوق‌العاده نتوانسته‌اند حاشیه‌ی امنیت مالی برای خود فراهم کنند. اغلب این افراد به جمع کردن اسباب و وسایل لوکس و گران‌قیمت می‌پردازند و تصور می‌کنند در حال افزایش دارایی‌های خود هستند!

البته این مطلب به معنی این نیست که نباید خانه خرید، نباید وسایل گران‌قیمت و ماشین خوب داشت. بلکه منظور این است که اگر شخصی می‌خواهد ثروتمند شود، به هوش مالی بالایی نیاز دارد که همان تشخیص بهتر تمایزات نسبت به افراد دیگر است.

یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شود ثروتمندان جامعه روز به روز ثروتمندتر شوند، فقرا روز به روز فقیرتر و طبقه‌ی متوسط در باتلاقی از بدهی‌های خود فرو روند و بیشتر از دیگر اقشار جامعه مالیات بپردازند، این است که موضوع پول در خانه آموزش داده می‌شود، نه در مدرسه.

در حقیقت آموزش‌های مالی سینه به سینه و نسل به نسل از والدین به بچه‌ها انتقال می‌یابد.

به همین دلیل در این کتاب به دفعات تأکید شده والدین رفتارهای مالی خود را صحیح کرده و سپس به انتقال رفتارهای درست به کودکان خود اقدام کنند. در این صورت نسل ثروتمند جدیدی را پایه‌ریزی خواهند کرد.

با ظهور و گسترش صنعت کامپیوتر نسل جدیدی از جوانان ثروتمند، با هوش اقتصادی بالا به وجود آمدند که پدرها و مادرهای متمولی نداشتند. بیل گیتس و استیو جابز که نمونه‌های بسیار موفق این جوانان بودند، دنیا را با نبوغ مالی خود شگفت‌زده کردند. آن‌ها راه‌های کسب ثروت را به خوبی طی کرده و شرکت‌هایی ـ مایکروسافت و اپل ـ تأسیس کردند که محصولات‌شان شهرت جهانی یافت.

بچه‌ها با بازی کردن یاد می‌گیرند

در کودکی شاهد دو بچه گربه بودم که با هم بازی می‌کردند. آن‌ها گردن و گوش یکدیگر را گاز می‌گرفتند، به هم پنجه می‌کشیدند و صداهای وحشتناکی درمی‌آوردند تا همدیگر را بترسانند، رفته رفته کارشان به لگد زدن نیز رسید. من به تصور این که دارند با هم دعوا می‌کنند نزد پدرم رفتم تا کاری برای پایان این نزاع خونین انجام دهد.

پدر در حال تماشای آن دو گربه‌ی کوچک، برایم توضیح داد آن دو در حال بازی با یکدیگر هستند و دعوایی در کار نیست. او گفت گربه‌ها با بازی کردن مهارت‌های زندگی و بقا را به یکدیگر یاد می‌دهند. زمانی که همین گربه‌های کوچولو در حیات وحش رها شوند، با مهارت‌هایی که از همین بازی کردن‌ها یاد گرفته‌اند به خوبی از پس مشکلات زندگی برآمده و خود را حفظ می‌کنند.

مهارت‌های هوش مالی برای دنیای واقعی

مردم برای بقا و احساس امنیت مالی نیاز دارند قبل از ورود به دنیای واقعی مهارت‌های بقای مالی را کسب کنند. در غیر این صورت دنیای واقعی درس‌های دیگری در زمینه‌ی پول به آن‌ها خواهد آموخت.

متأسفانه فرزندان ما امروزه به دلیل عدم کسب این مهارت‌ها حتی قبل از ورود به زندگی واقعی درگیر درس‌های تلخ آن هستند. اغلب آن‌ها با بدهی وام‌های دانشجویی از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند. با این وضعیت آموزش مهارت‌های مالی باید خیلی زود شروع شود.

بهترین روش برای آموزش مهارت‌ها به نظر می‌رسد بازی با کودکان باشد. زیرا نظام خلقت بهترین ابزار یادگیری برای کودکان را بازی قرار داده است، حتی در مورد گربه‌های کوچولو!

برخی از والدین مهارت بازی با کودکان را بلد نیستند، بنابراین بهتر است از یک مربی کمک بگیرند.

