آنچه در این مقاله می‌خوانید [پنهان‌سازی]

 

 

به نظر یکی از متخصصین اعصاب میزان توانایی و حفظ مغز کودکان به سه عامل وابسته است:

  1. ویژگی‌های ژنتیکی مغز و سیستم مرکزی اعصاب او که از پدر و مادرش به ارث برده است.
  2. تغییراتی که بر اثر آسیب‌های وارد شده قبل یا بعد از تولد، در مغز ایجاد شده است.
  3. تأثیرهایی که مغز از محیط، اتفاقات و دیگر عوامل گرفته است.

شما به طور حتم در تغییر عامل اول ناتوان هستید. عامل اول منعکس کننده‌ی توارث چندین نسل بوده که نمی‌توان در کوتاه‌مدت تغییری در آن ایجاد کرد.

در این مقاله به بررسی عامل دوم آسیب‌های مغز کودک می‌پردازیم. راه‌کارهایی که در ادامه می‌آید به شما کمک می‌کند که مغز کودک دلبندتان را از آسیب‌ها و بیماری‌های مختلفی که آن را تهدید می‌کنند، محافظت کنید؛ طوری که به بالاترین میزان رشد خود دست یابد.

با مطالعات و بررسی‌های انجام شده بر روی تعداد زیادی از کودکان دختر و پسر معلوم شده است که دختران و پسرانی که به مشکلات اخلاقی دچار هستند، یا با مشکلاتی در یادگیری خواندن و نوشتن دست به گریبانند، بی‌نظم و ترتیب بوده و خیلی زود تمرکزشان را از دست می‌دهند و گرفتار آسیب‌های مغزی در حد کم بوده و یا از عدم انجام وظیفه‌ی کامل مغز خود رنج می‌برند.

این نوع کودکان، هوشی متوسط و یا بالاتر از متوسط دارند، اما به دلیل مشکلاتی که در مغزشان به وجود آمده، درک و شیوه‌ی خاصی دارند که باعث مشکلات یادگیری می‌شود و به آن‌ها اجازه نمی‌دهد از حداکثر ظرفیت مغزشان استفاده کنند. به علاوه بیشتر این کودکان بر اثر این مشکل، با مسائل احساسی نیز رو به رو می‌شوند.

بنابراین بهترین وضعیت این است که مغز کودک دلبند شما سالم و طبیعی در دوره‌ی کودکی، بدون وارد شدن آسیبی بر اثر بیماری یا حادثه، به رشد و شکوفایی خود ادامه دهد. به عنوان پدر و مادر دلبندتان وظیفه دارید جوانب احتیاط را رعایت کنید تا سلامت مغزی کودک‌تان تضمین شود. قدرت مغزی او موضوعی نیست که به دست تقدیر سپرده شود.


 

چگونگی حفظ مغز کودک، از آسیب‌هایی که آن را تهدید می‌کند

  1. فرزند خود را از مبتلا شدن به سرخجه و سرخک محافظت کنید.

البته در عصر حاضر با توجه به پیشرفت علم پزشکی و واکسیناسیون بر علیه این بیماری‌ها، نیازی نیست نگران آثار و پیامدهای آن‌ها بر روی مغز کودکان‌مان باشیم. اما دقت و توجه در واکسینه کردن به موقع کودک، بسیار ضروری و مهم است تا به صورت اتفاقی نیز شاهد عواقب بسیار مخرب این دو بیماری بر روی مغز فرزندان خود نباشیم.

  1. کودک خود را تحت نظر پزشکی کاردان که با مسائل روز پزشکی آشناست، قرار دهید تا به طور مرتب و مدوام، تحت معاینه‌ی او قرار گیرد و به علاوه باز هم تأکید می‌کنم در واکسیناسیون به موقع دلبندتان هرگز و تحت هیچ شرایطی تعلل نکنید.

