4 دسته والدین با 4 روش تربیت فرزند

( والدین بی توجه – ناراضی – آسان گیر – مربی هیجان )

در این آموزش از سایت دکتر مانی سلیمانی قصد داریم در مورد 4 دسته والدین با 4 روش تربیت فرزند صحبت کنیم و بصورت کامل بررسی کنیم که چرا روش های تربیت فرزند والدین بی توجه، ناراضی، آسان گیر، مربی هیجان چیست و چه مشکلاتی دارد.

تربیت فرزند مفهومی ساده است که پایه و اساس‌اش استوار بر عقل سلیم بوده و در عمیق‌ترین جایگاه‌ احساس آدمی نسبت به فرزندانش ریشه کرده، اما پرورش فرزند مسأله‌ای نیست که هر کس صرف داشتن علاقه به فرزند از آن بهره ببرد یا والدینی که در نحوه‌ی برخورد با فرزندان‌شان روش‌های مثبت و سرشار از محبت را سرلوحه‌ی رفتارهای‌شان قرار دهند از آن برخوردار باشند.

این مقوله را باید هنری دانست که به غیر از آگاهی هیجانی به مهارت‌های ویژه‌ای ـ مثل مهارت حل مسأله و گوش دادن مسلط باشند.

اگر می‌خواهید از گروه والدین مربی هیجان موفق باشید، باید همیشه خود را مورد امتحان و ارزیابی قرار دهید. ما در اینجا برای شما امکانی را فراهم کردیم تا شما بتوانید خود را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید که جزو کدامین گروه از والدین هستید.

مطالب مفید: بهترین روش تربیت فرزند در ۲۰۲۱ چیست؟

 

اول: روش تربیت فرزند توسط والدین بی توجه

نکات مهم روش تربیت فرزند توسط والدین بی توجه بشرح زیر است:

  • احساسات فرزندان‌شان را یک فرآیند ساده در نظر می‌گیرند و خیلی راحت از کنار آن می‌گذرند.
  • اصلاً توجهی به احساسات فرزندشان ندارند.
  • زمانی که کودک ابراز احساسات می‌کند، سریع از او می‌خواهند که ساکت شود.
  • از هر راهی که می‌توانند، وارد می‌شوند تا مانع ابراز احساسات کودک شوند.
  • احساسات و اضطراب کودک‌شان را مسخره می‌کنند.
  • بر این باورند که این احساسات منطقی نیستند، برای همین راحت از کنار آن می‌گذرند.
  • اصلاً علاقه‌ای به حرف‌های کودک نشان نمی‌دهند.
  • این امکان هست که از احساسات خود و اطرافیان‌شان بی‌اطلاع باشند.
  • زمانی که کودک، احساساتی و سرشار از هیجان می‌شود یا مستأصل می‌ماند که چه کند یا ناراحتی، ترس، دلشوره و نارضایتی به سراغش می‌آید.
  • مدام در این ترس به سر می‌برند که مبادا کنترل هیجانی خودرا از دست بدهند.

کودکان در اثر مواجهه با رفتارهایی از این قبیل، می‌آموزند که و احساسات‌ و اضطراب‌شان غلط و بی‌ارزش است. گاهی به این نتیجه می‌رسند که این احساسات، مادرزادی به آن‌ها منتقل شده است. این امکان هم هست که نتوانند از عهده‌ی مرتب و تنظیم کردن احساسات‌شان بر بیایند.

