آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
یادگیری و آموزش کودکان
اگر کودک خود را شیفتهی آموزش و یادگیری کنید و مسیر استعدادهای در حال انفجارش را به سمتی درست هدایت کنید ـ آموزش و یادگیری زبان، بازی کردن با اسباببازیهای فکری و … ـ دیگر او را در حال خالی کردن کیسهی زباله به داخل آکواریوم و یا پرتاب غذا به سقف اتاق مشاهده نخواهید کرد. در این زمان حساس باید انگیزهها و محرکهای زیادی را از راه نگاه کردن، گوش دادن، چشیدن، بو کردن و لمس کردن برای کودک فراهم کنید تا کودکی باهوشتر داشته باشید.
در این دوره کودک بیش از قبل توانایی تفکر، استدلال و به کار بردن اشیاء در راستای هدف آنها را خواهد داشت. او همچنین میتواند نتیجهگیری کند. آموختن زبان که در یک تا چهارسالگی کودک صورت میگیرد، نه تنها به او کمک میکند تا افکارش را بیان کند، بلکه اندیشهی او را نیز شکل میدهد. نوع آموزشی که شما برای او در نظر میگیرید، در تمام عمر همراه او خواهد بود. اگر تلاش شما برای یادگیری دلبندتان با شادی و نشاط توأم باشد، او را به یادگیری بیشتر تشویق خواهید کرد.
برخی از والدین نمیتوانند تمایل و عطش دلبندشان به یادگیری را شناسایی کنند و ببینند آیا او ذاتاً مایل به آموختن هست یا خیر. باید بگوییم که خود کودک در حرکات و رفتارش راهنماییهای لازم را نموده و به شما میفهماند که مغز در حال رشدش به چه چیزهایی نیازمند است. لازم نیست که او را وادار به یادگیری کرده و یا مجبورش کنید مطلبی را بدون تفکر قبول کند. شما تنها کافی است که دریابید دلبندتان در شرایطی هست که به تنهایی چیزی بیاموزد یا خیر؟
زمانی که کودک راه رفتن را یاد گرفت و به سادگی به اطراف خود حرکت کرد، علاقهی او به صحبت کردن منحرف میشود. کودک دلبندتان وقتی هجده ماهه است تنها توانایی ادا کردن پانزده تا بیست و پنج کلمه را دارد، وقتی دو سال و نیمش است، کاملاً میتواند صحبت کند و شما از این موضوع خوشحال خواهید شد و علاقه دارید به صحبتهایش گوش کنید، اما در سه سالگی دوست دارید کمی سکوت کند تا شما بتوانید استراحت کنید.
بعضی از پدرها و مادرها به منظور آموزش زبان به کودکشان کارهای بسیار خوبی انجام میدهند. آنها محیط پیرامون کودک خود را از الگوهای خوب زبان پر میکنند، طوری که او قادر است اشتباهات خود را اصلاح نماید. به این ترتیب کودک از اینکه در یادگیری زبان بسیار خوب پیش میرود، غرق لذت خواهد شد. والدین هم از این پیشرفت به حدی شاد میشوند که دیگران را به شنیدن صحبتهای کوچولوی خود دعوت میکنند.
دراین دوره گیرایی کودک به حدی نیرومند است که با شنیدن حرفهای اطرافیان دقیقاً آنها را یاد گرفته و به راحتی به زبانشان صحبت میکند. پدر و مادر میتوانند در این دوران با صحبت کردن به دو و یا چند زبان، به کودک خود کمک زیادی نمایند. برخی از والدین به دلیل مشغلهی زیاد، بیسوادی، عدم علاقه و حوصله به آموزش کودک خود توجه زیادی نشان نمیدهند و نمیتوانند الگوهای خوبی برای کودک خود مهیا کنند. در این موارد جبران این کمبود بسیار دشوار خواهد بود.
هر چه زمان صحبت کردن کودک زودتر باشد، خوشحالی او بیشتر شده و راحتتر زندگی خواهد کرد. والدین نیز در برقراری نظم و انضباط موفقتر عمل خواهند کرد؛ چون میتوانند دلیل کارها را به کودک بفهمانند.
از هر فرصتی برای یاد دادن به کودک استفاده کنید. به عنوان نمونه زمان حمام کردن کودک، اعضای بدنش را به او معرفی کنید و دفعهی بعد از او بپرسید دوست دارد کدام قسمت از بدنش را بشویید.
