بعد از این‌که نوزاد را از بیمارستان به خانه آوردید، او نیازهای اولیه‌ای دارد که عبارتند از:

  1. تغذیه
  2. جابه‌جا کردن
  3. تعویض پوشش
  4. حمام
  5. نگهداری
  6. محبت در حد نیاز

با این‌که اهمیت پرورش کودک و ضریب هوشی بالا انکارناپذیر است، اما به طور معمول به چگونگی رشد و پرورش کودک که از آن بهره می‌برد، توجه نمی‌شود. حقیت این است که والدین به هماهنگی بین جسم و مغز دقت نمی‌کنند و بیشتر مشغول برطرف کردن نیازهای زیستی کودک هستند و گاهی این کاهلی‌ها تا جایی پیش می‌رود که از فرط توجه به مسائل جسمی کودک، رشد عقلی او محدود شده و نتیجه‌ای عکس برجای می‌گذارد.


 

نحوه‌ی پرورش کودک

در چند سال اول زندگی کودک، حجم مغز او تا سه برابر بزرگ می‌شود.

بعد از گذشت شش سال، نوزادی که فقط فریاد می‌زد، می‌مکید، عطسه می‌کرد و می‌خوابید، به موجودی که فکر می‌کند، صاحب دلیل و برهان است، تخیل و حافظه دارد و سازنده است، تبدیل می‌شود و قادر است به زبان‌های پیچیده و مهارت‌های گوناگون تسلط بیابد.

مدت زمان رشد مغز و سرعت آن به نوع و میزان انگیزه کودک بستگی دارد.

در پرورش کودک او به شدت نیاز به این دارد که از راه چشم، گوش، دست، زبان، بینی و حرکت کردن آزمایش‌هایی را انجام دهد تا به درک بهتری از محیط برسد.

اکثر کارهایی که هم‌اکنون برای نگهداری نوزادان صورت می‌گیرد، شانس دیدن، شنیدن و لمس کردن را به مقدار قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌دهد.

اگر کودکی این محدودیت‌ها ـ قنداق، گهواره و … ـ را بدون واکنشی قبول کند، او را کودک آرامی وصف می‌کنند. اما اگر با گریه و سر و صدا اعتراض خود را نشان دهد، او را می‌ترسانند. این وضع تا وقتی که کودک بتواند خودش بنشیند، بهتر نخواهد شد؛ اما باز هم تا زمان نشستن، این محدودیت تحریک حواس را تجربه خواهد کرد.

دکتر لویس لیپسید به اتفاق چند دانشمند دیگر نظری را این‌گونه مطرح کردند که:

«نوزاد از همان روز اول آماده است تا به سرعت یاد بگیرد. نوزادی که یک ماه از سنش می‌گذرد، می‌تواند بوها را از یکدیگر تفکیک کند. این عمل یک واکنش فیزیکی نیست، بلکه سرمنشأ روانی دارد؛ یعنی کودک می‌تواند اطلاعات را با هم ادغام نماید.»

کودکان زیر سه روز می‌توانند دستان‌شان را برای گرفتن نوشیدنی‌های شیرین بچرخانند، صداها را از هم تمیز دهند و  بین سینه‌ی مادر و نوک پستانک تفاوت بگذارند. تمام این‌ها دلیلی است برای این که بدانیم واکنش‌هایی که این کودکان انجام می‌دهند، در جواب تحریک‌هایی است که قبلاً انجام شده و معنی آن این است که پرورش کودکان در سه روز اول زندگی خود هم آماده‌ی یادگیری هستند.


 

نحوه‌ی پرورش کودک

از تولد تا شش ماهگی

 

از همان هفته‌ی اول پس از تولد سعی دارید تا رفتارها و حرکت‌های کودک‌تان را زیر نظر بگیرید و انگیزه‌های حسی او را شناسایی کنید. بعد از این‌که با استفاده از وسایل تحریک‌کننده پی بردید که نیازهای ضروری کودک‌تان چه می‌باشد، راه‌های مناسب و شادی‌آفرینی را برای رفع این نیازها به وجود خواهید آورد.

