آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
تعریف وجدان
وجدان نیرویی درونی است که راهنمای ما در تشخیص درست از نادرست است. این عامل به همراه همدلی و خویشتنداری یکی از عوامل مهم و اساسی هوش اخلاقی است.
هر پدر و مادری دوست دارد که فرزندش کودکی باوجدان باشد، اما آیا خود کودک باید این ویژگی وجدان را به دست آورد؟ آیا برای دارا بودن این ویژگی اخلاقی، کمکی به کودک خود کردهایم؟ آیا از روی آگاهی و به حد کافی، اخلاقیات را به کودکمان آموزش دادهایم؟
بازتاب عملکرد و رفتار کودکان، نشان میدهد که پاسخ اکثریت مردم به این پرسش، منفی است.
اکثریت قریب به اتفاق والدین اعتراف میکنند که نتوانستهاند در تربیت کودکان خود موفق باشند. آنها میگویند وجدان، صداقت، احترام، مسئولیتپذیری و بسیاری از ویژگیهای خوب اخلاقی در کودکانشان آنطور که انتظار داشتهاند، رشد نیافته است.
هرچند باید اذعان کرد که تربیت کودک تنها در خانه شکل نمیگیرد و به مقدار قابل ملاحظهای جامعه نیز در این مورد تأثیرگذار است، اما با این وجود نقش والدین به شدت مؤثر و کلیدی است.
آنها باید به شدت مراقب جریانهای منفی اخلاقی بر روی کودکان خود باشند، زیرا این جریانات بر خلاف معیارهای آنها بوده و میتواند کنترل تربیت کودک را از دست پدر و مادر خارج سازد.
اخلاق و جنبههای مختلف آن اکتسابی بوده و خوشبختانه از خانه و توسط والدین آغاز میشوند. بنابراین اگر به عنوان پدر و مادر تمام توجه خود را به فرزند و تربیت اخلاقی او متوجه سازید، به راحتی میتوانید آن را به کودک خود منتقل کنید.
دقت به این نکته الزامی است که کودک تحت تأثیر رفتار والدین خود است، پس باید الگوی خوب و مناسبی برای کودکتان باشید. موارد اخلاقی که کودک باید آموزش ببیند را خودتان به طور کامل و صحیح مراعات کنید. در این صورت کار خود را سادهتر خواهید کرد.
بدون والدینی که خود تابع وجدان و اخلاقیات هستند، کودکانی باوجدان و با اخلاق به وجود نخواهند آمد.
همواره بگذار وجدان راهنمای تو باشد.
نمونهی صحبتهای یک انسان باوجدان:
- «من میدونم چطوری رفتار کنم که درست باشه.»
- «تو باید این مداد و برگردونی، چون مال تو نیست.»
- «من فقط برنامههایی رو نگاه میکنم که بابا و مامان بهم اجازه دادن.»
- «میتونی رو کمک من حساب کنی.»
- «ببخشید. مقصر من بودم.»
- «مشقهام رو خودم مینویسم. اگه کسی دیگه بنویسه، تقلب حساب میشه و تقلب اصلاً کار درستی نیست.»
- «آدما باید همیشه راست بگن. دروغگویی کار خیلی بدیه.»
نمونه کارهای انسانهای باوجدان:
- حتی اگر والدینشان حضور نداشته باشند، حرفهایشان را گوش میدهند.
- میتوان به آنها اعتماد کرد.
- تابع قانون بوده و سرپیچی از آن را کار نادرستی میدانند.
- دزدی، تقلب، دروغ، بیرحمی و … را انجام نداده و مطمئن هستند که این کارها نادرست و غیراخلاقی است.
تست سنجش میزان وجدان در کودک
برای ارزیابی قدرت وجدان در فرزندتان، امتیازی را که فکر میکنید سطح کنونی او را در این وجدان کودکتان را نشان میدهد، در مقابل سؤالات داخل جدول بنویسید و در پایان مجموع امتیازات او را محاسبه کنید.
مجموع امتیازات 40 تا 50 : بهرهمندی از وجدانی عالی
مجموع امتیازات 30 تا 40 : این جنبه در او باید تقویت شود.
مجموع امتیازات 20 تا 30 : احتمال وجود مشکلاتی بالقوه در کودک
مجموع امتیازات 10 تا 20 : احتمال خطر در کودک وجود داشته و افزایش این جنبهی هوش اخلاقی در او بسیار ضروری است.