موقعی که میخواهید لباس کودک را بپوشانید نام لباسهایی را که میپوشانید و رنگ آنها را به او بگویید: «حالا زیرپوش سفید رو میپوشونم، بعدش بلوز آبی و شلوار سفید و حالا جوراب آبی.» زمانی که کودک کلمات را یاد گرفت؛ همراه او به فروشگاه رفته و از او بخواهید اجناسی را که نیاز دارید از قفسهها آورده و در چرخدستی قرار دهد. البته توجه به تواناییهای کودک امری بدیهی است.
نکتهای که باید به آن دقت کنید این است که برای هر کاری نیاز به شرح و تفصیل نیست؛ بلکه باید با راههایی ساده منظور خود را به کودک بفهمانید.
در هجده ماهگی میتوانیم در مورد رابطهی موجود بین کارهای کودک و نتایج حاصل از آنها، توضیحاتی به او بدهیم. کودک باید بداند حادثهای که برایش رخ داده در اثر کاری است که انجام داده است. اگر بگوییم: «اجاق بده و دست تو رو میسوزونه!» اصلاً سخن درستی نگفتهایم. او هنوز علت حادثه را درنیافته است. باید به او بگوییم: «اجاق داغ بوده، تو هم دستتو روش گذاشتی و دستت سوخته.»
برخی از والدین اگر با افتادن کودک خود بر روی زمین مواجه شوند، زمین را زده و میگویند که زمین مقصر بوده و کودک گناهی نداشته است. این کار نادرستی است. باید کودک متوجه شود که بر اثر بیتوجهی خودش، این اتفاق رخ داده است.
آموزش به کودکان
علاقه فرزندتان به کتاب
به کودک نباید زیاد “نه” گفت. اگر این کلمه را زیاد بشنود، اثر آن از بین خواهد رفت.
دلبند شما بین هجده تا سی و شش ماهگی اگر مورد تشویق واقع شود، علاقهمند به کتاب و کتابخوانی خواهد شد. در ساعات مشخصی که هم کودک و هم شما آمادگی لازم را دارید، کتابهای مناسب و جذابی را انتخاب کرده و برای کودک بخوانید. میتوانید کتاب خواندن را به زمان خوابیدن کودک موکول کنید. کودکان دوست دارند با شنیدن داستان از زبان پدر و مادرشان به خواب بروند.
بچهها در این سن دوست دارند سرگذشت بچههای همسن و سال خود را بشنوند، داستانهایی در مورد حیوانات و حتی اشیاء بیجان نیز مورد علاقهی کودکان است.
بچههای دو ـ سه ساله خیلی سریع جذب شعرهای کودکانه میشوند. اشعار کودکانهای که همراه با آهنگی زیبا خوانده میشوند بسیار برای آنها جذاب و لذتبخش است. حتماً برای کودک خود این اشعار را بخوانید و به آنها کتابهای شعر کودکانه هدیه بدهید.
کودکان دوست دارند شعرهای مورد علاقهی خود را بارها و بارها از زبان پدر و مادرشان بشنوند، حتی اگر هم شما و هم خود او شعر را از بر باشید. این ویژگی کودکان دو ـ سه ساله است. آنها با این کار زمان را هدر نمیدهند، بلکه به این تکرارها نیاز دارند تا مفهوم شعر را درک کرده و به الگوهای زبان مسلط شوند.
برای توضیح خواندن و نوشتن به کوچولوی خود بگویید: «عزیزم خوندن شکل دیگهی زبانه. نوشتن یعنی حرفایی که میزنیم رو روی کاغذ بیاریم.» اسم کودک را روی کاغذ بنویسید تا او با شکل نوشتاری اسمش آشنا شود.
فراموش نکنید که آموزش کاری تحمیلی نیست و نباید کودک وادار به آموختن شود؛ بلکه خود او از راه جستجو، تجربه، سعی و تلاش باید تشویق به آموختن شود. قطعاً در این راه با شکست نیز مواجه خواهد شد، اما برای او همهی اینها لازم است.
اگر بدانید که بعضی از شیطنتها و خرابکاریهای کوچولوی شما برای درک دنیای اطرافش و کسب تجربه است، راحتتر میتوانید حوصله به خرج دهید و از کوره در نروید.