از آموزش هوش مالی به کودک خود لذت ببرید

بعضی از والدین لحظات آموزش به فرزندشان را هم برای او و هم برای خود لذت‌بخش می‌کنند. با کودکان خود در مورد مسائل مالی بازی کنید، نه این که اطلاعات را با اجبار به مغز آن‌ها وارد نمایید. اگر کودک نمی­خواهد چیزی یاد بگیرد، بگذارید سراغ موضوعات دلخواهش برود و یا موضوعی که می‌خواهید آموزش دهید را با روشی جذاب‌تر و با تنوع بیشتر ارائه دهید.

آموزش‌های خود را با مواردی ملموس در دنیای واقعی به کودک بیاموزید تا بتواند آن را ببیند، لمس کند و به عنوان بخشی از درس احساسش کند. نکته‌ی بسیار مهم در امر آموزش به کودک حفظ روحیه‌ی حساس اوست. هرگز به روح لطیف و حساسش آسیبی وارد نکنید. سعی کنید روح او را نیرومند کرده و شاداب نگه دارید.

بهتر است گاهی کودک را به مبارزه‌طلبی‌های علمی دعوت کنید. به جای دادن پاسخ به پرسش­هایش، برای یافتن پاسخ درست با او مسابقه دهید. با صبر و حوصله کودکِ زیرکِ درونِ فرزندتان، خود را نشان داده و به تدریج بالنده خواهد شد. هنگام یاد دادن به دلبندتان عشق و محبت خود را بی‌دریغ به او ارزانی کنید.

مدت آموزش به کودک بستگی به صبر و حوصله‌ی شما و خود او دارد. اگر مدت زمان یادگیری مطلبی در کودک بیش از حد معمول است، او را بی‌کفایت نخوانید، بلکه اجازه دهید با کمی صرف وقت بیشتر مفاهیم را به درستی درک کند.

هرگز نباید از یاد برد که مطابق تمایل کودک به یادگیری و نیز برنامه‌ی زمان‌بندی تعیین شده، کار آموزش را انجام دهید. کودک خود را با دیگران مقایسه نکنید و نگران رقابت او با هم‌سالانش نباشید.

سه گام برای یادگیری

سه گام برای یادگیری در مورد مسائل مربوط به پول وجود دارد:

گام اول: نقاشی ساده

در این گام کار آموزش کودک با نقاشی‌های خطی ساده شروع می‌شود. نقاشی‌هایی که برای فهم تعاریف استفاده می‌شود.

گام دوم: بازی

همان طور که قبلاً هم گفته شد یادگیری بسیاری از کودکان از طریق عملی صورت می‌گیرد. بازی‌هایی هستند که با کمک آن می‌توان بسیاری از مسائل پیچیده‌ی مالی را به راحتی برای کودکان توضیح داد. بازی‌هایی مثل روپولی.

می‌توانید از کودک بخواهید جریان بازی را مانند یک فرم گزارش مالی ارائه کند.

گام سوم: زندگی واقعی

برای برخی از کودکان طبقات پایین اجتماع، زندگی واقعی از سنین 9 الی 15 سالگی آغاز خواهد شد. مخصوصاً فرزندان پسر ناچارند برای گذران زندگی خانواده به کار مشغول شوند و اگر علاقه‌ی خاصی به درس خواندن نیز داشته باشند، همزمان تحصیلات آکادمیک خود را ادامه دهند.

احتمالاً می‌گویید بنابراین این کودکان باید خیلی زود به ثروت دست یابند. واقعیت این است که اکثر این کودکان مانند والدین خود زندگی مرفهی را تجربه نمی‌کنند و دلیل آن تنها رفتارهای مالی والدین است که سینه به سینه به آن‌ها منتقل شده و اجازه‌ی بروز خلاقیت‌های مالی را از آن‌ها سلب کرده است. به عبارتی دیگر اکثر این کودکان حتی به خود اجازه نمی‌دهند به ثروتمند شدن فکر کنند.

والدین دلسوز باید کودکان خود را برای زندگی واقعی که انتظار آن‌ها را می‌کشد آماده کنند. تشویق فرزندان برای ارائه‌ی گزارش مالی ماهانه و دیگر فعالیت‌های اقتصادی در این راستا بسیار مؤثر است.

چگونه تدریس در مورد پول را شروع کنیم

توصیه می‌شود والدین نخست گام دوم را آغاز کنند. زمانی که احساس کردند کودک برای کشیدن گزارش مالی آماده است، گام اول را برایش توضیح دهند. این مطلب را برای این می‌گویم که گام نخست حتی برای برخی از بزرگ‌ترها خسته‌کننده به نظر می‌رسد، اما بازی علاقه‌ی همه‌ی کودکان است و همواره برای آن مهیا هستند.