همواره: 5، اغلب اوقات: 4، گاهی اوقات: 3، به ندرت: 2، هرگز: 1
|
کودکی با وجدان سالم |
کودک من |
|
اشتباهات خود را پذیرفته و از آنها پوزش میخواهد. |
|
| سریع متوجه نادرست بودن رفتارش شده و علت اشتباه بودن آن رفتار را توضیح میدهد. | |
| راستگو و قابل اعتماد است و میتوان روی قولهایش حساب کرد. | |
| کار درست را انجام داده و نیازی به سرزنش و گوشزد دیگران ندارد. | |
| میداند بازتاب و نتیجهی رفتارهای نادرستش چیست. | |
| زمانی که مرتکب اشتباهی شد، پیامدهای اشتباه خود را پذیرفته و هرگز مشکل را به دیگران نسبت نمیدهند. | |
| در صورت انجام کاری اشتباه، احساس شرم به او دست میدهد. | |
| راه درست را شناخته و اگر تحت فشار دیگران قرار گیرد تا برخلاف آن حرکت کند، باز هم در مسیر درست قدم بر خواهد داشت. | |
| زمانی که به وسیلهی او به دیگران آسیبی وارد شود، سعی در جبران آن خواهد کرد. | |
|
اگر کار اشتباهی از او سر زند، میداند چگونه اشتباهش را تبدیل به یک رفتار صحیح نماید. |
پنج روش تربیتی برای داشتن کودکی با وجدان نیرومند
1-الگوی اخلاقی خوب و نافذی برای کودک باشید.
فراموش نکنید به عنوان اولین و تأثیرگذارترین آموزگار اخلاقی کودکتان، هر روزه در مقابل چشمان او قرار دارید و او با دیدن رفتارها، انتخابها، عملکردها، حرفها و خلاصه جزء به جزء کارهای شما، معیارهای وجدان را یاد میگیرد. به این ترتیب حتی جزئیترین و معمولیترین لحظات زندگی شما ـ هرچند در زمانی کوتاه ـ میتواند حاوی درسهای اخلاقی تأثیرگذاری باشد.
مثلاً واکنش وجدان شما به تقلب کودکتان یا دروغی که به دوستش گفته است، اذیت و آزار همسایه، برنامههایی که مشاهده میکنید، کتابهایی که مطالعه میکنید و نوع رفتارتان با دوستان و خویشاوندان زیر ذرهبین کودک است.
بنابراین مطمئن شوید رفتارهای شما همانهایی باشند که مایلید کودکتان از آنها الگوبرداری کند. به این منظور میتوانید هر روز از خود بپرسید: «اگه تنها الگوی کودکم باشم و او به وسیلهی من تشخیص درست و نادرست رو یاد بگیره، امروز از من چی یاد گرفته؟»
2-ارتباطی صمیمانه، محبتآمیز و تؤام با احترام برقرار کنید.
بررسیها نشان داده کودکان از کسانی حرفشنوی بهتری دارند و تأثیر میگیرند که وابستگی عاطفی و احترام عمیقی به آنها احساس میکنند. به احتمال زیاد بچهها از باورهای اخلاقی این افراد تقلید خواهند کرد. بنابراین برقراری ارتباطی صمیمانه و احترامآمیز، یکی از راههای تأثیرگذار در پرورش هوش اخلاقی کودکان است.
پدر و مادر باید رفتاری پرمهر و محترمانه با کودک خود داشته و در مقابل از او توقع چنین رفتاری داشته باشند. لازم به ذکر است که برای ایجاد چنین رابطهای، به اختصاص زمان نیاز دارید. باید اوقات دلنشین و مفرحی را برای نزدیکی هر چه بیشتر با کودک خود منظور کنید.
به یاد داشته باشید که شما هدفی بزرگ، یعنی داشتن کودکی با وجدان نیرومند را در نظر دارید و برای رسیدن به این هدف، قطعیترین و تضمین شدهترین راه، الگوی خوب بودن برای فرزندتان است.
3-سعی کنید تمام اعضای خانواده باورهای اعتقادی خود را با با هم در میان بگذارند.
صحبت کردن با کودک در مورد اعتقادات و ارزشهای اخلاقی، تربیت به شیوهی مستقیم نامیده میشود. بر اساس مطالعات و بررسیهای انجام شده پدرها و مادرهایی که کودکانی با اخلاق تربیت کردهاند، این شیوه را بسیار به کار بردهاند.