دوم: روش تربیت فرزند توسط والدین ناراضی

نکات مهم روش تربیت فرزند توسط والدین ناراضی بشرح زیر است:

  • بیشتر رفتارهایی که والدین بی‌توجه نسبت به تربیت فرزند در پیش می‌گیرند، به صورتی شدیدتر در این والدین دیده می‌شود.
  • تا کودک‌شان شروع به ابراز احساسات می‌کند، فوراً او را مورد سرزنش قرار می‌دهند.
  • در مرزبندی رفتارها یا محدود کردن‌شان، زیاده روی می‌کنند.
  • اصرار زیادی می‌کنند تا فرزندشان رفتار مناسبی از خود بروز دهد.
  • زمانی که کودک هیجاناتش را بروز می‌دهد او را بازخواست و تنبیه می‌کنند؛ برایشان هم فرقی ندارد که این رفتارها خوب است یا بد.
  • این والدین براین باورند که ابراز هیجانات منفی باید در فرصت‌های خاص صورت پذیرد.
  • معتقدند که هیجانات منفی باید کنترل شود.
  • آن‌ها به این نکته کاملاً ایمان دارند که وجود مسأله‌ای مثل هیجانات منفی نشان دهنده‌ی ویژگی‌های بد شخصیتی کودک است.
  • بر این نکته تأکید دارند که کودکان باید مطیع محض بزرگ‌ترها باشند.

اثراتی که در این روش تربیت فرزند می‌گذارد، درست مانند روش تربیت فرزند، والدین بی‌توجه است.

سوم: روش تربیت فرزند توسط والدین آسان‌گیر

نکات مهم روش تربیت فرزند توسط والدین آسان‌گیر بشرح زیر است:

  • اگر احساساتی از طرف کودک ابراز شود، آن را می‌پذیرند.
  • زمانی که کودک‌شان درگیر احساسات منفی است، او را دلداری می‌دهند.
  • برای هدایت‌ نوع رفتار کودک‌شان، تلاش زیادی نمی‌کنند.
  • به فرزندشان چیزی در راستای هیجانات آموزش نمی‌دهند.
  • خیلی راحت با مسائل روبه‌رو می‌شوند و اصلاً برای او حد و مرزی نمی‌گذارند.
  • کودک را کمک نمی‌کنند تا مشکلاتش را حل نماید.
  • روش‌هایی را به کودک آموزش نمی‌دهند که بتواند توسط آن‌ها مشکلاتش را حل کند.
  • بر این باورند که در برابر هیجانات کودک نمی‌توان کاری انجام داد و فقط باید آن راتحمل کرد.
  • اعتقاد دارند که تنها راه برای کنترل احساسات و هیجانات منفی، ابراز و تخلیه‌ی آن است.

اثرات در این روش تربیت فرزند این است که نمی‌گذارد تا او بیاموزد که هیجاناتش را کنترل و تنظیم کند؛ به علاوه در مسائلی مثل دوست‌یابی و کنار آمدن با هم‌سن و سالانش نیز با مشکل روبه‌رو خواهد شد.

چهارم: روش تربیت فرزند توسط والدین مربی هیجان

نکات مهم روش تربیت فرزند توسط والدین مربی هیجان بشرح زیر است:

  • زمانی که کودک اسیر احساساتی مثل: ترس، خشم، ناراحتی و … است با صبر و حوصله‌ی فراوان با این مسأله روبه‌رو می‌شوند.
  • هیجانات خودشان را کاملاً می‌شناسند و اهمیت ویژه‌ای برای آن قائل هستند.
  • دنیای هیجانات منفی را دنیای مؤثری برای پرورش کودک‌شان در نظر می‌گیرند.
  • کاملاً از احساسات کودک‌شان آگاه هستند و کوچک‌ترین حالات هیجانی‌شان را تشخیص می‌دهند.
  • احترام خاصی برای هیجانات کودک‌شان قائلند.
  • زمانی که کودک ابراز احساسات می‌کند، دست و پای خود را گم نمی‌کنند و با تسلط کامل با آن برخورد خواهند کرد.
  • هرگز احساسات و هیجانات کودک‌شان را مورد تمسخر قرار نمی‌دهند.
  • برای فرزند تعیین و تکلیف نمی‌کنند که باید چه احساسی داشته باشند.
  • در این فکر نیستند که: «باید تمامی مشکلات فرزندم را حل کنم».