اگر در همان هفته‌ی اول، کودک شروع به گریه کرد، او را در آغوش بگیرید. خواهید دید که او به اطراف نگاه خواهد کرد و از گریه دست خواهد برداشت. تحقیقات ثابت کرده که این هوشیاری دید از نظر آموزش‌های اولیه، بسیار حائز اهمیت است. این گونه آرام کردن کودک، یکی از بهترین روش‌های پرورش کودک است.

زمانی که کودک به اندازه‌ی کافی قدرت پیدا کرد تا بتواند سرش را بالا نگهدارد، برای او یک گهواره‌ی پشتی تهیه کنید تا بتوانید با کمک آن مناظر طبیعی خارج از خانه را بهتر و با انگیزه بیشتر به او نشان دهید.

یک توصیه‌ی مهم به شما والدین گرامی و آن این که:

«سعی کنید از کالسکه و صندلی‌های تاشو زیاد استفاده نکنید؛ چون مانع کشف فیزیکی کودک می‌شود و زمینه‌ی محدود شدن فکری او را فراهم می‌کند.»

پایه و اساس زبان هم در همان هفته‌ی اول بنا گذاشته می‌شود. شما باید در اولین مرتبه‌ای که کودک‌تان را در آغوش می‌گیرید، با او صحبت کنید. صدای‌تان را هر صبح و هنگام سلام کردن عوض کنید.

حرکات جسمی، راهی جداگانه از پرورش کودک و افزایش هوش است. دانشمندان شواهد بسیاری در دست دارند که اساس یادگیری، احساس درک و آگاهی کودک، ریشه در حرکات اعضای مختلف بدن دارد.

برای انگیزه و پرورش کودک و هماهنگ کردن حرکات بین دست‌ها و چشم‌های او می‌توانید از روش‌های زیر کمک بگیرید:

  1. پارچه‌ی نرم یا تکه اسفنجی را در اختیارش بگذارید تا آن را مچاله کند یا در هم بپیچد.
  2. کاغذی به او بدهید تا هنگام مچاله کردنش صدای خش‌خش آن را بشنود.
  3. تکه یخ یا شیء گرمی را به انگشتان او نزدیک کنید تا حرارت و برودت را احساس کند.
  4. می‌توانید بدون استفاده از شیء خاص و با کمک انگشتان‌تان، انگشت‌های دست‌ و پای او را بشمارید و سر، گوش، چشم و بینی او را لمس کنید.

 

فقط به یاد داشته باشید که کودکان برای آزمایش هر چیز، غیر از حس لامسه، آن را در دهان خود فرو می‌برند؛ دقت کنید که آن اجسام قابل فرو بردن نباشند.

دکتر هانت درباره‌ی این حس کنجکاوی چنین می‌گوید:

«نوزاد هر اندازه بیشتر در معرض محرک‌های بینایی و شنوایی باشد، در مرحله‌ی دوم با علاقه و دقت بیشتری به دنبال شناختن اشیاء پیرامونش خواهد رفت و به همین ترتیب اشیاء جدیدتر در مرحله‌ی سوم جاذبه‌ی بسیار بیشتری برای او خواهند داشت.»

این تغییر و تحول بیانگر این است که کودک هر اندازه بیشتر ببیند و بشنود، به همان میزان بیشتر طالب شنیدن و دیدن خواهد شد.


 

نحوه‌ی پرورش کودک

شش تا دوازده ماهگی

زمانی که کودک توانایی یافت تا خودش به تنهایی بنشیند و تعادلش را حفظ کند، به میزان قابل توجهی جذب محیط پیرامونش خواهد شد. همه چیز را نگاه می‌کند و لمس می‌نماید و بیشتر از این دو، علاقه‌ی شدیدی به ضبط اجسام متحرک در مغز خود دارد.