مادری برای عادت دادن نظم و ترتیب به کودکش، قفسهای که کودک به راحتی به آن دسترسی داشته باشد را در اتاقش قرار داده بود تا کودک اسباببازیهایش را در آن قرار دهد. جعبهی رنگی زیبایی نیز در نظر گرفته بود تا پازلهای کودک در آن قرار گیرد. کودک نیز یاد گرفته بود که هر یک از اسباببازیهایش را در جای مخصوصی که انتخاب کرده بود، قرار دهد.
به باور دکتر مونتسوری کارهایی از این دست، به کودک یاد میدهد که هر کاری شروع و انجامی دارد. بعد از شروع هر کار باید آن را به پایان رساند و نیز مراحل فکری برای انجام آن باید منظم و تحت کنترل باشد. در ضمن، اینگونه نیز به والدین کمک میشود.
کودک دو ـ سه ساله علاقهی زیادی به کسب شایستگی دارد و اگر والدین صبر و حوصله به خرج داده، روش درست انجام هر کار را به کودکشان بیاموزند؛ او به سادگی و با تمرکز و رضایت کامل هر چیزی را یاد گرفته و بعدها با صرف زمان کمتر و انرژی بهتر کارها را انجام خواهد داد.
معمولاً والدین به علت مشغلهی زیاد اجازه نمیدهند خود کودک کارهایی که در توانش میباشد را انجام دهد. آنها به دلیل کندی کودک در انجام کارهایش، ترجیح میدهند خود مسئولیت همه چیز را بر عهده گرفته و انجامش دهند. لباسهای کودک را خودشان بپوشانند، غذایش را بدهند، دکمههای لباسش را ببندند، بند کفش کودک را بسته و راهی مهدش کنند.
کودک دوست دارد کاری را که میتواند، خودش به تنهایی انجام دهد. زمان کافی به او بدهید و اجازه دهید شادی حاصل از انجام کار را تجربه کند.
کودک را در کار یادگیری آزاد بگذارید و هر وقت که اشتیاق داشت، به او آموزش دهید. هنگامی که کودک اعلام کرد که از آموختن خسته شده است و یا از آن طفره رفت، سریع آموزش را متوقف کرده و روز دیگری کار را ادامه دهید.
افکار و نظرات مونتسوری را در خانه اجرا کنیم
به نظر یکی از متخصصان، مربیان باید قبول کنند که هماینک بسیاری از نظرات دکتر مونتسوری دربارهی آموزش کودکان، در حال اجرا است. مثلاً: اثاثیه و مبلمان ویژهی کودکان، اسباببازیهای آموزشی، پازلهای گوناگون، آموزشهای برنامهریزی شده و بسیاری از وسایل دیگر که در کودکستانهای پیشرفته مورد استفاده است، حاصل افکار مونتسوری است. در حال حاضر بهترین شیوهی کاربردی در زمینهی تحریک رشد فکری کودکان، روشی است که دکتر مونتسوری بیان کرده است.
اصول دکتر مونتسوری که از بررسیها و آزمایشهای انجام شده با شیوهی او به وجود آمد، عبارت است از:
- بر خلاف انسان بالغ، یک کودک مدام در حال رشد و تغییر است و سر منشأ این تغییرات میتواند محیط اطراف او باشد.
- کودک خردسال دوست دارد یاد بگیرد. وظیفهی کسی که به کودک علاقهمند است، تشویق کردن، فراهم کردن فرصتهای مناسب برای یادگیری و نیز مهیا کردن شرایطی است که کودک خودش یاد بگیرد.
- مغز یک کودک خردسال برای آموختن بسیار آماده است.
- هر کودکی اولین موضوعات را از اطراف خود یاد خواهد گرفت. برای اینکه یادگیریهای او رشد یافته و شکوفا شود، باید محیط پیرامون کودک به گونهای آماده شود که او آزادانه کارهای مورد علاقهاش را انجام دهد و کارهایی را که در آن بهتر عمل میکند، خودش انتخاب نماید.
- کودک خردسال خیلی از آموختههایش را از راه حرکات میآموزد، برای همین جز در مواردی که به سلامتی او خطری وارد میشود، به هیچ عنوان نباید حرکات او را محدود ساخت.