در این روش تربیت فرزند، کودکان می‌آموزند تا به احساسات و هیجانات‌شان اعتماد و آن‌ها را تنظیم و کنترل کنند. درضمن راه‌حلی هم برای حل مشکلات‌‌شان می‌یابند. این‌گونه بهتر می‌آموزند، عزت نفس‌شان بیشتر‌خواهد شد و با دیگران بهتر کنار خواهند آمد.

 

مشکل این 4 دسته والدین در تربیت فرزند چیست؟

در ادامه به بررسی دقیق مشکل اصلی این 4 دسته از والدین در تربیت فرزند میپردازیم.

مشکل والدین بی‌توجه در تربیت فرزند چیست؟

والدین بی‌توجه در همان ابتدای کودکی می‌آموزند که مانع ابراز احساسات شوند.

یکی از ویژگی‌های والدین بی‌توجه در تربیت فرزند، علاقه‌ی شدید آن‌ها به خنده و شادی و فرار از ناراحتی‌ها است. پس قطعاً در نادیده گرفتن و کوچک شمردن احساسات و هیجانات منفی کودکان‌شان تبحری بالفطره و خاص دارند. به عنوان نمونه زمانی که فرزندشان عصبی یا ناراحت است با او شوخی می‌کنند یا قلقلکش می‌دهند.

برای والدین در تربیت فرزند اصلاً مهم نیست که این کار را به روشی پسندیده انجام دهند یا کوچک کننده، مهم این است که کودک در موقعیتی قرار می‌گیرد که کاملاً نادرست است. او در آن لحظه فقط این را در ذهنش مرور می‌کند: «تو نمی‌توانی به احساساتت اعتماد کنی. قضاوتی که کردی کاملاً بی‌پایه و اساس است.»

بیشتر والدینی که در تربیت فرزند که به راحتی از کنار احساسات کودکان‌شان می‌گذرند در توجیه این رفتار می‌گویند: «او فقط یک بچه است.» آن‌ها معتقدند که دغدغه‌ها و نگرانی‌های کودک‌شان از هر چه که باشد، بسیار پیش پا افتاده و کوچک است؛ مخصوصاً زمانی که این احساسات را با مشکلات بزرگ خود مانند تأخیر در اقساط ماهانه، عقب افتادن اجاره‌ی منزل، بیماری یکی از اعضا و بستری شدنش در بیمارستان مقایسه کنند. درضمن آن‌ها بر این نکته تأکید فراوان دارند که بچه‌ها کلاً بی‌منطق‌اند.

در آخر یکی دیگر از دلایلی که برای انکار و نادیده گرفتن هیجانات از طرف والدین بی‌توجه در تربیت فرزند بیان می‌شود این است که آن‌ها می‌ترسند تا در زمان ابراز هیجان، کنترل‌شان را از دست بدهند. این والدین هیجاناتی این‌چنینی را به آتش، طوفان و مواد منفجره تشبیه می‌کنند. «اوه، اوه چه زود آتیشی شد!!»

مشکل والدین ناراضی در تربیت فرزند چیست؟

این والدین شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در تربیت فرزند نسبت به والدین بی‌توجه دارند. از ویژگی‌های آن‌ها، گیر دادن‌های بی‌مورد، حس همدلی نکردن با کودکان در تجربه‌های احساسی‌شان، ایراد گرفتن بسیار، انکار و نادیده‌ گرفتن هیجانات کودکان و تنبیه بی حد و حصر در تربیت فرزند است.

این والدین به جای درک هیجانات کودک، با رفتارهای منشعب از این هیجانات همسو و همراه می‌شوند.

مثلاً اگر کودک در حال گریه کردن فریاد بزند و مادر را با جملات آزار دهنده خطاب قرار دهد، به جای آن‌که علت گریه و این فریاد را جویا شود، یک پس‌گردنی به او می‌زند یا ضربه‌ای پشت دستش می‌نوازد که چرا این‌گونه رفتار می‌کنی؟؟!!