شما می‌توانید برای تحریک بیشتر هوش و هماهنگی اعضای بدن کودک‌تان، بازی‌های فراوانی برای او فراهم کنید. مثلاً:

  1. کودک از تکان دادن قوطی‌‌های خالی که قرقره، سکه و … درون آن افتاده باشد، بی‌اندازه لذت خواهد برد.
  2. یک توپ پلاستیکی در اختیار او قرار دهید.
  3. جعبه‌های خالی با چند دستمال کاغذی در درون آن به او بدهید.
  4. سعی کنید او را به خزیدن وا دارید؛ وسایلی را در فاصله‌ای دور از او تکان دهید و روی زمین بگذارید تا به سمت آن خیز بردارد.

­”بسیاری از تحقیقات ثابت کرده که خزیدن باعث ضریب هوشی بالا و تقویت بینایی کودک می‌شود.”

زمانی که کودک اولین بار شروع به خزیدن کرد، باید تمام اتاق را از لحاظ ایمنی بررسی نمود. سرعت حرکت او قابل حدس زدن نیست، بنابراین باید احتیاط را رعایت کرد. گاهی برای کنترل کردن کودک او را محصور می‌کنند ـ در گهواره یا تختی با حفاظ بلند ـ . البته این کار نباید زیاد به طول انجامد؛ چون مانع تحریکات مغزی کودک خواهد شد.

در شش ماه دوم سال اول زندگی، کودک می‌تواند صدای پاها را تشخیص دهد که پدر به سمت او می‌آید یا مادر. ممکن است بداند که تلویزیون را چگونه روشن و خاموش می‌کنید؛ حتی می‌تواند همزمان با صدا زدن شما، به سمت‌تان دست و پا بزند.

او دیگر از زمان و مکان بیشتر می‌داند. علت‌ها و آثار را بهتر می‌شناسد. حالا اگر او را به اتاق انتظار مطب پزشکش ببرید، شروع به گریه کردن خواهد نمود؛ چون خاطره‌ی خوبی از تزریق آمپول در ملاقات قبلی‌اش با آن پزشک ندارد.

در ده ماهگی نوبت خواندن کتاب‌های مربوط به کودکان می‌رسد. زمانی که او کم‌کم از حالت خزیدن فاصله می‌گیرد و تمام سعی‌اش بر این است که روی پاهایش بایستد، کتاب‌های مصور را امتحان کنید. زمانی که با تلاش بسیار به کنار شما رسید، او را در آغوش گرفته و با شادی عکس‌های آشنای کتاب را به او معرفی کنید و قصه‌های کوتاه کتاب را برایش بخوانید. این‌گونه کودک تشویق می‌شود تا بیشتر به کتاب نگاه کند.


نحوه‌ی پرورش کودک

یک سالگی تا هجده ماهگی

 

زمانی که کودک شما با استقلال کامل روی پاهایش ایستاد و چند قدم لرزان برداشت یا خود را آویزان به میز و صندلی کرد، تصاویر جدیدی از مناظر آشنایی که قبلاً آن‌ها را مشاهده کرده، خواهد دید. این اتفاق باعث می‌شود تا علاقه‌ی او به شناسایی اشیاء بیشتر شود. باید به این نکته دقت داشته باشید: «مدت زمانی که کودک دقت می‌کند، کوتاه است.»

