اين روزها در مورد تربیت کودکان از والدين و معلمان بسياري اين جمله‌ها را زياد مي‌شنويم، بچه‌هاي اين دوره زمانه با گذشته خيلي فرق کردند. آن زمان‌ها معلم‌ها و والدين ارج و قرب زيادي داشتند، جلوي آنها جيك ما در نمي‌آمد و بدون اجازه آنها آب هم نمي‌خورديم. با وجود اينکه تنبيه سختي هم مي‌شوند اما اصلا حرف گوش نمي‌دهند. مي‌گي اين کار رو بکن، انگار نه انگار، دقيقا برعکس اون کار رو انجام مي‌دن، از هيچ کس حساب نمي‌برند، خيره، لجباز، تنبل، ناسازگار و … هستند.

چه اتفاقي افتاده است؟

که ما چنين شاهد افزايش چالش، درگيري و مشکلات در بين خانواده‌ها و مدارس هستيم.


 

شما از چه الگوهای تربیت کودکان خود استفاده مي‌كنيد؟

شاید براتون مقاله رفتار والدین چه تاثیری بر فرزند می‌گذارد؟ جالب باشه.

به نظر مي‌رسد تربيت کودکان هنوز بر اساس تنبيه کلامي يا همان عادت‌ها و الگوهاي تربیت کودکان مخرب است. هر چند امروزه تنبيه جسمي نسبتاً کاهش پيدا کرده است اما هنوز به کار بردن عادت‌هاي مخرب که آثار ويرانگر آن بيش از تنبيه جسمي است و زندگي انسان را فلج مي‌كند، در اکثر مدارس به صورت تنبيه پنهان درآمده است، و همچنين در اکثر خانواده‌ها، به وي‍ژه در بين همسران رايج است.

علاوه بر آن اگر در گفت و گو و روابط خود دقت كنيم نه تنها در خانواده بلکه در اکثر روابط فردي و اجتماعي نيز زبان گفت و گوي بسياري از ما با استفاده از الگوهاي تربیت کودکان مخرب است که روابط را سرد و تيره و تار مي‌كند.


 

والدین مهربان با الگوهای تربیت کودکان نامهربان شامل موارد زير است:

  • عيب جويي: چقدر تنبلي، تو اصلاً مسووليت سرت نمي شه.
  • مسخره کردن: سطل زباله متحرک وارد شد، فقط خوردن و خوابيدن بلده.
  • ناسزا و تحقير کردن: تو هيچي نمي‌شي، چه مرگته آخه، آستينمو نکش، چقدر بي ادبي.
  • سرزنش کردن: فراموش کار، اگر گردنت به شانه‌ات وصل نبود فراموش مي‌كردي سرت را هم به خانه بياري، هزار بار گفتم، تو اصلاً آدم نمي‌شي.
  • شرمنده کردن: بايد از خودت خجالت بکشي که جلوي دوستام آبروم رو بردي.
  • اخطار دادن، تهديد و ترس: زود باش، تلفن رو همين الان قطع کن، اگه يك بار ديگه روي ديوار چيزي بنويسي کتک مفصلي مي‌خوري.
  • متهم کردن: کي شکلات خورده پوستشو انداخته روي زمين؟ چقدر بي‌توجهي، ببين زمين رو پر از کثافت کردي.
  • شکوه، نق و غر زدن: از دست کارهات خسته شدم، اين چه زندگي نکبتيه، بچه هم بچه‌هاي قديم، يك بار شده تو خونه کمک کني.
  • دستور دادن: زود باش سريع اتاقت رو مرتب کن، سرو صدا موقوف، همين الان برگرديد به کلاس، هر چي من مي‌گم، انجام بده، بکن، نکن، بشين، نشين، نرو، …
  • مقايسه: از پسر خاله‌ات ياد بگير که نصف توئه، ببين چقدر به درسش توجه مي‌كنه.
  • پيشگويي: باز که دروغ گفتي، پس فردا تو زندگيت آدمي مي‌شي که هيچ کس بهت اعتماد نمي‌كنه.
  • برچسب زدن: تنبل، گيج، دست و پا چلفتي، بدشانس و …
  • انکار احساسات: گريه نکن اون فقط يك پرنده بود.