آن‌ها اصلاً از ابراز احساسات کودک‌شان راضی نیستند و بدون در نظر گرفتن شرایط، این‌گونه رفتارها را بی ‌مورد و نابه‌جا می‌دانند و هر ابراز احساساتی را با سرزنش جواب می‌دهند.

در مشاوره‌های تربیت فرزند که با این نوع والدین داشتم، دیدم که اکثر آن‌ها از گریه و ناراحتی کودک‌شان به شدت ناراحتند. زمانی که علت را می‌پرسیدم جواب می‌دادند که گریه و زاری فرزندشان اصلاً از روی منطق و دلیل خاصی نیست. آن‌ها با این کار می‌خواهند ما را از موضوع اصلی گمراه کرده و امتیاز بگیرند.

عده‌ای از والدین ناراضی در تربیت فرزند هم هستند که مانند والدین بی‌توجه از ابراز احساسات گریزانند، چون می‌ترسند که کنترل‌شان را از دست بدهند. این نوع والدین تصور می‌کنند که در برابر فرزندان سرکش به سمت رفتارهای احساسی کشیده می‌شوند و این حس اصلاً عاقبت خوبی را در پی نخواهد داشت؛ بدین ترتیب کودک را مستحق تنبیهی شدید می‌دانند، چون باعث تمام این احساسات شده.

گاهی هم علت تنبیه فرزندان توسط والدین ناراضی، قوی بار آمدن کودک بیان شده. بعضی مواقع هم در‌ وحشتناک‌ترین حالت ممکن (که به ندرت اتفاق می‌افتد)، پیش آمده که والدین به فرزند خود یاد می‌دهند تا به هیچ عنوان ابراز احساسات منفی نکنند.

 روش تربیت فرزند این پدرها و مادرها روش چشم در برابر چشم است. یعنی اگر کودک عصبی باشد والدین هم به تبعیت از حالت فرزند عصبی می‌شوند، اگر کودک شاد باشد آن‌ها هم در شادی او شریک خواهند شد.

در مسیر تحقیقاتی که داشتم به دو دلیل عمده‌ی ممانعت والدین از ابراز هیجانات منفی رسیدم که دلیل اول، نظریه‌ی اتلاف وقت و دلیل دوم، ارزش اشک و هیجانات منفی بود.

مشکل والدین آسان‌گیر در تربیت فرزند چیست؟

این گروه از والدین برخلاف دو گروه دیگر با شوق و رضایت احساسات فرزندشان را پذیرا هستند. آن‌ها از هر راهی که بتوانند این پیام را به فرزندشان می‌رسانند که ما تو را دوست داریم.

این گروه، مشکلی را هم در دفتر تحقیقاتی دانشمندان به نام خود ثبت کرده‌اند و آن این‌که قادر نیستند یا نمی‌خواهند تا در نحوه‌ی کنترل احساسات منفی، به فرزندشان راهنمایی دهند. آن‌ها معنقدند که نباید کار به احساسات و هیجانات کودک داشت، به علاوه احساساتی مثل خشم و عصبانیت را مانند سوپاپ اطمینان در نظر می‌گیرند. و تنها وظیفه‌ی خود را به عنوان پدر یا مادر، باز گذاشتن فضا برای ابراز احساسات و تخلیه‌ی هیجانات می‌دانند.

این‌گونه به نظر می‌رسد که آن‌ها نمی‌دانند چگونه باید به فرزندشان کمک کنند تا بر مشکلات فائق آیند و از ابراز هیجانات‌شان تجربه بیاموزند؛ همچنین، نمی‌توانند برای فرزندان‌شان حد و مرزی قائل شوند ـ حال از سر علاقه یا نادانی ـ و به بهانه‌ی قبول کردن بی‌چون و چرا، به کودک اجازه می‌دهند تا هیجانات و احساساتش را از هر راهی که می‌تواند ابراز کند.