کودکان در گام دوم از بازی لذت برده و علاقه به یادگیری در مورد پول، مدیریت بر آن و تهیه‌ی گزارشات مالی را به راحتی خواهند پذیرفت.

یکی از دلایلی که مردم از نظر مالی در تنگنا هستند این است که آن‌ها هنگام فارغ‌التحصیل شدن از مدرسه حتی نمی‌دانند گزارش مالی چیست!

 گزارش‌های مالی اصول اولیه‌ی ثروت هستند

یکی از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین اصول برای ایجاد و حفظ ثروت عظیم، گزارش مالی است. نکته‌ی جالب توجه این است که هر فردی یک گزارش مالی دارد، چه از آن آگاه باشد و چه آگاه نباشد. هر کسب و کار، هر ملک و خلاصه هر مورد مالی برای خودش یک گزارش مالی دارد.

روال کار در خرید سهام هر شرکت مشاهده‌ی گزارش مالی سالانه و ماهانه‌ی شرکت است. گزارشات مالی یکی از مسائل ابتدایی، بنیادی و مهم در کلیه‌ی مسائلی است که مربوط به پول می‌باشد.

جمع‌بندی

گام دوم مهم‌ترین قسمت یادگیری را شامل می‌شود. این که در حال یادگیری لذت هم ببرید، بسیار مهم است. بنابراین باید سعی کنید با ترس از دست دادن پول، مسائل مالی را یاد نگیرید. این نوع یادگیری اغلب سودی در پی نخواهد داشت.

گاهی در اطرافیان می‌بینم والدینی که می‌خواهند در مورد مسائل مالی و پول با فرزندان‌شان صحبت کنند، به جای انتقال هیجان و لذت، ترس و منفی‌گرایی را القا می‌کنند.

امروزه یکی از مهم‌ترین و بیشترین جر و بحث‌های بین خانواده‌ها به پول اختصاص دارد. زمانی که کودک مشاهده می‌کند والدین این گونه در مورد پول کشمکش دارند، دیدی منفی به آن پیدا خواهد کرد و همه‌ی خشم، عصبانیت و ترس را به پول ربط خواهد داد.

برخی از کودکان نیز به دلیل رفتارهای نادرست مالی والدین خود یاد می‌گیرند که پول چیزی نایاب بوده و خیلی سخت به دست می‌آید و برای به دست آوردن آن باید سخت کار کرد. متأسفانه این نوع دید در بین اکثر خانواده‌ها رایج است.

گروهی دیگر از کودکان نیز به دلیل ثروت پدر و مادر یاد می‌گیرند که پول درآوردن تنها یک بازی است و نکته‌ی مهم در این است که بتوانی خوب بازی کنی تا پول هنگفتی را به سادگی کسب کنی. همین تفکرات است که نسل به نسل در بین ثروتمندان جامعه ادامه یافته و ثروتمندی را به پدیده‌ای موروثی تبدیل کرده است. به ندرت افرادی با هوش اقتصادی بالا و درایت خود موفق می‌شوند از طبقه‌ی پایین جامعه به سطح افراد ثروتمند برسند و شگفتی­ساز شوند. چرا شما و فرزندتان از جمله‌ی این افراد باهوش نباشید.

تصور می‌کنم تا این جای کتاب متوجه شده‌اید که مطالب گفته شده تنها در مورد بالا بردن هوش مالی کودکان نیست و در بسیاری مواقع هدف آگاه کردن افراد بزرگ‌سال نیز بوده است. یکی از مهم‌ترین دلایل من برای این کار اصلاح رفتارهای مالی بزرگ‌سالان است. زیرا باور دارم که تنها در این صورت است که کودکانی باهوش مالی بالا خواهیم داشت.

هوش مالی

چرا پس‌انداز کننده‌ها، بازنده هستند

به فرزندانتان بیاموزید کاری کنند که پول‌شان خیلی سخت برای‌شان کار کند.

در ادامه ایده‌هایی آورده می‌شود که ممکن است تمایل داشته باشید برای آموزش به فرزندتان از آن‌ها استفاده کنید. بار دیگر به والدین هشدار می‌دهم در صورتی که کودکان تمایلی به یادگیری ندارند آن‌ها را مجبور به یادگیری چیزی نکنید.