تحقیقات نشان داده که اهمیت محیط خانه در پرورش کودک در دوازده ماهگی به اوج خود می‌رسد. همچنین دانشمندان تأیید کرده‌اند که سن یک تا سه سالگی، بحرانی‌ترین سن برای پرورش کودک است. مهم‌ترین نیازهای کودک در این سن عبارتند از:

  1. آزادی پیگیری جستجوی سالم محیط پیرامون
  2. تشویق برای یادگیری زبان

بر اساس مطالعات و بررسی‌های به عمل آمده، ویژگی‌های متمایز کننده‌ی یک کودک شایسته به شرح زیر است:

  1. کودک قادر باشد تا در هنگام صحبت، معرفی کردن شیء و نوع ارتباط در لحظه‌ی دیدار (رفتن به طرف شخص و دست دادن) نظر دیگران را به سمت خود جلب کند.
  2. اگر به این نتیجه رسیده که کاری را به تنهایی نمی‌تواند انجام دهد، بتواند از افراد بالغ دیگر کمک بگیرد و بدون آن‌که به آن‌ها اجزاه دهد تا مسئولیت انجام کار را به دوش بکشند، با پرسش‌های مرتبط با کار، اطلاعات لازم را به دست آورده و خودش با همکاری آن‌ها کار را به پیش ببرد.
  3. این قدرت را داشته باشد تا علاقه و دشمنی‌اش را با هم‌سن و سالان و افراد بزرگ‌تر در میان بگذارد.
  4. در فعالیت‌های گوناگون این توانایی را داشته باشد تا هم‌سن و سالانش را رهبری و هدایت کند و پیشنهاداتی که می‌شود را بپذیرد.
  5. بتواند با هم‌ردیفانش رقابتی سالم داشته باشد.
  6. به پیروزی‌هایی که به دست می‌آورد، افتخار کند.
  7. قدرت این را داشته باشد تا نقش یک انسان بالغ را بازی کند یا درباره‌ی کاری که در آینده می‌خواهد انجام دهد، صحبت کند.
  8. باید بتواند خوب حرف بزند، دایره‌ی واژگانش نسبت به سنش وسیع باشد و دستور زبان را هم به خوبی رعایت کند.
  9. از اختلاف نظرها، ضدیت‌ها و بی‌نظمی‌ها در محیط خود کاملاً آگاه باشد و بتواند درباره‌ی آن‌ها حرف بزند.
  10. باید بتواند خود را جای دیگری بگذارد و مسائل را از دید او بازگو کند.
  11. باید بتواند روابط جالب ایجاد کند و از صحنه‌ها، اشیاء و تجربیاتی که در گذشته به دست آورده، صحبت نماید.
  12. قدرت انجام طرح‌های چند مرحله‌ای را داشته باشد.
  13. باید بتواند از وسایل موجود به نحو احسن و مؤثر استفاده کند، افراد را انتخاب، سازماندهی و معضلات را حل نماید.
  14. باید این قدرت را داشته باشد که دو کار را در یک لحظه انجام دهد یا حداقل به یک کار تمرکز کند و بر کار دیگری که در جایی دیگر در حال انجام است، نظارت داشته باشد

دانشمندان دانشگاه هاروراد مطالعاتی در خصوص پرورش کودک را آغاز کردند که چگونه می‌شود چنین کودک شایسته‌ای را تربیت نمود و چه عواملی باعث پرورش کودک و ضریب هوشی بالا این ویژگی‌ها در کودک می‌شود.

این دانشمندان در طول دو سال تحقیق و بررسی بین کودکان یک تا سه سال، دو منطقه‌ی حساس را شناسایی کردند که از اهمیت بسیار بالایی در پرورش کودک برخوردار بود.

آن دو منطقه عبارتند از:

  1. آزادی حرکت به اطراف
  2. به کار بردن زبان

این دانشمندان اضافه می‌کنند که: «کودکان دوازده تا پانزده ماهه اکثر زمان خود را به نگاه کردن و شناسایی اشیاء پیرامون خود می‌گذرانند، اما به تدریج این زمان صرف انجام کارها می‌شود. کودکان شایسته در این مدت، زمان‌شان را برای تسلط بر کارهای ساده و سبک می‌گذرانند، اما کودکان ضعیف این زمان را در بیکاری به سر می‌برند.»