این‌گونه است که کودک با تکرار این عمل و محدود نبودن به قانونی خاص، تبدیل به موجودی خود مختار شده و در زمان عصبانیت، دهان به پرخاشگری باز می‌کند و سبب آزار اطرافیان می‌شود یا چون کمک والدین را نداشته و نحوه‌ی ابراز احساسات را به طور صحیح نیاموخته، در زمان ناراحتی گوشه‌ای می‌نشیند، گریه می‌کند و راه آرام کردن خودش را بلد نیست.

به احتمال خیلی زیاد شیوه‌ی تربیت فرزند والدین آسان‌گیر مانند دو گروه دیگر که درباره‌ی آن‌ها صحبت کردم، ریشه در کودکی‌شان دارد. مثلاً ساره، یکی از مراجعه کنندگان به دفتر مشاوره‌ی من، جزو این گروه از والدین است.

او می‌گوید: «زمانی که بچه بودم مدام مورد سرزنش و تنبیه والدینم قرار می‌گرفتم؛ حتی اجازه‌ی گریه هم نداشتم چه برسد به اعتراض. اما حالا می‌خواهم فرزندانم بدانند، زمانی که از دست من عصبانی یا ناراحت هستند، می‌توانند فریاد بکشند و بگویند که مامان دوست نداریم. آن‌ها را آزاد گذاشتم تا هر آنچه که می‌خواهند انجام دهند و بگویند.»

اما ساره مشکل دیگری را نیز بیان کرد. او گفت از این‌که مادر است احساس عذاب می‌کند؛ چون وقتی که وحید 10 ساله‌اش کار غلطی را انجام می‌دهد، با این‌که با تمام وجود خواهان تذکر به اوست، باز از کوره در می‌رود و با او دعوا می‌کند. او می‌گفت گاهی وقت‌ها احساس می‌کرده که راهی جز این نداشته!

 

کودکانی که توسط والدین آسان‌گیر خود راهنمایی نمی‌شوند با مشکلات زیر روبه‌رو خواهند شد.

  • نمی‌آموزند که هیجانات‌شان را کنترل و تنظیم کنند.
  • آن‌ها بیشتر اوقات در زمان ابراز احساسات، قادر به آرام کردن خود نیستند.
  • تمرکز و یادگیری در مهارت‌های جدید را از دست می‌دهند.
  • عملکرد تحصیلی‌شان نتیجه‌ی ضعیفی خواهد داشت.
  • در تشخیص نشانه‌های اجتماعی با مشکل روبه‌رو می‌شوند.
  • در دوست‌یابی و حفظ ارتباط با دوستان دیگر، ناتوانند.

مشکل والدین مربی هیجان در تربیت فرزند چیست؟

بیشتر رفتارهای والدین مربی هیجان شبیه روش‌های تربیت فرزند والدین آسان‌گیر است؛ اما در این شباهت‌ها، تفاوت‌های کوچک اما عمیق و مؤثری هم دیده می‌شود. این والدین مانند والدین آسان‌گیر احساسات و هیجانات کودک‌شان را با جان و دل، و بی چون و چرا پذیرا هستند. هرگز تلاشی در نادیده گرفتن یا انکار این احساس ندارند، یا به‌خاطر بروز احساسی از طرف کودک او را تحقیر و تنبیه نمی‌کنند و مورد استهزاء قرار نمی‌دهند.

یکی از تفاوت‌های مهم میان این دو گروه، راهنما بودن والدین مربی هیجان در کشمکش‌های احساسی فرزندان‌شان است. آن‌ها همان‌گونه که احساسات کودک‌شان را همه جانبه پذیرا هستند، در تمامی‌ ابعاد احساسی برای کودکان‌شان حد و مرزهایی قرار می‌دهند و به او می‌آموزند که چگونه این احساسات را کنترل و تنظیم کنند. بدین ترتیب کودک با کمک والدین خود یاد می‌گیرد تا برای حل مشکلاتش راه حلی پیدا کند.