یکی از مهم‌ترین کارهای یک پدر و مادر زیرک، یافتن راه‌هایی است که شوق یادگیری را در دلبندشان ایجاد کرده و خود کودک تمایل به یادگیری را ابراز کند.

سیستم سه قلکی

به نظر من یکی از راه‌کارهایی که می‌تواند درس‌های خوبی برای کودکان داشته باشد، آموزش از طریق سیستم سه قلکی است.

نام قلک‌ها به ترتیب عبارتند از: بخشش یک دهم، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری.

قلک یک دهم:

کودک باید یاد بگیرد بخشی از پول‌های خود را در قلکی به نام یک دهم قرار دهد. این قلک برای کمک به نیازمندان و مؤسسات خیریه اختصاص خواهد داشت. با این کار کمک به هم‌نوع، انسان‌دوستی و صفات خوب اخلاقی را در او نهادینه خواهید کرد.

به فرزندتان بگویید خداوند نیازی به کمک ما ندارد، اما انسان‌های دیگر به بخشش ما نیاز دارند.

جالب است بدانید اکثر ثروتمندان بزرگ دنیا به این بخشش عادت دارند. یکی از آن‌ها در مصاحبه‌ای گفته بود: «سهم زیادی از سرمایه‌ی خوب مالی‌ام را برای بخشیدن به خیریه بدهکارم.» او در جایی دیگر گفته بود: «خداوند شریک من است و اگر به شریکت پول ندهی، او از کار کردن دست می‌کشد و شما مجبورید 10 بار سخت‌تر کار کنید!»

قلک پس‌انداز:

قلک شماره دو برای پس‌انداز است. انسان‌های ثروتمند دنیا معتقدند باید برای هزینه‌ی یک سال پس‌انداز کافی داشت. مثلاً اگر هزینه‌های یک سال کودک 100،000 تومان باشد. باید این میزان پول را در قلقک پس‌انداز داشته باشد. سپس یک دهم از مابقی پول‌هایش را در قلقک یک دهم بیاندازد. اگر هزینه‌های کودک بالاتر رفت و پول بیشتری کسب کرد، مبلغ موجود در قلک پس‌اندازش بالا می‌رود.

قلک سرمایه‌گذاری:

قلک شماره سه مربوط به طرح‌های سرمایه‌گذاری است. این قلک است که فرصت‌های بسیار بزرگی را از طریق ریسک کردن برای شخص فراهم می‌کند.

کودکی که 9 سالش شده باید این سه قلک را داشته باشد. زیرا در این سن است که او شروع به یافتن هویتی مستقل برای خود خواهد کرد. بهتر است پدرها و مادرها به جای این که کودک خود را در جهت نیاز به امنیت مالی هدایت کنند او را به سمت کسب اعتماد به نفس مالی راهنمایی کنند.

کودک در مورد قلک سوم است که بسیاری از مسائل مالی را یاد خواهد گرفت. هرگز نباید از ریسک کردن فرزندتان جلوگیری کنید. بگذارید از همین سن بهترین درس‌های اقتصادی را بیاموزد تا در زندگی واقعی با مشکل مواجه نگردد.

با تهیه‌ی این سه قلک برای فرزندتان به او سرمایه‌ی اولیه را می‌دهید تا در سن کم شروع به کسب تجربیات باارزش کند. پس از این که کودک مقدار قابل ملاحظه‌ای پول در قلک سرمایه‌گذاری جمع کرد، همراه او به بورس و یا مراکز سرمایه‌گذاری بروید تا از نزدیک با فعالیت‌های اقتصادی آشنا شود. بگذارید خود کودک فرآیند سرمایه‌گذاری را تجربه کند تا تجربه‌ی عملی، احساسی و ذهنی آن را کسب کند.

پدرها و مادرهای زیادی هستند که برای کودکان خود از سن پایین سرمایه‌گذاری می‌کنند. هرچند با این کار به آن‌ها کمک می‌شود تا سهام‌های کوچکی به دست آورند، اما به این ترتیب آن‌ها از کسب تجربه محروم خواهند شد.

فراموش نکنید که در دنیای واقعی تجربه به اندازه‌ی آموزش اهمیت خواهد داشت.

اول به خودتان پول بدهید

یکی از ثروتمندان در برنامه‌ی پرسش و پاسخی شرکت کرده بود. یکی از عمده سؤالات شرکت‌کنندگان این بود که شما چطور ابتدا به خودتان پول می‌دهید؟

او در پاسخ گفت: «من خیلی متعجب بودم زمانی که فهمیدم خیلی از بزرگ‌سال‌‌ها پول دادن به خودشون رو کار خیلی سختی می‌دونن. علت سختی اینه که اون‌ها زیر بار بدهی‌های زیادی هستند و به حدی پول ندارن که اول از همه به خودشون پول بدن.