هرچند علاوه بر بیماری سرخک و سرخجه، بیماری‌های عفونی دیگری نیز هستند که روی مغز کودکان آسیب‌های جدی وارد می‌کنند، اما خوشبختانه تعدادشان بسیار کم است. بیماری‌هایی مثل اوریون، آبله و …. که با تشخیص و مداوای به موقع، اثرات آن‌ها به حداقل ممکن خواهد رسید.

  1. تدابیر لازم را بیاندیشید تا کودک خود را از حوادثی که امکان وارد آوردن صدمه به مغز او را دارند، دور نگهدارید.

هرچند کنترل کردن کودک مخصوصاً کودکان پرجنب و جوش کار بسیار طاقت‌فرسایی است، اما به هر حال باید تمام سعی خود را به کار ببندیم تا از حوادثی که منجر به وارد آمدن ضربه به مغز کودک می‌شوند، پیشگیری کنیم. با تمام این مراقبت‌ها، باز هم شاهد حوادثی هستیم که منجر به ضربه خوردن سر کودک می‌شوند. اگر همان موقع نوار مغزی کودک گرفته شود و اثراتی را که به مغز وارد شده، مشاهده کنید، به عنوان پدر و مادر کودک حوادث را عادی نگرفته و آن‌ها را نادیده نخواهید گرفت.

یکی از مواردی که بیشترین خطر ضربه خوردن به سر در آن به چشم می‌خورد، هنگام رانندگی و در اتومبیل است. وقتی کودک خود را در صندلی عقب می‌خوابانید و یا آزاد می‌گذارید تا از پنجره به خارج نگاه کند، امکان آسیب دیدن را بسیار زیاد خواهید کرد.

اگر کودک شما در سنی نیست که بتواند روی صندلی بنشیند، بهتر است او را در سبد مخصوص خوابانیده و سبد را بین صندلی جلو و عقب بگذارید.

در مورد حفاظت از کودک توجه کنید که او بسیار سریع‌تر و نیرومندتر از چیزی است که شما فکرش را می‌کنید و هر روز نیرومندتر و سریع‌تر از روز قبل خواهد شد.

هرگز کودک خود را به تنهایی در مکانی بلند قرار ندهید. چون او به سمت اشیا و حتی پارچه‌هایی که برایش جذاب هستند، خواهد رفت و امکان سقوط و صدمه به سر، بسیار زیاد خواهد بود.

وقتی کودک شروع به راه رفتن می‌کند، علاقه‌ی زیادی برای بالا و پایین رفتن از پله‌ها خواهد داشت. به او کمک کنید این کار را یاد بگیرد و تا زمانی که مطمئن نشده‌اید که این کار را به درستی انجام می‌دهد، او را تنها نگذارید.

کودک دلبندتان را از آسیب‌های مغزی ناشی از مسمومیت‌های مواد سربی محافظت کنید. این مواد مخصوصاً در شهرهای آلوده‌ای مثل تهران بسیار زیاد است. قربانی‌های این مسمومیت، بیشتر کودکانی هستند که در مناطق محروم شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند.


قرن بیست و یک و نظریات پروفسور مکوتو شیچیدا

بنا بر اظهارات پروفسور شیچیدا کودکان ما همگی نابغه متولد می‌شوند و هدف آموزش، آموختن دانش نیست؛ بلکه توسعه‌ی توانایی‌های یک کودک در سنین کودکی است. همان طور که دانشمندان در تحقیقات خود اذعان داشته‌اند، نیمکره‌ی راست غالباً با فعالیت‌های هنری نظیر موسیقی، نقاشی و همین‌طور با عواطف و احساسات مرتبط است. هرچند که نمی‌توان هیچ فعالیتی را منحصر به نیمکره‌ای کرد، لیکن هم‌چنان نظر بر این است که اکثر امور فوق، توسط نیمکره‌ی راست انجام می‌شود. همان طور که غالب مطالب مرتبط با ریاضی و منطق، توسط نیمکره‌ی چپ سامان‌دهی می‌شوند.