تحقیقات نشان داده که والدین مربی هیجان علاوه بر این‌که از احساسات و هیجانات فرزندان‌شان کاملاً آگاه هستند، تسلط و آگاهی خاصی هم بر احساسات و هیجانات خود دارند. و حتی در مورد احساساتی که به هیجانات منفی معروفند، نظرات مثبتی دارند و آن‌ها را مفید می‌دانند.

بیشتر والدین مربی‌ هیجان قدرت و توانایی درک هیجانات و احساسات فرزندان را نشانه‌ای از مشترک بودن ارزش‌ها در والدین و کودک می‌دانند.

والدین مربی هیجان، با آموزش و تشویق در تربیت فرزند، صداقت هیجانی را در کودک خود رشد می‌دهند. این برای کودکان بدان معنی است که آن‌ها باید بدانند، انجام یک کار نادرست، پایان دنیا نیست یا عصبانی شدن‌شان نشانه‌ی بد بودن‌شان نخواهد بود؛ و این‌که بدانند چیزهایی که گهگاه باعث ناراحتی و عصبانیت‌شان می‌شود، برای‌شان مفید بوده و ذاتاً بد نیستند؛ همچنین آن‌ها با تعیین حد و مرز مانع خود سری و خود مختاری  محض و بی‌چون و چرای کودک می‌شوند.

آن‌‌ها تمام احساسات ـ چه مثبت، چه منفی ـ را می‌پذیرند، اما با زیاده‌روی کنار نمی‌آیند. در ضمن، این والدین اگر چه نمی‌توانند فشار و سختی را روی دوش فرزندشان ببینند، اما هرگز به خود اجازه نمی‌دهند که تمام مشکلات فرزندشان را حل کنند و گهگاه برخی از مشکلات کوچک را می‌گذارند تا خود کودک با آن‌ها دست و پنجه نرم کرده و راه حلش را بیابد.

والدین مربی هیجان، می‌دانند که هیجانات و ابراز آن‌ها چه تأثیرات معجزه آسایی در روند تربیت فرزند دارند؛ از این رو در ابراز احساسات نسبت به کودک‌شان، کوچک‌ترین تردیدی ندارند.

یعنی زمانی که ناراحتند، گریه‌ی خود را از آن‌ها مخفی نمی‌کنند یا اگر عصبانی هستند، دلیلش را برای کودک شرح می‌دهند. در ضمن این والدین واهمه‌ای از پذیرش اشتباه در حضور کودک ندارند و زمانی که اشتباهی در رفتارشان دیده می‌شود، سریع عذر خواهی می‌کنند. این رفتار‌ها باعث قوی‌تر شدن روابط بین والدین و فرزند می‌شود.

اثرات رفتار والدین مربی هیجان در تربیت فرزند این چنین خواهد بود:

  1. آن‌ها بیشتر از خواسته‌های والدین خود پیروی می‌کنند.
  2. همیشه به دنبال رضایت والدین خواهند بود.
  3. به راحتی احساسات خود را کنترل و تنظیم می‌کنند.
  4. به راحتی برای حل مشکلات‌شان راه‌کارهایی مؤثر می‌یابند.
  5. اعتماد به نفس و عزت نفس‌شان در بالاترین حد ممکن قرار خواهد گرفت.
  6. در دوست‌یابی و حفظ روابط اجتماعی سرآمد خواهند شد.
  7. نشانه‌های اجتماعی را سریع درک خواهند کرد.

پرسش و پاسخ

منظور از روش تربیت انواع والدین چیست؟

در این آموزش 4 دسته از والدین و اشتباهات روش های تربیتی آنها را بررسی میکنیم.

این چهار دسته والدین چه کسانی هستند؟

4 دسته والدین بی توجه، والدین ناراضی، والدین آسان گیر، والدین مربی هیجان هستند.