در پی مطالب اخلاقی باشید و زمانی که به چنین مسائلی برخوردید، در موردش صحبت کنید. میتوانید از برنامههای تلویزیونی گرفته تا رفتارها واتفاقات روزمره را با فرزندتان در میان بگذارید و به او بگویید در مورد هر کدام چه احساسی دارید و دلیل آن را نیز توضیح دهید.
مادری در مورد کودکان نوجوان خود از سرگذشتهای واقعی که در روزنامهها درج میشد، استفاده میکرد. او این مطالب را از روزنامهها پیدا کرده و در اوقات استراحت، برای اعضای خانواده بیان میکرد.
به این ترتیب باورها و ارزشهای خود را با کودکانش در میان گذاشته و استدلال آنها را از هر مطلب جویا میشد. مثلاً به بچهها میگفت: «من اگه جای … بودم، این کارو میکردم، به خاطر این که …» یا «اگه شما جای … بودید، به دوستتون چی میگفتید؟»
4-به کودک بگویید که از او انتظار رفتارهای اخلاقی را دارید.
برای تربیت کودکی با هوش اخلاقی عالی، باید از او انتظار داشته باشید که با اصول و معیارهای اخلاقی تعیین شده، رفتار کند. این موضوع را با کودک در میان بگذارید و به او اطلاع دهید که چه توقعی از او دارید.
به نظر کارشناسان، بهترین انتظارات اخلاقی والدین آنهایی هستند که علاوه بر ارزشمند بودنشان، قابل دسترس بوده و برای کودک هم تفهیم شده باشند.
کودکان در شروع، به احتمال زیاد پایبند جنبههای مختلف اخلاق هستند؛ زیرا مادر و پدر از آنها خواستهاند و انتظار دارند که چنین رفتار کنند.
نکته:پس از این که انتظارات خود را به وضوح برای کودک شرح دادید، باید به آنها متعهد باشید و هرگز از موضع خود کوتاه نیایید.
5-از پرسشها و دلایل اخلاقی بهره ببرید.
یکی از ابزارهای مهم در تربیت تأثیرگذار ـ به خصوص تقویت وجدان، پرسش و پاسخ است.
پرسشهای درست و هدفمند به خوبی به کودک کمک میکنند تا توان خود را برای درک نظرات دیگران و پیامدهای رفتارشان، تقویت کنند، همچنین کمکم به او یاد میدهند سؤالهایی را از خود بپرسند. مثل: «واقعاً این کارم درست بود؟»، «اگه این کار رو انجام بدم، چی میشه؟» و …
و اما چند نمونه از سؤالاتی که پدر و مادر برای تقویت استدلالهای اخلاقی کودکان میتوانند از آنها بپرسند:
«پسرم فکر میکنی چرا من نگران شدم؟»
«اگه کسی با تو این طوری رفتار میکرد، چه احساسی بهت دست میداد؟»
«فکر میکنی اگه همهی مردم دروغ بگن، چی میشه؟»
«اگه به قراری که با هم گذاشتیم عمل نکنی، فکر میکنی اعتماد من به تو چطوری میشه؟»
و…
افزایش سرقت در بین جوانان
امروزه اکثر نوجوانان و جوانان احساس میکنند که سرقت کار درستی است. گویا مدتهاست که گناه بودن این عمل به فراموشی سپرده شده است. اکثر پدرها و مادرها لفظ سرقت را تنها به دزدیهای بسیار آشکار اتلاق میکنند؛ حال آنکه بسیاری از مردم به نوعی از سرقت مشغول هستند.
از دزدیدن زمان کار گرفته تا دزدی از مغازهها، همه سرقت محسوب میشوند. بنابراین تا وقتی که خود دست به دزدیهایی این گونه میزنیم، نباید توقع داشته باشیم که فرزندانی با هوش اخلاقی بالا روانهی جامعه کنیم.
کودکان به شدت حرکات والدین خود را زیر نظر دارند و دقیقاً رفتار آنها را منعکس خواهند کرد. زمانی که به راحتی کودک را وادار به دروغ گفتن (بگو مامان خونه نیس، اگه همکارم زنگ زد، بگو بابا مریضه نمیتونه بیاد اداره، و …) میکنیم، هرگز نباید انتظار داشته باشیم که او به ما دروغ نگوید.
هماکنون گاهی شاهد سرقتهایی از سوی کودکان هستیم که به شدت متأثرمان میکند. دزدیهای کوچکی مثل سرقت از همکلاسیها، سرقت از کیف مادر و پدر، و ….. نکتهی مهم این است که نه تنها کودکان، بلکه حتی اغلب والدین نیز این موارد را دزدی تلقی نمیکنند.