به این ترتیب مادر خیلی ساده و آسان با کودکش صحبت می‌کند. او صحبت‌های فرزندش را درک کرده و کودک نیز مفهوم صحبت‌های مادرش را می‌فهمد. البته مادر باید در صحبت‌هایی که با فرزندش دارد، از کلماتی استفاده کند که بالاتر از سطح درک کودک باشد و به علاوه کودک آن‌ها را درک کند. در ضمن مدت زمان صحبت کردن، نباید طولانی باشد.

به نظر دکتر وایت، مادرِ تأثیرگذار و آگاه باید انرژی فوق‌العاده‌ای داشته باشد. مادر جوان برای پرورش کودک خود به زمان و انرژی زیادی نیاز دارد که با توجه به انجام کارهای منزل، وظیفه‌ی او کمی مشکل شده و در بسیاری موارد منجر به اختلال در روند پرورش کودک می‌گردد. با این حال شاهد خانواده‌هایی هستیم که با درآمدی اندک و داشتن سه فرزند نزدیک به هم، به خوبی از عهده‌ی پرورش کودکان‌شان برآمده‌اند، طوری که مانند خانواده‌های بسیار پیشرفته، وظیفه‌ی خود را به شایستگی انجام داده‌اند.

زمانی که کودک یک‌سالگی را پشت سر گذاشت، می‌توانید محیط زندگی او را توسعه داده و شرایط را برای پرورش کودک و رشد فکری‌اش فراهم کنید. کودک باید در محیطی باشد که با آزادی کامل بازی کند. به او یاد دهید از اشیایی که امکان آسیب رساندن به او را دارند، چگونه استفاده کند، (البته منظور این نیست که چاقوی تیز آشپزخانه و یا کبریت را دست کودک داده و بگوییم آموزش لازم را دیده است. بلکه منظور آگاه کردن کودک از وسیله و نحوه‌ی استفاده از آن است.) چطور از تخت بزرگ‌سالان پایین بیاید، چگونه از پله‌ها بالا و پایین برود و … .

معنای کلمه‌ی «نه» را به کودک یاد دهید تا به آزادی او کمک کرده باشید، هرچند که از آن نباید زیاد استفاده کرد، چون امکان دارد کودک تصور کند اگر برای یادگیری سعی و کوشش نکند، او را بیشتر دوست خواهید داشت.

هرگز برای فهماندن احترام به حق مالکیت دیگران، به پشت دست و یا پشت کودک ضربه نزنید. شما با این کار می‌خواهید از ادامه‌ی فعالیت کودک جلوگیری کنید، غافل از این که او با بچه‌های کوچکتر از خود همین عمل را انجام خواهد داد. زمانی که کودکی تنبیه می‌شود، احساس حقارت خواهد کرد. تنها هنگامی که کودک در معرض خطر است، به طور استثنایی زدن ضربه به پشت او، ممکن است مفید باشد.

راه دیگر برای یاد دادن کلمه‌ی «نه» به کودک، می‌تواند این باشد که نخست به او بگویید به چه وسایلی نباید دست بزند و چه کارهایی را نباید انجام دهد. سپس زمانی که کودک به شیء ممنوعه دست زد و یا کار منع شده را انجام داد، جلو او نشسته و دستانش را از آرنج به پایین بگیرید و صورت کودک را به صورت خود نزدیک کنید تا کاملاً شما را ببیند، بعد از 30 ثانیه سکوت به او بگویید: «نه، دست نزن.»

هنگامی که کودک عزم رفتن کرد، او را بوسیده و در آغوش خود فشار دهید. این کار باعث توجه بیشتر کودک به حرف‌های شما خواهد شد. کودکی که تصمیم دارد مغزش را از دانسته‌ها پر کند، هرگز نباید تنبیه شود. او احتیاج دارد به کنکاش اطراف خود بپردازد و خطرهای پیرامونش، حقوق، مالکیت و بسیاری از مفاهیم دیگر را بیاموزد.