از آن‌جا که نیمکره‌ی چپ به جهت حفظ منافع خود، از جمله نیرومندی و روانی در تکلم به سمت برتری بر نیمکره‌ی راست پیش می‌رود و لذا در هنگام توفق، مانع فعالیت آزادانه‌ی نیمکره‌ی راست می‌شود، سنین 0 تا 6 سالگی و علی‌الخصوص قبل از 3 سالگی فرصتی بسیار مناسب است تا بتوانیم قوای نیمکره‌ی راست را تا حد ممکن به فعلیت برسانیم.

البته هدف از آموزش‌های شیچیدا نهایتاً متعادل کردن دو نیمکره می‌باشد، لیکن این امر هنگامی میسر است که نیمکره‌ی راست قبل از نیمکره‌ی چپ تقویت گردد. وی معتقد است هنگامی یک انسان نابغه تلقی می‌گردد که بتواند از تمام قابلیت‌های مغز خود استفاده نماید. کما این‌که در حال حاضر حدود 90% انسان‌ها اکثراً فقط از نیمکره‌ی چپ و حدود 10% آن‌ها اکثراً از نیمکره‌ی راست استفاده می‌کنند. این در حالی است که افرادی که از هر دو نیمکره به یک اندازه استفاده می‌کنند، بسیار اندکند. در واقع هر کدام از نیمکره‌ها قابلیت‌هایی دارند که دیگری ندارد.

یکی از مواردی که در آموزش‌های ارائه شده توسط شیچیدا لحاظ شده، این مطلب است که فراگیری علوم توسط هر یک از دو نیمکره، متفاوت از یکدیگر می‌باشند. برای مثال نیمکره‌ی راست به جهت اطلاعات، هیچ نیازی به تمرکز و هوشیاری کامل ندارد. چنان‌چه حتی در مراحلی از خواب هم آموزش‌پذیر است. در حالی که نیمکره‌ی چپ جهت فراگیری علوم، نیازمند تمرکز و هوشیاری کامل است. علاوه بر آن سرعت جذب اطلاعات توسط نیمکره‌ی راست بسیار بسیار بالاتر از نیمکره‌ی چپ می‌باشد و در عین حال توانایی دریافت حجم بسیار وسیعی از داده‌های غیر مرتبط با هم را در زمان کوتاه دارد. در حالی که نیمکره‌ی چپ نیازمند اطلاعات طبقه‌بندی شده و در حجم بسیار پایین‌تر می‌باشد.

تفاوت دیگر این دو نیمکره این است که نیمکره‌ی راست برای نگاه داشتن اطلاعات به مدت طولانی، نیازمند تکرار است، در حالی که نیمکره‌ی چپ یک سری روابط منطقی را در خود نگاه می‌دارد.

مطلب دیگر این است که نیمکره‌ی راست مرتبط با حافظه‌ی بلندمدت و نیمکره‌ی چپ با حافظه‌ی کوتاه‌مدت در ارتباط است.

حال زمان آن رسیده است که به طور جزئی‌تر به عملکرد مغز در هر یک از نیمکره‌ها بپردازیم:

نیمکره‌های مغز

نیمکره‌ی چپ مغز به عنوان نیمکره‌ی تحلیلی شرح داده می‌شود؛ زیرا به صورت خطی عمل کرده و الگوی مرتبی از یک نقطه به نقطه‌ی دیگر داشته و به طور مرحله به مرحله حرکت می‌کند. این موضوع در پردازش اطلاعات کلامی (زبان) بسیار مؤثر است. نیمکره‌ی راست مغز بخش خلاق مغز است؛ جایی که جستجو می‌کند، الگوها را می‌سازد و رابطه‌ی بین قسمت‌های جداگانه را تشخیص می‌دهد. این نیمکره‌ به صورت خطی حرکت نمی‌کند، اما به طور همزمان پردازش می‌کند. این قسمت مغز در پردازش‌های دیداری و فضایی بسیار مؤثر است.