زمانی که زندگی‌نامه‌ی افراد ثروتمند را مطالعه می‌کنیم می‌بینیم که ایده‌ی پرداخت پول اول به خود، در ذهن‌شان حاکم شده است. این ایده ایده‌ای بنیادین در زندگی آن‌هاست. ریسک کردن در بین ثروتمندان یکی از مهم‌ترین دلایل کسب ثروت است. اکثریت آن‌ها تنها 20 درصد از درآمدهای خود را به امور روزمره، پس‌انداز و دادن کمک به نیازمندان اختصاص می‌دهند و 80 درصد مابقی درآمد خود را صرف سرمایه‌گذاری‌های مختلف می‌کنند. در حالی که گروهی از مردم با 105 درصد از درآمدهای خود زندگی می‌کنند و هیچ پولی باقی نمی‌گذارند تا به خودشان اختصاص دهند. در حالی که باید ابتدا به خودشان بپردازند.

کار دفتری

بهتر است زمانی که کودک‌تان به خوبی با سیستم سه قلک آشنا شد، او را تشویق کنید تا بین قلک‌ها‌ی خود و گزارشات مالی‌اش ارتباط برقرار کند. کودک لازم است یاد بگیرد روی گزارشات مالی سفید خود در مورد قلک‌هایش گزارش تهیه کند.

مثلاً کودک در قسمت دارایی‌های خود سه قلک یک دهم، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری را می‌نویسد، چون دارایی‌های او را شامل می‌شود. در قسمت هزینه‌ها مقدار پولی را که از هر یک از قلک‌هایش برداشته را یادداشت می‌کند.

دفتری برای این کار اختصاص دهید و از او بخواهید هر ماه این گزارش را تهیه کند. هنگامی که او از کودکی به این کار عادت کند، تا هنگام ورود به زندگی واقعی خود سال‌ها آموزش و تجربه‌ی مالی کسب خواهد کرد. تجربیاتی که حتی اکثر بزرگ‌سالان آن را نداشته‌اند.

یکی از درس‌هایی که کودک از این طریق می‌آموزد، ارزش انضباط مالی است. او یاد می‌گیرد که ماهی یک بار باید امور مالی خود را سامان داده و آن را به صورت گزارشی رسمی و شفاف به شما ارائه دهد. نکته‌ی مهم این است که شما نباید از اجبار استفاده کنید؛ بلکه باید طوری عمل کنید که خود کودک تشویق شود برای ارائه‌ی گزارش مالی ماهانه‌ی خود نزد شما بیاید.

فرزندان باید از همان دوره‌ی کودکی یاد بگیرند برای پول‌های خود پاسخ‌گو باشند. ممکن است ماه‌هایی باشند که کودک تمایل دارد به دلیل اشتباهات و کاستی‌هایش از زیر این کار در برود، اما به او توضیح دهید همین ماه‌‌ها هستند که فرصت یادگیری درس‌های جدید را در اختیار او می‌گذارند.

در همین ماه‌هاست که بیشترین چیزها را در مورد خود خواهد آموخت. اگر بتوانید با رفتار درست مشوق کودک در کسب انضباط مالی باشید، به انضباط او در مدرسه نیز کمک زیادی کرده‌اید.

مشکلات بیشتر کودکان در مدرسه به دلیل عدم انضباط مالی آن‌هاست، نه نداشتن هوش و استعداد. قبلاً هم یادآوری کردیم که هوش و استعداد در همه‌ی کودکان وجود داشته و ضعف تحصیلی آن‌ها علل دیگری دارد.

ارائه‌ی گزارش مالی کودک را در کنترل و نظارت بر پول در دنیای واقعی کمک خواهد کرد. به محض این که راه‌کارهای ذکر شده را شروع کردید شاهد نتایج درخشان آن خواهید بود.

چند نکته:

یکی از تعاریف هوش توانایی تشخیص بهتر تمایزات است و یا چند برابر کردن به وسیله‌ی تقسیم.

هر چه یک فرد بتواند تفاوت بدهی خوب و بدهی بد و نیز پس‌انداز خوب و پس‌انداز بد را بگوید، هوش مالی بالاتری خواهد داشت.