امر و نهي فراوان، موعظه و ارشاد هر چند شايد با اين شيوه مستبدانه در تربیت کودکان کوتاه مدت قادر به کنترل کودک خود باشيم اما در بلند مدت شاهد عواقب اين سيستم تربيت کودکان در بزرگسالي و آينده فرزند خود خواهيم بود.

در زمينه تربیت کودکان دکتر ويليام گلاسر روان پزشک بزرگ جهان در کتاب نوجوانان ناخشنود مي‌نويسد: با اعمال زور در روابطمان با ديگران، تنها مي‌توانيم فعاليت‌هاي آنها را کنترل كنيم ولي هرگز نمي‌توانيم افکار آنها را تحت کنترل درآوريم، از آنجا که فرد شخصيت مستقلي دارد وقتي از نظر ما پنهان است هر کاري که دلش مي‌خواهد انجام مي‌دهد.

نکته بسيار مهم اين است که در گفتگو با مردم اغلب والدين و معلمان در پاسخ به اين سؤال که چرا از اين سيستم پيروي مي‌كنيد؟ ضمن ابراز علاقه، عشق و دلسوزي خود مي‌گويند: ما تصور مي‌كنيم که تربیت کودکان با روش‌هاي کنترلي و مخرب به جنب و جوش افتاده، درس گرفته و در جهت رفتار بهتر تحريك شده و بيشتر تلاش مي‌كنند. مثلاٌ اگر به آنها بگوييم تو چقدر فراموشکار و تنبل هستي به آنها بر مي‌خورد بيشتر تلاش و دقت مي‌كنند.

اما روان شناسان معتقدند اين نوع گفتار به وي‍ژه با لحن بد و تحقيرآميز به دليل ايجاد تصوير ” من بدم ” و همچنين انتقال پيام‌هاي منفي در ذهن فرد درست نتيجه عکس مي‌دهد. زيرا فرد برچسب را باور کرده و تصور مي‌كند واقعاً آدم بد، فراموشکارو تنبلي است و هيچ تلاشي در جهت بهبود رفتار خود نمي‌كند.

به طور کلي در تربیت کودکان، تنبيه چه جسمي، چه کلامي، به وي‍ژه در حضور ديگران، باعث مقاومت در هر فردي مي‌شود وعلاوه بر ايجاد احساس بي‌ارزشي و گناه و ايجاد حس تنفر، کينه‌جويي و انتقام و تلافي، همچنين باعث سرکشي، خشونت، پرخاشگري و ناسازگاري مي‌شود به همين دليل والدين مي‌گويند هر چقدر به آنها مي‌گوييم فايده‌اي ندارد، انگار، با ديوار حرف مي‌زنيم و رفتار آنها بدتر مي‌شود.


 

 تعدادي از آثار مخرب روش تربيت کودکان سنتي بر مبناي دو روش تنبيه جسمي و کلامي:

 

  • از بين بردن تفکر خلاق و نقاد و به طورکلي فکر و انديشه و خلاقيت
  • ازبين بردن اعتماد به نفس
  • از بين بردن احساس مسؤوليت و حس همکاري
  • افسردگي: يكي از عواقب اين شيوه تربيتي است که آثار آن بيشتر در بزرگسالي ديده مي شود.
  • افزايش رفتارهاي نازسگارانه، خشونت و پرخاشگري.
  • عدم ابراز وجود و جرأت مندي

در گذشته الگو تربيت کودکان حاکم بر اغلب خانواده‌ها بر مبناي تربيت سنتي، مستبدانه، کنترلي و پدر سالارانه بود. در آن خانواده‌هاي پدر سالار، همسر و فرزندان در واقع در مالکيت پدر قرار داشته و پدر ارباب آنها به شمار مي‌رفت. در اين روش تربیت کودکان زبان تعليم و تربيت بر اساس دو روش تنبيه جسمي و تنبيه کلامي بود.