عملکردهای نیمکره‌ی راست مغز

عملکردهای حسی

عملکرد عجولانه و مخاطره کردن

قوانین قوه‌ی تخیل

علائم و تصویر

حال و آینده

فلسفه و مذهب ـ ریاضی (توسط دانشمندان)

درک موسیقی

اعتقادات (شم، شهود)

سپاس‌گذار بودن

استنباط فضایی

دانستن کاربرد اشیاء

آموزش-زبان-انگلیسی-به-کودکان

آموزش-زبان-انگلیسی-به-کودکان

­عملکردهای نیمکره‌ی چپ مغز

عملکردهای منطقی

عمل بر اساس احتیاط

کنترل حقایق

کلمات  زبان

گذشته و حال

ریاضی (مبتدی) و علم

تجزیه و تحلیل موسیقی

دانستن (حقایق)

تصدیق کردن

فهم الگو و نظم

دانستن نام اشیاء

نیمکره‌های راست و چپ مغز در طول مراحل رشد یک کودک نقش مهمی ایفا می‌کنند. برخی اوقات عملکردهای دو نیمکره در قسمتی که پلی بین نیمکره‌ی راست و چپ است، همدیگر را هم‌پوشانی و کامل می‌کنند و اطلاعات از روی این پل عبور کرده و از یک نیمکره به نیمکره‌ی دیگر منتقل می‌شود. پروفسور شیچیدا معتقد  است که هر دو نیمکره دارای اهمیت یکسانی هستند.

شاید والدین به منظور رشد رضایت‌بخش یک کودک نیازمند دانستن رشد مغز باشند.

  1. مغز انسان بلافاصله پس از تولد رشد خواهد کرد.
  2. بین سنین 5 تا 6 سالگی حدود 70% مغز رشد می‌کند.
  3. زمانی که انسان به سن نوجوانی (10تا 11 سالگی) می‌رسد، تقریباً 90% مغز او رشد کرده است.
  4. مغز انسان درست قبل از رسیدن به بزرگ‌سالی به رشد کامل رسیده است.

بر خلاف تصویر غلط رایج، کودک باید در محیطی آرام و شاد بیاموزد، نه به سبک یادگیری «نظامی» که در آن کارهای کلاسی سخت و کسل‌کننده است. البته منظم بودن اهمیت دارد، اما مؤثرترین راه برای به ظهور رساندن استعداد مادرزادی یک کودک نیست.

      . افرادی که نیمکره‌ی چپ در آن‌ها نیمکره‌ی غالب است:

هدایت شدن با نیمکره‌ی چپ: نظریه‌ها حاکی از این مطلب هستند که افرادی که نیمکره‌ی چپ‌شان، نیمکره‌ی غالب است، به طرز منطقی و مرتب واکنش نشان می‌دهند و این گروه در ریاضی و علوم قوی هستند و می‌توانند خیلی سریع به سؤال‌ها پاسخ دهند.

 

      . افرادی که نیمکره‌ی راست در آن‌ها نیمکره‌ی غالب است:

بر عکس، افرادی که نیمکره‌ی راست در آن‌ها نیمکره‌ی غالب است، افرادی خیال‌پرداز هستند که توسط قدرت درون‌یابی و خلاقیت هدایت می‌شوند. این افراد به طور عمیق فکر می‌کنند و ممکن است از هوش بالایی برخوردار باشند. آ‌ن‌ها دانش‌آموزان خوبی در هنر و علوم اجتماعی هستند. در مقایسه با افراد با نیمکره‌ی چپ غالب، که افرادی محتاط‌اند، خودجوش‌تر هستند. آن‌ها همچنین افرادی خیال‌پرداز هستند که ترجیح می‌دهند در زمان تصمیم‌گیری، دنبال احساسات درونی خود بروند.

 

        . افرادی که هر دو نیمکره‌ی مغزشان به طور یکسان کار می‌کند:

با دانستن ویژگی‌های هر دو نیمکره، شخصی ممکن است چنین سؤالی را مطرح کند: «آیا می‌شود شخصی دارای کیفیت‌هایی از هر دو نیمکره باشد و این نیمکره ‌ها به طور رضایت‌بخشی عمل کنند؟» پاسخ مثبت است.