دانستن تفاوت بین بدهی خوب و بدهی بد بسیار مهم است زیرا بدهی این قدرت را دارد که شما را ثروتمند و یا فقیر کند. درست مانند یک اسلحه‌ی پر که می‌تواند از شما محافظت کرده و یا شما را بکشد.

بدهی و کودک

اگر می‌خواهید فرزندتان در زندگی واقعی خیلی سریع ثروتمند شود، به عنوان یک پدر و مادر لازم است مهارت‌های پایه‌ی بدهی و مدیریت بر آن را به او یاد دهید. این آموزش با گزارش مالی آغاز می‌شود.

اگر به کودک چیزی درباره‌ی بدهی یاد ندهید و یا آموزش شما کم باشد، احتمال دارد بیشتر زندگی خود را در تنگنای مالی بگذراند. او باید همه‌ی تلاشش را برای سخت کار کردن به کار گیرد، با سختی پس‌انداز کرده و از زیر بار بدهی بیرون بیاید.

یک کودک با هوش مالی بالا بهتر می‌تواند قدرت وحشت‌آور موجود در بدهی را مهار کرده و آن را مدیریت کند. به گفته‌ی یکی از ثروتمندان بزرگ دنیا همواره با بدهی باید مانند یک اسلحه‌ی پر رفتار کرد. بنابراین بهتر است به کودک‌تان تفاوت بین بدهی خوب و بدهی بد را بیاموزید.

راه‌هایی دیگر برای افزایش هوش مالی کودک

 

ضرورت استفاده از کلمات ساده و قدرت کلمات

به احتمال زیاد شما نیز با افرادی سر و کار داشته‌اید که فکر می‌کنند اگر از لغات بزرگی استفاده کنند که دیگران به راحتی آن‌ها را متوجه نمی‌شوند، باهوش‌تر به نظر خواهند آمد. هرچند ممکن است این گروه باهوش به نظر برسند، اما مشکلی که وجود دارد عدم توانایی آن‌ها در ایجاد ارتباط با دیگران است.

هر گروه از افراد اجتماع بسته به موقعیت اجتماعی، میزان تحصیلات، ارتباطاتی که با دیگران دارند، شغل و عوامل دیگر، دایره‌ی واژگان مخصوصی دارند. یک استاد دانشگاه از مجموعه‌ی واژگان متفاوتی نسبت به یک سرمایه‌گذار استفاده می‌کند.

مجموعه لغاتی که یک ورزشکار از آن بهره می‌برد با یک پزشک متفاوت خواهد بود. شاید یک پزشک و یک ورزشکار که برای ساعت‌ها کنار هم هستند نتوانند مکالمه‌ای عالی داشته باشند، مگر این که یکی از آن‌ها به زبان و واژگان طرف دیگر صحبت کند. مثلاً پزشک از اوضاع ورزش در جامعه شروع به صحبت کند. در این صورت ورزشکار با علاقه بحث را ادامه خواهد داد و یا بالعکس.

هرگز قدرت کلمات را نادیده نگیرید.

به کودک خود توصیه کنید تا معنی واژه‌ای را نفهمیده از آن استفاده نکند. هنگامی که شخصی با او صحبت می‌کند و از کلماتی استفاده می‌کند که او معنی آن‌ها را نمی‌داند، کاملاً محترمانه از طرف صحبتش بخواهد معنی کلماتی را که متوجه نشده، برایش شرح دهد.

درک و فهم کلمات مربوط به مسائل مالی کمی برای کودکان مشکل است. بنابراین زمانی که با کودک خود در مورد این مسائل صحبت می‌کنید حتماً از واژگانی ساده‌ استفاده کنید. اصطلاحات مالی را در سطح درک و فهم کودک برایش شفاف و واضح توضیح دهید. در این صورت هیچ چیزی برای کودک پیچیده و دشوار نخواهد بود.

بسیاری از مشکلات مالی اکثر مردم ناشی از به کار بردن لغات پیچیده و دشواری است که معنی آن را نمی‌فهمند. مثلاً همان طور که قبلاً اشاره شد تعریف واژه‌ی دارایی در فرهنگ لغت بسیار گیج‌کننده است، اما تعریفی که با استفاده از کلمات بسیار ساده ارائه کردیم تا چه حد فهم واژه را ساده کرد.

دارایی‌ها پول وارد جیب شما می‌کنند و بدهی‌ها آن را خارج. اگر شما دست از کار بکشید، دارایی‌ها شما را تغذیه می‌کنند در حالی که بدهی‌ها شما را می‌خورند.