اما هنوز متاسفانه در تربیت  فرزندان بسياري از ما قرباني اين الگو تربیتی سنتي هستند. که يكي از دلايل اين چالش‌ها در بين خانواده‌ها آشنايي مردم به وي‍ژه زنان و کودکان و نوجوانان از حقوق خود است. بنابراين ديگر نمي‌توان از این روش تربیت کودکان آنها را کنترل کرد.

به اعتقاد روان‌شناسان فرزندان اين والدين چنين استدلال مي‌كنند اگر شما حق داريد مرا تنبيه كنيد من هم حق دارم شما را تنبيه کنم. که رفتارهايي مانند خشونت، ناسازگاري، لجبازي و … و هم چنين تغيير نظام معلم و پدرسالاري به شاگرد و فرزندسالاري از نتايج اين استدلال است.

هر چند تبديل زور و قدرت به احترام متقابل که از نيازهاي اساسي انسان است، شايد نياز به ساليان زيادي داشته باشد اما خوشبختانه خانواده‌هاي زيادي اين واقعيت را پذيرفته‌اند که امروز روش تربیت کودکان جسمي و کلامي تأثير گذشته را ندارد.

از بين بردن فکر و انديشه و خلاقيت در زمينه آثار مخرب الگو تربیت کودکان، دکتر علي بابايي‌زاد، مشاور و مدرس (تحليل رفتارمتقابل)، شاخه روان‌درماني معتقد است در يك خانواده پدرسالار ما با والديني روبه‌رو هستيم که به عنوان بخشي از فرهنگ، مدام چوب به دست ايستاده و تا فرد اشتباه کند او را مورد سرزنش و توهين قرار مي‌دهد.

مسلماٌ در این روش تربیت کودکان، علاوه بر اينکه کودکان به دليل ترس و وحشت، وادار به رفتارهاي نامطلوبي مانند دروغگويي مي‌شوند همچنين جرأت ابراز احساس وابراز نظر و عقيده و به طورکلي اجازه فکر کردن را ندارند که بزرگترين آسيب آن عدم رشد و پرورش فکر و انديشه است که در صورت عدم پرورش آن، فرد عقلانيت و قاطعيت را که از ويژگي‌هاي والدين مؤثر است نياموخته و مسلماٌ از روش‌هاي مستبدانه که ويژگي انسان‌هاي ضعيف است استفاده مي‌كند.


 

رفتار اغلب والدين با فرزندان

پس کي مي‌خواي تکاليفتو انجام بدي؟ سريع تلويزيون رو خاموش کن، کشتي منو. تو هيچ وقت آدم نمي شي.

مراحل زير راهکاري مناسب براي حل اين مشکل در تربیت کودکان است.

1- احساسات و نيازهاي کودک را در نظر بگيريد.

حدس مي زنم شروع کردن تکليف مدرسه کار سختي است احتمالاٌ بعد از سپري کردن يك روز طولاني درمدرسه دلت مي‌خواد استراحت کني.

2- احساسات و نيازهاي خود را ابراز كنيد. دو چيز منو ناراحت مي‌كنه. اول اينکه مراقب باشم تا هر شب تکاليفتو انجام بدي و مي‌بينم تو تا ديروقت بيدار مي‌موني و صبح روز بعد خسته و خواب آلود بيدار مي‌شوي.

3- از کودک دعوت كنيد تا به شما کمک فکري کند:

در اين فکرم که آيا مي‌توانيم فکرهايمان را روي هم بگذاريم و به نظريه‌اي برسيم که هر دو را راضي کند. من همه چيز را خواهم نوشت، اول تو شروع کن.

4- تمام عقايد را بدون ارزيابي کردن بنويسيد.

5- بعد از بررسي راه حل‌ها و توافق با همديگر يك راهکار را عملي كنيد.

در واقع در تربیت کودکان وقتي احساسات بچه‌ها را به وي‍ژه در دوران کودکي که پر از شور بازي هستند نديده مي‌گيريم آنها به سختي مي‌توانند رفتار خود را تغيير دهند. وقتي احساسات بچه‌ها پذيرفته مي‌شوند، براي آنان آسانتر خواهد بود که رفتار خود را تجديد نظر کنند.