به این موارد، ازدیاد بیرحمی، بیبندوباری، خشم و … را نیز اضافه کنید. متأسفانه به وجدان، به عنوان هدایتگر هوش اخلاقی در کودکان، کمتر پرداخته شده و اکنون شاهد نتایج این بیتفاوتی در جوانان و نوجوانان امروزی هستیم. امید است با ارج نهادن به این ارزشهای اخلاقی، در آیندهی نزدیک بازخوردهای مثبت آن را در جامعه شاهد باشیم.
افزایش تقلب در کودکان
چند دههای است که تقلب بین دانشآموزان در سطحی وسیع شایع شده است. در نتیجهی بررسی انجام شده بر روی شش هزار دانشجوی سال اول و دوم، 76% اعتراف کردند که در دورهی دبیرستان تقلب کردهاند. بر همین اساس 4/3 دانشجویان حداقل یک بار دست به تقلب زدهاند.
آموزگاران مدارس ابتدایی میگویند این مشکل در بین دانشآموزان کلاس اول نیز رایج شده است.
باید دقت کرد که مشکل اصلی تنها تقلب نیست، بلکه از آن نگرانکنندهتر احساس دانشآموزان است که آنها را به تقلب وادار میکند. 84% از دانشجویان معتقدند برای رشد و ترقی در جهان امروز، شدیداً به تقلب نیاز دارند. همچنین آنها برای موفقیت در تحصیل، تقلب را ضروری میدانند.
مسألهی بسیار نگرانکننده این است که بسیاری از فرزندان ما پس از تقلب، اصلاً احساس بی وجدانی و گناه ندارند. همهی این موارد نشانهی ضعف اخلاق و وجدان در بین فرزندان ماست.
زمانی که وجدان شخصی ضعیف باشد، به سادگی به هوسهایش بله گفته و در صورت همهگیر شدن این وضعیت، جامعه رو به انحطاط و بیبند و باری کشیده خواهد شد. باید هوش اخلاقی فرزندانمان را در سنین پایین تقویت کنیم.
به کودکانمان یاد دهیم که به صدای درونیشان که آنها را دعوت به خوبی میکند آری گفته و به هوسهای خود نه بگویند. در این صورت در آینده راه سادهتر و لذات زودگذر را انتخاب نخواهند کرد.
نشانههای وجدان ضعیف در بین جوانان و نوجوانان به حدی آشکار است که چشمپوشی و نادیده گرفتن آنها، شاید غیراخلاقیترین کاری است که میتوان انجام داد. تأثیر این نادیده گرفتن بر روی کودکان و نسل آیندهی ما بسیار وحشتناک و غیر قابل جبران خواهد بود.
باید با کارهای مثبت و عملکرد نیک خود به کودکانمان کمک کنیم تا وجدانی نیرومند داشته باشند که در مسیر زندگی راه درست را نشانشان دهد.
با کودکان بیجدان چگونه رفتار کنیم؟
در عصری زندگی میکنیم که به شدت با بحران وجدان اخلاقی روبهرو هستیم. برای رفع این بحران در جامعهی کوچک خانوادهمان لازم است موارد زیر را عملی سازیم.
- فراموش نکنید که نخستین و تأثیرگذارترین معلم اخلاقی کودک خود هستید. بنابراین باید مراقب باشید رفتارهای شما که کودک از آن تقلید خواهد کرد، همانهایی باشند که دوست دارید او از شما سرمشق بگیرد.
- در صورتی که دوست دارید کودک رفتار و کارهایش با وجدان اخلاقی باشد، انتظار رفتاری اخلاقی از او داشته باشید و بر این مطلب مصر باشید.
- در هر موقعیت و شرایطی در جستجوی آموزههای وجدان اخلاقی به کودکتان باشید و در مورد آنها با او صحبت کنید. باید کودک نظرات و باورهای اعتقادی و اخلاقی شما را بشنود. شما نیز لازم است استدلالهای اخلاقی او را شنیده، بررسی و آن را ارتقا دهید.
- بر برنامههای تلویزیونی، فیلمها، بازیهای رایانهای، موسیقیها و جستجوهای کودکتان در اینترنت، نظارت داشته باشید و اگر متوجه شدید که تأثیرات مخربی بر رشد وجدان اخلاقی کودکتان دارند، مخالفت خود را اعلام کنید و به شدت روی موضع خود استوار باشید. به روشنی و سادگی نگرانیهای خود را به کودک انتقال دهید. معیارهایی مشخص کرده و روی اجرای آنها پافشاری کنید.