با توجه به تعریفی که در مورد دارایی در فرهنگ لغت ذکر شده به باور اکثر مردم خانه‌ی هر شخصی جزء دارایی‌های او محسوب می‌شود. به علاوه یکی دیگر از مشکلات اغلب مردم این است که هنگامی که شخصی را به عنوان کارشناس پذیرفتند، حرف‌های او را کورکورانه قبول می‌کنند.

یکی از معایب مدارس این است که از کودکان خواسته می‌شود مفاهیم ذهنی را بدون هیچ اثبات تجربی به عنوان یک حقیقت بپذیرند. برای همین است که مردم خانه را یک دارایی به حساب می‌آورند. زیرا بخشی از آن‌ها با مراجعه به فرهنگ لغت به این نتیجه رسیده‌اند و گروهی نیز از کارمندان بانک شنیده‌اند که خانه نیز جزء دارایی‌های اشخاص است، بنابراین تنها سرشان را تکان داده و بدون اثبات عملی به عنوان حقیقتی غیر قابل انکار آن را پذیرفته­اند.

همه می‌دانیم که والدین امروز بسیار پرمشغله‌تر از پدرها و مادرهای گذشته هستند. آن‌ها مجبورند برای افزایش درآمد و تأمین زندگی به شدت کار کنند. به همین دلیل اغلب می‌بینیم که نمی‌توانند فرصتی لازم را برای بودن در کنار فرزندان خود اختصاص دهند، البته پدرها و مادرهای دلسوز و آگاه برای بودن در کنار کودکان خود وقت را می‌سازند!

والدین باید دقت کنند حال که زمان خود را برای تربیت کودک‌شان سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا به او در مورد پول و مسائل مالی آموزش‌های لازم را ارائه دهند، باید در استفاده از کلماتی که کودک آن‌ها را درک می‌کند و مفهوم‌شان را می‌داند، بسیار دقت کنند، مخصوصاً اگر کودک یادگیرنده‌ای عملی است.

چرا برای پول درآوردن به پول نیاز نیست

ضرب‌المثلی قدیمی می‌گوید پول پول می‌آورد. اغلب مردم عقیده دارند بدون پول نمی‌شود پول درآورد، اما ثروتمندان بزرگ دنیا باوری متفاوت دارند.

ثروتمندان بر این باورند که پول تنها یک اندیشه است و اندیشه‌ها با واژه‌ها تعریف می‌شوند. بنابراین هر چه واژه‌هایی که به کار می‌برید را دقیق‌تر انتخاب کنید، شانس بهتری برای بهبود اوضاع مالی خود خواهید داشت.

بزرگی در مورد قدرت کلمات می‌گوید: «کلمات قدرتمندترین ابزارهایی هستند که تا کنون به دست انسان اختراع شده‌اند.»

یکی از مهم‌ترین علل پیروزی‌ها و یا ناکامی‌های انسان‌ها در به کار بردن واژه‌هاست. انسان‌های موفق همواره از دایره‌ی واژگان مثبت و نیرومند استفاده می‌کنند و تأثیر این واژه‌ها در موفقیت آن‌ها نقش بسیار مؤثری دارد.

با وجود این که همگان این مطلب را پذیرفته‌اند، اما هنوز هم شاهد این هستیم که برخی از مردم دایره‌ی واژگانی برمی‌گزینند که آن‌ها را به سمت ناکامی پیش می‌برد. مثل این که انسان‌ها هنوز به باورها و اعتقادات خود پای‌بند نیستند.

واژه‌ها به ذهن شما اجازه می‌دهند چیزهایی را ببینید که با چشم قابل دیدن نیستند.

همان طور که قبلاً اشاره شد یکی از معانی هوش توانایی تشخیص دقیق‌‌تر تمایزات است. قدرت واژه‌ها باعث می‌شود ذهن شما اجازه یابد این تمایزات را به طور دقیق‌تر تشخیص دهد. همچنین شما اجازه می‌یابید آن‌چه را که نمی‌توانید با چشم‌های خود ببینید، با ذهن خود مشاهده کنید.

به طور مثال بین دارایی و بدهی زمین تا آسمان تفاوت است، اما اکثر مردم از این تفاوت‌ها اطلاع ندارند. در حالی که با دانستن این تفاوت‌ها سرانجامِ اقتصادی یک زندگی زیر و رو خواهد شد.