- یک کودک در سالهای گوناگون رشدش، مطالبی که در همان سطح باید بیاموزد را خواهد آموخت. (مثل حرف زدن، راه رفتن و …) به نظر دکتر مونتسوری کودک در هر مقطع از سن خود، قابلیتهایی خاص برای آموختن دارد که بعداً از بین خواهد رفت.
- فعالیتهای احساسی، در یادگیری کودک بسیار مؤثر است. هر چه شرایط بیشتری برای تحریکات احساسی مغز در حال رشد کودک فراهم شود، به همان میزان هوش او بیشتر رشد خواهد نمود.
- بهترین نوع یادگیری برای کودک، در محیط آزادی که توأم با نظم و ترتیب است، صورت میگیرد. او لازم است در محیط و یا کلاس، آزاد بوده و بتواند به سمت اشیاء مورد علاقهاش حرکت کند، به اطرافش دسترسی داشته باشد و هر طور که دوست دارد، جنبوجوش نماید.
- مربی و آموزگار کودک نباید مطلبی را با اصرار و فشار به او تحمیل نماید؛ به علاوه زمانی که کودک به آموختن سرگرم است، از دخالت کردن اجتناب کند.
- سرعت یادگیری کودک باید در توان او باشد. نباید سرعت یادگیری کودکان دیگر را مدام به او گوشزد کرد تا از آنها جا نماند و یا پیشتر برود.
- وقتی کودک کار موفقیتآمیزی انجام میدهد، احساس ارزشمندی در او ایجاد میشود. مهم نیست این کار چه باشد، پاک کردن میز، جمع کردن وسایل و … .
- در صورتی که یادگیری کودک در زمان آمادگی او برای آموزش باشد، علاوه بر رشد و تقویت هوش، شادی، خودباوری، علاقه و میل بیشتر به آموختن در او ایجاد خواهد شد.
در این مدارس یادگیری کاری مستقل است نه کاری گروهی. هر کدام از کودکان با سرعت و شتابی که از پتانسیل خودشان سرچشمه میگیرد، کار میکنند و مطابق با علاقهشان با هر وسیلهای که مایلند، بازی میکنند. این کودکان با کودکان دیگر چشم و هم چشمی ندارند، مانع یکدیگر نمیشوند و یا به آنها فشار نمیآورند تا همراه گروه، حرکت کنند.
کسی که ادارهی کلاس را بر عهده دارد، مدیر خوانده میشود، نه معلم؛ تا دیگران از فرق بین یک آموزگار با او کاملاً آگاه شوند. وظیفهی مدیر فراهم کردن محیطی است که کودک بتواند چیزهایی را در آن بیاموزد، خودآموزی دیگران را هدایت کند و به پرسشهایشان پاسخی درخور بدهد. او آموختن را به کودک تحمیل نمیکند، بلکه انگیزهای را در او به وجود میآورد که کودک شوق خودآموزی را در خود ایجاد کند.
کمتر پیش میآید که از موفیقت کودکان تقدیر به عمل بیاورد؛ چون کودک در پی رضایت شخصی از انجام کارهاست، نه تقدیر دیگران. همهی دستورالعملها و فعالیتهای مونتسوری در خانه قابل اجرا نیستند؛ چون اجرای این فعالیتها نیازمند محیطی بسیار وسیع و وسایلی ویژه است که فراهم نمودن آن برای والدین مقدور نیست؛ اما بعضی از تکنیکها و نظرات او به صورت جالبی در خانه قابل اجراست. پدرها و مادرهایی که از ایدههای مونتسوری آگاهند، میتوانند خودشان وسایل را درست کرده و تکنیکهای مونتسوری را به کار بندند.
- با وسایل حقیقی به کودکتان آموزش دهید. اگر در کمال صبر و حوصله، نحوهی استفاده کردن از وسایل را به کودک خود نشان دهید، او بیش از حد انتظارتان یاد خواهد گرفت.
- زمانی که تصمیم دارید کار یا مطلبی تازه را به کودک یاد دهید، پیش از هر کاری برایش برنامهریزی کرده و کار را به چند مرحلهی مختلف تقسیم کنید.
- در زمان آموزش کودک، باید حرکات شما به آرامی صورت گیرد. حتیالمقدور از چند کلمه استفاده کرده و آموزش خود را طولانی نکنید. اجازه دهید حرکاتتان، کودک را به چیزی که قصد آموزشش را دارید، راهنمایی کند.