شاید هنگام پرورش کودکتان چندین مرتبه به این روش ادامه دهید، اما کودک می‌خواهد دلیل «نه» گفتن شما را بداند؛ بنابراین باید جمله‌ی کوتاهی به آن بیافزایید. مثلاً اگر کودک به قابلمه‌ی داغ دست می‌زند، پس از چند بار «نه» گفتن، به او بگویید: «به قابلمه دست نزن، چون دستت می‌سوزه.» و یا جملاتی از این قبیل: « به این عروسک دست نزن، چون واسه مریمه.»، «نه، این ظرف می‌شکنه.» با این روش کودک می‌پذیرد که شما پدر و مادر زورگویی نیستید.

فرزند یک ساله‌ی شما می‌تواند اسباب‌بازی‌ها را به جلو برده یا به سمت خود بکشد. او می‌تواند اطلاعات خوبی درباره‌ی هوا، جاذبه و … به دست آورد. برای او خانه‌ای مقوایی بسازید. او دوست دارد داخلش رفته و به عنوان غار از آن استفاده کند. این خانه تفریح بسیار خوبی برای اوست.

پله‌ها برای کودکان یک ساله بسیار جذاب هستند. با مراقبت از کودک، اجازه دهید از آن‌ها بالا و پایین برود. به علاوه قطعه‌های چوبی که داخل هم رفته و خارج می‌شوند، یا حلقه‌های چوبی، سرگرمی آموزنده و خوبی برای کودکان هستند.

زمانی که او را بیرون از خانه می‌برید، بهتر است برای حملش از کالسکه استفاده کنید، چون به این صورت بهتر و بیشتر می‌تواند اشیاء، افراد و ساختمان‌ها را مشاهده کند و اطلاعاتش را افزایش دهد.

شاید دایره‌ی لغت یک کودک یک سال و نیمه به 20 لغت هم نرسد، اما درک او از صحبت‌های شما زیاد است. زمانی که با کودک‌تان هستید، با او حرف بزنید. هنگام تعویض پوشک، غذا دادن و حتی زمانی که مشغول پخت و پز و انجام دیگر کارها هستید، کودک را مخاطب قرار داده و با او صحبت کنید.

از او بخواهید اعضای مختلف بدن خود را نشان دهد، بینی، چشم، گوش، دست و … . برای او کتاب‌هایی مناسب سنش، بخوانید. شاید نیاز باشد چندین و چند بار این کار را تکرار کنید. او دوست دارد صفحات مجله‌ها را مشاهده کرده و ورق بزند. عکس حیوانات، اسباب‌بازی‌ها، ماشین‌ها و … برای بچه‌ها جذاب است و دانسته‌های‌شان را تقویت می‌کند.

هنگام پرورش کودک هرچه میزان صحبت شما با کودک بیشتر باشد، دایره‌ی لغات و آموخته‌هایش بیشتر شده و در دو سالگی به خوبی صحبت خواهد کرد. شنیدن موسیقی از ضبط‌صوت و رادیو، آموزش شنیداری را در او تقویت می‌کند. کودک در 18 ماهگی می‌تواند آهنگ‌های ویژه‌ی کودکان را از دیگر آهنگ‌‌ها تشخیص داده و به خوبی بشناسد.

هم‌اکنون بررسی‌های زیادی در حال انجام است تا والدین بدانند چه روشی در پیش گیرند که پرورش کودک و رشد ظرفیت مغزی او به حداکثر خود برسد.

قطعاً پدرها و مادرها، نخستین و تأثیرگذارترین معلمین در پرورش کودک از بدو تولد او می‌باشند. آن‌ها هستند که خواهند توانست در پرورش کودک و  ظرفیت مغز فرزندنشان را افزایش یا کاهش دهند.