در حقيقت، کودکي که زير بمباران سرزنش و توهين و انتقاد و موعظه و… قرار مي‌گيرد غمگين و عصبي شده، به سختي مي‌تواند حواس خود را جمع کند و به مشکل خود فکر کند و رفتار خود را تغيير دهد.


الگوهای تربيت کودکان براساس اصول برابري و احترام

 

اين شيوه‌ تربیت کودکان جديدترين روش‌هاي آموزشي است که برخلاف روش‌هاي تربیت کودکان مستبدانه بر مبناي اصول برابري و احترام متقابل استواراست. که در واقع نيز در صورت احترام به عقايد، احساسات و نيازهاي کودک و نوجوان و به طور کلي هر انساني مي‌توان از جدال با آنها جلوگيري به عمل آورد. در حقيقت اگر مي‌خواهيم جوانان به خود و ديگران احترام بگذارند بايد به آنها احترام بگذاريم و اين کار عملي نيست مگر به احساسات آنها احترام بگذاريم.

دراين روش تربیت کودکان به جاي استفاده از الگوهاي مخرب يا کشنده از الگوهاي سازنده و پيوند دهنده مانند گوش‌کردن، مذاکره کردن، حمايت و دلسوزي کردن، عشق و دوستي، مراقبت کردن، و … به وي‍ژه تشويق کردن به جاي توجه به نقاط ضعف در جهت حل مشکلات رفتاري در تربیت کودکان استفاده مي‌شود.

يكي از شيوه‌هاي مؤثر اين روش تربیت کودکان، رفتار مهربان و قاطعانه والدين است. البته قاطعانه نه به معناي به کار بردن شيوه‌هايي مبني بر تفکري عاقلانه و منطقي است.


 

سرزنش کردن فرزندان

يكي از الگوهاي تربیت کودکان مخرب بسيار رايج ديگر، سرزنش کردن است.

براي نمونه کودکي را تصور كنيد که مرتب وسايلي خود را گم کرده و يا فراموش مي‌كند به مدرسه بياورد.

واکنش والدين: اي فراموشکار، باز که مدادهاتو جا گذاشتي؟  خوبه باز حداقل خودتو مدرسه جا نمي زاري.

واکنش معلمان: اي شلخته، باز هم که مدادت را فراموش کردي بياري، حالا با چي مي‌خواي بنويسي؟ بايد وقت کلاس گرفته شود و همه معطل بمانند که خانم يك مداد بياره.

واکنش کودک: من آدم شلخته و فراموش کاري هستم. ضمن اينکه فکر مي‌كند والدين و معلمان او افرادي بي‌رحم هستند همچنين به فکر انتقام وتلافي نيز مي‌افتد.

همانند راهکار مشکل قبلي تربیت کودکان، والدين مي‌توانند درجهت حل مشکل از فرزند خود کمک بخواهند. متأسفانه برخي از والدين علاوه بر سرزنش، شروع به داد زدن و موعظه و ارشاد مي‌كنند که علاوه بر اينکه بي‌فايده است مشکل را بيشتر مي‌كند.

نکته بسيار مهم اين است که والدين نبايد انتظار داشته باشند با خواندن و به کار بردن يك نکته و تکنيك فرزند آنها سريع تغيير کند. به اعتقاد روان‌شناسان گاه تغيير رفتاري نامطلوب نياز به 6 ماه زمان دارد.

به طور کلي تربيت کودکان و يا تغيير يك رفتار نامطلوب به عوامل متفاوتي همچون يكي بودن الگوهاي تربيت کودکان يكسان پدر و مادر و … بستگي دارد که در صورت يكسان نبودن اين الگوها فرد از طريق ماهواره، فيلم، محيط و … الگوبرداري خواهد کرد.