- زمانی که خود کودک به تنهایی توانایی انجام کاری را دارد، هرگز به کمک او نشتابید. کمکهای غیر ضروری به هر صورتی که باشد، به کندی روند آموزش میانجامد.
- اجازه دهید کارهایی که در توانش میباشد را خودش انجام دهد.
- زمان کافی برای انجام هر کار را به کودک بدهید تا با عجله به آن کار نپردازد. معمولاً بچهها کارها را آهستهتر از بزرگترها انجام میدهند و حتی بعد از مهارت در آن کار، باز هم به تکرار نیازمندند.
- توجه به حق انتخاب کودک بسیار ضروری است. کودک باید تا حد امکان از این حق برخوردار باشد و اجازه داشته باشد کاری که دوست دارد را انجام دهد. او در صورتی متکی به خود خواهد شد که برای انجام کارهایش فرصتی داده شود.
- زمانی که کودک به کاری علاقهمند نیست، برای این که آن کار را شروع کند، پافشاری نکنید. هرگز مجبورش نکنید به برنامهی آموزشی که علاقهای ندارد، بپردازد. علاقهی کودک بهترین و مؤثرترین ابزار آموزشی است و یکی از دلایل مهم موفقیت مدارس مونتسوری همین عامل است. پدرها و مادرها هم باید این شیوه را به کار برده و از وارد کردن فشار به کودک خود بپرهیزند.
- در زمان مناسب علاقه به نظم و ترتیب را در دلبندتان ایجاد کنید. این مسأله باید به صورت عملی در کودک به وجود آید. مثلاً کودک مشاهده کند شما به آرامی دری را میبندید و یا کره را تا کنار نان پهن میکنید.
- هرگز در حضور کودک، کاری را که او انجام داده، انجام ندهید. هر چند در انجام آن کار موفق شده باشد؛ چون در این صورت علاوه بر ادامه ندادن آن، از انجامش هم دلسرد و مأیوس میشود. اگر کودک در انجام کاری با مشکل روبهرو است، کار سادهی دیگری که با آن کار همخوانی دارد را به او واگذار کنید. مثلاً کودک نمیتواند آب را از پارچ به لیوان بریزد، شما میتوانید به او بگویید که شکر را از ظرفش در استکان بریزد. این کار تمرین خوبی برایش خواهد بود.
- مانع انجام کارهای فرزندتان نشوید و برای او ارزش و احترام بگذارید. شاید کاری که او میکند، تکراری باشد، اما زمانی که با احترام شما مواجه میشود، احترام گذاشتن به کار دیگران را یاد میگیرد.
- یکی از بازیهای شاد و نشاطانگیزی که میتوانید برای توسعه و رشد تحرک کودکتان انجام دهید، این است که با گچ دایرهای بزرگ و یا هر شکل دیگری را روی زمین بکشید. سپس به کودک بگویید یک پای خود را روی خط گذاشته و پای دیگرش را بیدرنگ جلوی پای قبلی بگذارد، طوری که پاشنهی پای دوم به پنجهی پای اول بچسبد. این کار تا جایی که دایره طی شود، ادامه مییابد. در مرحلهی دوم از کودک بخواهید که این کار را، با لیوان آبی در دست انجام دهد، بدون آن که آب لیوان را بریزد. در مرحلهی بعد کیسهای کوچک که در آن مقداری نخود ریختهاید را روی سر بگذارد و بدون ریختن آن، به مسیر ادامه دهد. این بازی برای کودک بسیار مفرح و لذتبخش است.
- پارچههایی از نوع ابریشم، کتان، مخمل، پشم و … را به کودک بدهید و برای تحریک حساسیت او، به کودک اجازه دهید آنها را لمس کند. اسم هر کدام را گفته و سپس از او بخواهید با چشمهای بسته، پارچهها را لمس کند.
- جعبههای کوچک مقوایی درست کرده و سنگریزه، برنج، گردو، نخود و … در آنها بریزید. از کودک بخواهید با تکان دادن هر کدام از جعبهها، بلندی صدا را تشخیص داده و جعبهها را به ترتیب بلندی صدا کنار هم بچیند. این کار شنوایی کودک را تقویت میکند.