یکی از تمایزاتی که باید به طور دقیق تشخیص داده شود تا آینده‌ی مالی شخص تضمین شود، تشخیص تفاوت بین انواع درآمدهاست. سه نوع درآمد می‌توان تعریف کرد. درآمد کسب شده، منفعل و مجموع سهام.

زمانی که به کودک خود می‌گویید: «به مدرسه برو، خوب درس بخون و یه شغل خوب پیدا کن!» در حقیقت او را تشویق می­کنید تا برای درآمد کسب شده یعنی درآمد فعال تلاش کند. یکی از مشکلات این نوع درآمد نسبت به دو درآمد دیگر مالیات زیادی است که برای آن در نظر گرفته می‌شود. علاوه بر این که شما کنترل بسیار کمی روی این مالیات خواهید داشت.

یکی دیگر از تفاوت‌های بین ثروتمندان با دیگر افراد در نوع درآمدی است که کسب می‌کنند.

افراد ثروتمند همواره سراغ درآمدهای غیرفعال می‌روند و برای کسب این درآمد تلاش می‌کنند. یکی از منابع کسب این نوع درآمد املاک است و بیشتر تلاش ثروتمندان روی این بخش متمرکز شده است. جالب است بدانید که با وجود داشتن بیشترین سود، این نوع درآمد کمترین مالیات را دارد و به علاوه فرد بیشترین کنترل را بر مالیات پرداختی خواهد داشت.

اما درآمد سوم یعنی مجموع سهام معمولاً درآمدی است که از دارایی‌های کاغذی به دست می‌آید و اغلب دومین درآمد خوب را به خود اختصاص می‌دهد.

همان طور که ملاحظه کردید، تفاوت چندانی بین واژه‌ی درآمدها وجود ندارد، با این وجود تفاوت در نتیجه‌ی کارنامه‌ی مالی هر کدام از درآمدها تا چه حد زیاد است.

باید بدانید که درآمد نوع اول یعنی درآمد کسب شده، صرف نظر از میزان درآمد، به سختی فردی را ثروتمند می‌کند. اگر تمایل دارید ثروتمند شوید باید یاد بگیرید چگونه این نوع درآمد را به درآمد غیرفعال (نوع دوم درآمدها) یا درآمد حاصل از دارایی‌های کاغذی (نوع سوم درآمدها) تبدیل کنید. روش تبدیل درآمدها موضوعی است که ثروتمندان نسل به نسل به فرزندان خود می‌آموزند.

قدرت ارتباطات

ثروتمندان ترکیب یک واژگان قدرتمند و اعداد و ارقام را قدرت ارتباطات می‌نامند. آن‌ها علاقه‌مند هستند که ببینند مردم چگونه ارتباط برقرار می­کنند و چه چیزی باعث ایجاد این ارتباط است. قدرت ارتباطات به کودک یک فرجه‌ی مالی در زندگی خواهد داد.

زمانی که مردم از واژه‌های یکسانی لذت می‌برند، یک جامعه تشکیل می‌شود. مثلاً در مورد جامعه‌ی ورزشکاران، همه‌ی افراد درون این جامعه از دایره‌ی واژگان تقریباً یکسانی استفاده کرده و از آن لذت می‌برند. به این صورت جامعه‌ی ورزشی شکل می‌گیرد.

امروزه با گسترش کامپیوتر افرادی را می‌بینیم که با زبان کامپیوتر با هم صحبت می‌کنند. چنین افرادی عاشق بایت و تفاوت بین مگا و گیگا هستند و آن را درک می‌کنند. افراد دیگر اجتماع که به کار بردن این واژه‌ها را دوست ندارند و یا تفاوت بین‌شان را درک نمی‌کنند، جزء این جامعه نیستند.

برای این که به جامعه‌ی ثروتمندان راه یابید باید قدرت ارتباط با آن‌ها را داشته باشید. یکی از راه‌هایی که به فرزندتان در راستای کسب ثروت کمک خواهد کرد، آموختن واژگان مخصوص جامعه‌ی ثروتمندان است.

بنابراین بهتر است از همین سن کم به فرزندتان بیاموزید تا از واژگان مالی استفاده کرده، درک اختلافات و ارزیابی آن‌ها را یاد بگیرد. در این صورت شانس خوبی برای عضویت در جامعه‌ی ثروتمندان بزرگ را خواهد داشت.

مطمئن شوید کودک شما اختلاف بین یک دارایی و یک بدهی را دریافته است. در این صورت فرصت بزرگی در زندگی او ایجاد خواهید کرد.