تا چه حد جلسات خانوادگي در تربيت فرزندان مؤثر است؟

 

ترتيب دادن جلسات خانوادگي يكي از روش هاي موفقي در تربیت کودکان است که از آن طريق مي‌توان حس همکاري را در خانواده دو چندان کرد و بين اعضاي خانواده ارتباطي نزديك و صميمي ايجاد نمود. در اين جا اگر تمايل به تشکيل جلسات خانوادگي داريد، به اين توصيه‌هاي ساده و ارزشمند توجه كنيد:

هفته‌اي يك بار اين جلسات را به هر ترتيبي که شده برگزار كنيد. همه اعضاي خانواده موظف هستند در اين جلسات شرکت نمايند. به وقت تعيين شده احترام بگذاريد و به خاطر راحتي و يا هر علت ديگري زمان را تغيير ندهيد. براي اين که روز و ساعت دقيق را فراموش نكنيد، آن را بر روي تقويم خود يادداشت كنيد و آن را مانند يك جلسه کاري در نظر بگيريد و به آن اهميت بدهيد.

در زمان برگزاري جلسه تلفن خود را خاموش كنيد تا هيچ چيزي براي شما مزاحمت ايجاد نکند. اين طرز برخورد موجب مي‌شود فرزندان شما موضوع را جدي گرفته و به صحبت‌ها و قوانين احترام بگذارند. دقت داشته باشيد تمام تصميم‌ها بايد با توافق تک‌تک اعضاي خانواده صورت پذيرد نه با رأي اکثريت، اگر در انتهاي جلسه به تصميم رأي قاطعي دست نيافتيد، ادامه بحث را به جلسه بعد موکول كنيد.

براي هر جلسه يك مدير و يك منشي انتخاب كنيد. مدير بايد جلسه را اداره کرده و اطلاعات لازم را با اعضا در ميان بگذارد. مديريت بايد هر جلسه تغيير يابد. ديگر اعضاي موظفند از دستورات مدير پيروي کرده و از او حمايت کنند. منشي جلسه بايد تمام نکات بحث شده و تصميمات اتخاذ شده در جلسه را يادداشت کرده و به اطلاع ديگر اعضا برساند.

جلسه را با تشکر از يكديگر و صحبت‌هاي شيرين و تحسين آميز مانند ازت ممنونم به خاطر اين که … و يا واقعا دوستت دارم … آغاز كنيد. فرزندان بايد ياد بگيريند براي محبت و فداکاري ديگران ارزش قائل شوند و از آنها تشکر و قدرداني کنند. حتي اگر از آنها تعريف و تمجيد مي‌شود، آنها بايد زبان سپاسگزاري داشته باشند و از ديگر اعضا قدرداني کنند.

همان طور که مي‌دانيد همه دچار مشکلاتي هستند ولي متأسفانه قادر به يافتن راه حل براي آنها نيستند. ولي اگر تربیت کودکان با درايت کامل اجام شود. آنها به مرور زمان خلاق شده و در مقايسه با افراد ديگر راحت‌تر مسائل را تجزيه و تحليل کرده و براي مشکلاتشان راه حل هاي مناسبي پيدا مي‌كنند. فراموش نكنيد جلسه بعد را با يكديگر هماهنگ كنيد و براي هفته آينده حداقل يك کار را مانند ورزش و … تعيين كنيد و آن را با هم انجام دهيد.

مدير بايد جلسه را با حالتي شاد و خوش به پايان برساند تا فرزندان براي حضور در اين جلسه از خود ميل و رغبت نشان دهند. براي تشويق ساير فرزندان و حضور آنها در اين جلسات مي‌توانيد از يك سري ترفندهاي زير استفاده كنيد:

به عنوان مثال پيش از جلسه بگوييد: دسر شکلاتي و يا بستني وانيلي بعد از جلسه به اعضا داده مي‌شود و يا مي‌توانيد بگوييد بعد از جلسه يكي از بازي‌هاي مورد علاقه‌تان را به مدت يك ربع همگي با هم انجام مي‌دهيم! مطمئن باشيد اين جلسات تأثير بسزايي در رشد و تربيت فرزندان داشته و آنها را در مسير درست و صحيحي قرار مي‌دهد.

در اين جلسات همه‌ي اعضاي خانواده با يكديگر احساس نزديكي خاصي مي‌كنند و به راحتي مي‌توانند مسائل و مشکلاتشان را مطرح کنند و با تصميم‌گيري مناسب به اهدافشان دست يابند.