- با پرسشهایی از کودک، کمک کنید تا توانایی او در درک احساسات، دیدگاهها و نظرات دیگران گسترش یابد. مثلاً: «اگر دوستت با تو این رفتار رو میکرد، چه احساسی بهت دست میداد؟»، «فکر میکنی با این کار، چه احساسی به مادربزرگت دست داده؟»
- به رفتارهای اخلاقی کودکتان دقت و توجه کنید. رفتار یا کار اخلاقی او را توضیح داده و خوشحالی خود را به کودک ابراز کرده و از او قدردانی کنید.
کمکهایی که میتوانید به کودک بدهید تا اشتباهاتش را اصلاح کند.
لازم است کودکان بدانند که رفتارشان میتواند باعث رنجش و آزار دیگران شود و در این صورت کمترین کاری که میتوانند در جبران اشتباه خود انجام دهند، نشان دادن تأسف خود به افرادی است که موجب آزارشان شدهاند.
در ادامه چند نمونه از راهکارهایی آورده میشود. به کمک این راهکارها میتوانید به کودکان خود کمک کنید تا رفتارها و کارهای اشتباه خود را جبران کنند.
به کودک توصیه کنید زمانی را به فکر کردن در مورد کارها و رفتارهای خود و به آرامش رسیدن، اختصاص دهد. به او بگویید در صورتی که کار یا رفتار اشتباهی از او سر زده است، دربارهاش فکر کند و زمانی که کنار شما برگشت، بگوید چگونه میتواند اشتباهش را جبران نماید.
«مامان امروز موقع بازی، شیشهی همسایه رو شکستم. فکر کنم باید برم ازش معذرتخواهی کنم باید یه شیشهی نو واسه پنجرهاش بخریم. بهم کمک میکنی؟»
از کودکان بزرگتر خود بخواهید که طی نامهای دلیل نادرست بودن کارها یا رفتارهای اشتباه خود را نوشته و سپس بگویند چگونه میتوانند آنها را جبران کنند.
«مامان خوبم! من از رو برگهی دوستم جواب سؤالای امتحانی را نوشتم. فهمیدم که تقلب کردن خیلی اشتباهه. تصمیم گرفتم فردا به معلمم بگم کار اشتباهی کردم و قول بدم دفعهی دیگه خوب درس بخونم.» کودکان کوچکتر میتوانند با کشیدن نقاشی نشان دهند که چگونه میتوانند به دوستی که در حق او بدی کردهاند، احساس خوبی بدهند.
یکی از ایدهها میتواند عذرخواهی کردن به صورت کشیدن نقاشی، نوشتن نامه، تلفن زدن و یا رفتن کودک پیش کسی باشد که در موردش رفتاری نادرست انجام داده است. «مامان میرم خونهی مهدی و بهش میگم که اشتباه کردم تو بازی هلش دادم. میگم که منو ببخشه و قول میدم از این به بعد دوستای خوبی برای هم باشیم.»
از کودک خود بپرسید به جای کار یا رفتار اشتباهش چه کارها یا رفتارهای درست و اخلاقی را میتوانست انجام دهد. سپس از او بخواهید تا یکی از آنها را انتخاب کرده و به مدت پنج دقیقه تمرین کند تا بتواند به خوبی آن رفتار یا کار اخلاقی را انجام دهد.
«من نباید موقع عصبانیت سر کسی داد بزنم. میتوانم به جای این کار، به کیسه بوکس مشت بکوبم، برم پارک و قدم بزنم، سرم رو روی بالش بزارم و داد بزنم. دفعهی بعد همین کارا رو میکنم.»
باید کودک یاد بگیرد تا چیزهایی را که برداشته و متعلق به خودش نیست، به صاحبش برگرداند و در صورت وارد کردن صدمه به چیزی که برداشته، آن را تعمیر یا خریداری کند. «مامان شکلات بستنیای رو که دیروز از فروشگاه برداشتم، میبرم به فروشنده میدم و ازش معذرتخواهی میکنم.»











2 دیدگاه “چگونه وجدان را برای کودکان تعریف کنیم؟ (5روش تربیتی برای داشتن کودکی با وجدان)”
[…] فضیلت اخلاقی اساسی در پرورش هوش اخلاقی کودکان ـ همدلی، وجدان و صبر و شکیبایی ـ حضور نداشته باشند، در این هنگام کودک […]
[…] ثابت کرده وجدان یک مرتبه آموخته نمیشود، بلکه باید قدم به قدم و مرحله […]