دانشمندان یک منطقه‌ی میانی مهم در مغز انسان را شناسایی کرده‌اند که سکوی ارتباط دو نیمکره است. با این وجود این منطقه در بیشتر افراد در حالت استراحت و فعالیت کم است.

این منطقی میانی یک رباط حیاتی است و مانند «پلی» عمل می‌کند که نیمکره‌های راست و چپ را به هم مرتبط می‌کند. زمانی که این منطقه از حالت استراحت و فعالیت کم، به حالت فعال درمی‌آید، اطلاعات به طور مؤثری بین دو نیمکره مبادله می‌شوند.

دو نیمکره توسط دسته‌ای از رشته‌های عصبی به هم مرتبط می‌شوند. بزرگ‌ترین این رشته‌ها، جسم پینه‌ای نام دارد که از 250 میلیون رشته‌ی عصبی تشکیل شده است و این قسمت اجازه‌ی تبادل اطلاعات بین دو نیمکره را می‌دهد.

 

        . راست دست و چپ دست بودن

تحقیقات نشان داده است که در راست‌دستان حرکت‌های ظریف در نیمکره‌ی چپ جا دارد و حرکات سنگین در نیمکره‌ی راست و تقریباً نیمی از چپ‌دستان برای یادگیری از نیمکره‌ی راست‌شان استفاده می‌کنند.

 

کار در خانه برای فعال کردن نیمکره‌ی راست مغز: (بازی‌های تخیلی)

      1. تجسم تصویر در ذهن (بازی‌های تخیلی)

هدف از تجسم تصویر در ذهن (بازی‌های تخیلی)

هدف از تجسم تصویر در ذهن:

تجسم تصویر در ذهن، فعالیتی است که به آموزش توانایی تصویرپردازی نیمکره‌ی راست مغز کمک می‌کند. توانایی خواندن سریع، داشتن حافظه‌ی تصویری، توانایی انجام محاسبات پیچیده با سرعت زیاد و ادراک فرا حسی ESP، و غیره.

بازی‌های تخیلی کودکان 0 تا 6 ماهه

  1. به جای خرس‌ها و عروسک‌ها و حتی تصویرها هم صحبت کنید.
  2. بازی دالی موشه.
  3. وقتی سرش را بالا نگه داشت، او را روی توپ بزرگ پلاستیکی به شکم قرار دهید و وانمود کنید که مثلاً ماهی است.
  4. کلاه خنده‌دار به سر کنید و ادای شخصیت‌های بامزه را دربیاورید.
  5. یکی از دستان‌تان را زیر سینه‌ی کودک و دست دیگر را لای پاهای او قرار دهید و او را در امنیت کامل نگه دارید و به عقب و جلو حرکت دهید و نقش نوزاد را در حال پرواز برایش انجام دهید. او را به آرامی حرکت دهید و صدای هواپیما در آورید.
  6. از عروسک‌هایی که دست داخل آن می‌رود (عروسک‌های نمایش) استفاده کنید.

بازی‌های تخیلی کودکانی که می‌توانند چهار دست و پا راه روند (6 تا 12)

  1. اسباب‌بازی‌ها یا حیوانات پلاستیکی را در ظرف‌هایی پنهان کنید و سپس از کودک بخواهید آن‌ها را پیدا کند. وقتی که حیوانات را پیدا کرد، به جای آن‌ها حرف بزنید و به اصطلاح آن‌ها را صداگذاری کنید.
  2. نزدیک کودک یک سطل یا سبد گذاشته و اسباب‌بازی‌ها یا مکعب‌های کوچکی را در آن قرار دهید. به او نشان دهید که چگونه آن‌ها را رها می‌کنید تا در داخل سطل بیفتند.
  3. از عروسک‌های روسی یا وسایل آشپزخانه‌ای که چند اندازه دارند، استفاده کنید و به کودک نشان دهید که چطور انواع کوچک‌تر در داخل بزرگ‌تر قرار می‌گیرد.

…..